سایر منابع:
سایر خبرها
فریدون مشیری، شاعر دلاویزترین شعر جهان
بود . پدرش او را در دبستان ادب که پشت مسجد سپه سالار قرار داشت ثبت نام کرد که با سیاوش کسرایی شاعر نام آشنا هم کلاس بود . دو سال بعد به علت ماموریت کاری خانواده مشیری رهسپار مشهد شد . فریدون مشیری سال 1313 در دبستان همت تحصیلاتش را ادامه داد . در مدت هفت سالی که در مشهد بودند فریدون دوران ابتدایی را با موفقیت پشت سر گذاشت سپس وارد دبیرستان شاهرضا شد . سال اول دبیرستان را در مشهد سپری کرد . در سال
اگر برای من آب نداره برای تو که نون داره
روزی گذشت و دوباره چاه کن و کارگرانش مشغول کارشان بودند که ناگهان یکی از کارگرها فریاد زد آب، آب، به آب رسیدیم. منبع مقاله : رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول
استخوان لای زخم گذاشتن
شد من استخوان را برداشتم، زخم جوش خورد و دست قصاب خوب خوب شد. پدر گفت: همین کار را کردی که شام امشبمان گوشت ندارد. پسر تعجب کرد و گفت: مگر نباید استخوان را از لای زخم برمی داشتم؟ پدر گفت: تو جوانی و تازه کار، من خودم آن استخوان را لای زخم قصاب گذاشتم تا مدتی زخمش خوب نشود و او مجبور شود برود و بیاید و برایمان گوشت تازه بیاورد. حالا با این کار تو از فردا ما باید به دیدن قصاب برویم تا گوشت بخریم و تازه پولش را هم بدهیم. منبع مقاله : رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول ...
اگر خیلی باسوادی برو خط پیشانی خودت را بخوان
را تغییر می دادی تا به این روز فقر و بیچارگی نیفتی. پیرمرد حیرت زده رفتار مرد را نگاهی کرد، که چگونه قلوه سنگ ها را در یک طرف خورجین و در طرف دیگر خورجین ظرف های مسی را ریخت. پیرمرد چون هیچ حرفی برای گفتن نداشت سکوت کرد و بدون اینکه خداحافظی کند به مسیر خودش ادامه داد. منبع مقاله : رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول
اگر تو کلاغی من بچه کلاغم
کلاغ می توانست خود به تنهایی پرواز کند. و مادرش از اینکه جوجه کلاغ با سرعت توانسته راه و رسم پرواز را بیاموزد بسیار خوشحال بود. یک شب کلاغ مادر به جوجه اش گفت: تو دیگر بزرگ شده ای و می توانی از خودت مراقبت کنی. فقط خیلی مراقب آدم ها باش، چون بچه ی آدم ها همیشه در پی آزار و اذیت جوجه ها و پرنده ها هستند. تو باید خیلی مواظب خودت باشی. بچه کلاغ که با دقت به حرف های مادرش گوش می کرد فکر کرد و گفت
با دُم شیر بازی نکن
دید چاره ای ندارد جز اینکه به حرف دوست کوچکش گوش دهد، شروع به غرش کرد. موش سریع طناب های اصلی تور را که به شاخه ی بزرگی از درخت وصل بود و شیر را در تور نگه داشته بود جوید تور به زمین افتاد طناب های تور باز شد و شیر توانست به راحتی از آن خارج شود. منبع مقاله : رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول
اگر پیش همه شرمنده ام، پیش دزد روسفیدم
به دزدی کرده بود را نشان می داد. صاحب خانه که سالیان سال مرد خدمتکار و خانواده اش را می شناخت و به صداقت و درستکاری او اطمینان داشت بلافاصله به سمت مرد تاجر رفت و گفت: من می خواهم جیب های شما را بگردم و پیش از آنکه مرد ثروتمند فرصت دفاع از خود را داشته باشد جیب های او را گشت و ساعت طلا را در جیب شلوارش یافت. میهمانان که حیرت زده شده بودند فهمیدند که چرا آن مرد شیاد خدمتکار بیچاره را متهم می کرد. منبع مقاله : رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول ...
ایراد بنی اسرائیلی می گیرد
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: نویسنده: الهه رشمه مورد استفاده: در مواقعی استفاده می شود که شخص برای توجیه کارهای خود بهانه های بی منطق بیاورد. برطبق قرآن مجید پسران حضرت یعقوب و پیروان آیین یهود را قوم بنی اسرائیل می نامند. در زمانی که حضرت موسی (علیه السلام) به پیامبری رسیدند، این قوم به ایشان ایمان نیاوردند و هر روز به عناوین مختلف حضرت موسی
این شتر را جای دیگری بخوابان
ولی تا خواست شتر را بخواباند صاحبخانه خارج شد و گفت: آقا! این شتر را جای دیگری بخوابان. آن شب دزد که از همه جا بی خبر بود به در هر خانه ای می رفت تا شتر را بخواباند موفق نمی شد. شکش برد که احتمالاً مردم از موضوع باخبرند و فقط نمی خواهند فردی باشند که دزد را تحویل حاکم می دهد. با این فکر دزد خواست از شهر خارج شود و در بیابان های اطراف شهر شتر را رها کند، ولی همین که خواست از دروازه ی شهر رد شود مأموران پادشاه او را گرفتند. منبع مقاله : رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول ...
از این ستون تا آن ستون فرج است
وفای به عهد و خوش قولی جوان محکوم را دید او را بخشید و درواقع از این ستون به آن ستون فرج شد. منبع مقاله : رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول
از دماغ فیل افتاده
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: نویسنده: الهه رشمه مورد استفاده: این ضرب المثل در مورد افراد از خود متشکر و از خودراضی به کار می رود که به دیگران فخر می فروشند. حضرت نوح (علیه السلام) یکی از پیامبران بزرگ الهی است، که در طی عمر طولانیشان تمام وقت خود را صرف تشویق مردم قوم خود به خداپرستی، انسانیت و دوستی کردند. ولی هرچه ایشان بیشتر تلاش می کردند
از میان همه پیامبران جرجیس نصیب ما شد
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: نویسنده: الهه رشمه مورد استفاده: کنایه از بدشانسی و بداقبالی افراد می باشد. روزی روباهی گرسنه از کنار پرچین های یک خانه می گذشت که چشمش به مرغ چاق و چله ای افتاد که آرام آرام در حیاط قدم می زد و به طرف مرغدانی می رفت، دوباره به حیاط می آمد و دانه می خورد. البته این همه آرامش و آسایش مرغ به جهت حضور سگ نگهبان خانه
آب اینجا و نان اینجا، کجا بروم بهتر از اینجا؟
یعنی چه؟ تمام متهمان به دادگاه می آیند و از قاضی می خواهند دوره ی حبس آنها را در زندان کاهش دهد تا بتوانند با آزادی زندگی کنند ولی تو برخلاف همه ی مردم عمل می کنی؟ مرد تنبل لبخندی زد و گفت: دیگران را نمی دانم ولی برای من آب اینجا و نان اینجاست کجا بروم بهتر از اینجا؟ این بار قاضی برای اینکه واقعاً او را تنبیه کند دستور داد او را آزاد کنند و به او گفت: اگر یکبار دیگر کار خلاف از تو سر بزند این بار تو را برای بیگاری و راه سازی به جای دوری می فرستم. منبع مقاله : رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول ...
آخرش نفهمیدم رفیق منی یا رفیق گرگ
: خوب به سرش می زنم که سریع بمیرد و مرد دوباره گفت: نه نه به سرش نزنی صورتش متلاشی می شود و دیگر معلوم نیست گرگ شکار کرده ایم آن وقت چه طوری می خواهی ثابت کنی این گرگ یک شغال یا یک سگ نیست. مرد شکارچی که دید هرجای گرگ را می گوید دوست می گوید نه، دست نگه دار، گناه دارد رو کرد به دوستش و گفت: آخرش نفهمیدم تو رفیق منی یا رفیق گرگ. منبع مقاله : رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول
آدم گرسنه سنگ را هم می خورد
کرده ای و خیلی خسته ای بخواب در آن صورت زمین سفت هم همچون گهواره ای نرم برای تو آرامش بخش خواهد بود. منبع مقاله : رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول
آنچه گذشته افسوس مخور
پند و اندرزهای زیبای تو استفاده کنم. حداقل می توانم راه و روش درست زندگی کردن را از تو یاد بگیرم. پرنده که می دانست نیت شکارچی از این همه محبت ناگهانی چیست به او توجهی نکرد. ولی شکارچی که مصمم بود به هر قیمتی شده پرنده را به دست آورد گفت: دو پند اولت حرف نداشت. پند سوم را به همین نیکویی بگو تا من استفاده کنم. پرنده که تازه جان سالم به در برده بود، گفت: تو خیلی زرنگ و طمعکار هستی. چنین
فرهنگ در رسانه
روند پیروی می کند. چند سالی است که گروه های زیادی سراغ استفاده از موسیقی جنوب رفتند. روندی که شاید با پویا محمودی و گروه باراد آغاز شد و بعد از آن سهیل نفیسی، دارکوب، کماکان، کاکوبند و داماهی در حال ادامه دادن تجربیات اینچنینی هستند. حتی ابراهیم منصفی هم روزبه روز شناخته تر می شود. به نظر شما دلیل به وجودآمدن چنین پدیده ای چیست؟ یگانه: شاید دلایل جامعه شناسی زیادی وجود داشته باشد. برای
آن قدر شور بود که خان هم فهمید
؟ میهمانان که قبلاً غذای این آشپز را خورده بودند و خونسردی حاکم را دیده بودند با تعجب نگاهی به حاکم کردند. آشپز سریع گفت: نه قربان فکر نمی کنم اینطوری باشد؟ یکی از میهمانان ناگهان فریاد زد خجالت بکش، تازه فکر نمی کنی؟ این غذا آنقدر شور است که خان هم فهمید. خان در حالی که دست از غذا خوردن می کشید گفت: یعنی تاکنون همیشه غذا بد بوده و من نفهمیدم. تو به من گفتی نفهم؟ بلند شو و از جلوی چشم من دور شو. بعد به آشپز گفت: دیگر به اینها غذا نده و خودش مابقی غذا را خورد. منبع مقاله : رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول ...