سایر منابع:
سایر خبرها
با یک تیر دو نشان زدن
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: نویسنده: الهه رشمه مورد استفاده: در مورد افرادی است که با کمترین امکانات بهترین کارها را انجام می دهند. یکی بود یکی نبود، سال ها پیش که مثل امروز خبری از مداد و خودکار و خودنویس نبود مردم برخی کشورها از پَر پرندگان برای نوشتن استفاده می کردند و در کشورهایی که نی در کنار مرداب هایشان سبز می شد از نی برای نوشتن
با همه بله، با ما هم بله
از دادگاه بدهی مرا تسویه کنی؟ مرد گفت: بله، دوستش گفت: الوعده وفا، من آمده ام تا بدهی ام را بگیرم. و مرد باز هم گفت: بله، هرچه دوستش گفت: جوابش همان بله بود و بس. دوستش که از دست او دیگر کلافه شده بود گفت: با همه بله، با ما هم بله. و مرد دوباره گفت: بله. منبع مقاله : رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول
بابات هم زبانش دراز بود که مجبور شدم بخورمش
ایستاده اید و آب از زیر پای شما می آید، ولی من که این پایین هستم آب را گل آلود کرده ام؟ گرگ که منتظر بهانه ای بود، گفت: همان جا باش تا بیایم پایین و تو را بخورم، پدرت هم همینطور حاضر جواب بود که مجبور شدم بخورمش. بره از این فرصت استفاده کرد و توانست از دست گرگ فرار کند. منبع مقاله : رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول
باد آورده را باد می برد
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: نویسنده: الهه رشمه مورد استفاده: در مواردی به کار می رود که فردی بدون هیچ زحمتی مال و ثروت زیادی به دست می آورد، اما به یکباره از بین می رود. چند صد سال پیش جنگی میان ایران و امپراطوری رم درگرفت و بهانه ی شروع جنگ میان این دو امپراطوری این بود که گویا در یکی از درگیری های مرزی میان سپاهیان دو کشور پدرزن خسرو پرویز
عاشورا؛ نمادی از تناسب هدف و وسیله+فایل صوتی
وطنش انجام می دهد، بعد که بزرگ ترین شغل را برای او در مملکت انتخاب می کنند، می گوید: نه، کار من تا این جا بود. حالا می خواهم به زراعت و کشاورزی بپردازم . و می رود بدون این که بگوید به من حیران بمانید. او این منطق را نداشت. از این افراد زیاد هستند. یکی، دو تا نیستند. پس شما چرا از این نیروی بشر نمی خواهید استفاده کنید؟ چرا برای تنازع در بقا فلسفه می بافید؟ در مورد چیزی که آسان
با شیطان ارزن کاشته
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: نویسنده: الهه رشمه مورد استفاده: در مورد افرادی است که برای سود بیشتر با افراد حیله گر و مکار معامله می کنند. روزی روزگاری شیطان از دره ی خوش آب و هوایی که روستایی در آن قرار داشت می گذشت. مردم آن روستا به دلیل داشتن آب کافی و زمین حاصلخیز کشاورزی پررونقی داشتند و به جهت همین کشاورزی خوب و پربرکت و نعمت فراوان با
اگر برای من آب نداره برای تو که نون داره
نتیجه نرسیده را بدهم خسته و ناامید نشده ام و غر نمی زنم. شما که کارتان را دارید انجام می دهید و حقوقتان را می گیرید خسته شده اید. برای شما چه فرقی می کند چه اینجا چاه بکنید و چه جای دیگه چاه بکنید؟ این چاه با اینکه برای من و اهل این روستا آب نمی شود برای تو و کارگرانت که نان می شود. مرد نیکوکار با این حرف ها جای هیچ غر و نق زدنی را باقی نگذاشت. و چاه کن مجبور شد با کارگرانش به سرکارشان برگردند. چند
استخوان لای زخم گذاشتن
شد من استخوان را برداشتم، زخم جوش خورد و دست قصاب خوب خوب شد. پدر گفت: همین کار را کردی که شام امشبمان گوشت ندارد. پسر تعجب کرد و گفت: مگر نباید استخوان را از لای زخم برمی داشتم؟ پدر گفت: تو جوانی و تازه کار، من خودم آن استخوان را لای زخم قصاب گذاشتم تا مدتی زخمش خوب نشود و او مجبور شود برود و بیاید و برایمان گوشت تازه بیاورد. حالا با این کار تو از فردا ما باید به دیدن قصاب برویم تا گوشت بخریم و تازه پولش را هم بدهیم. منبع مقاله : رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول ...
اگر خیلی باسوادی برو خط پیشانی خودت را بخوان
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: نویسنده: الهه رشمه مورد استفاده: در مورد افرادی به کار می رود که به دیگران پند و اندرز بیهوده می دهند. روزی مرد نادانی به همراه الاغش که خورجین سنگینی بر پشتش بسته بود به قصد فروش کالایش به طرف شهر دیگری حرکت کرد. چند ساعتی از حرکت آنها گذشته بود که خورشید کم کم به وسط آسمان رسید و هوا خیلی گرم شد. مرد خسته و تشنه
اگر تو کلاغی من بچه کلاغم
: خیالت راحت مادر اگر دیدم که آدم ها خم شده اند تا از روی زمین سنگ بردارند، فرار می کنم اگر تو کلاغی من بچه ی کلاغم. منبع مقاله : رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول
با دُم شیر بازی نکن
نشست و شروع به چرت زدن کرد چون خیلی خسته بود، خوابش برد از سوی دیگر شکارچی که چند روز شیر را تحت تعقیب قرار داده بود تا بتواند او را شکار کند و فهمیده بود که تقریباً هر روز همان ساعت شیر در آن نقطه استراحت می کند. همان جا تور بزرگی را پهن کرده بود و وقتی که مطمئن شد شیر خوابیده تور را جمع کرد و بالا کشید. شیر که از خواب بیدار شد دید در تور بزرگی گیر افتاده و در جایی میان زمین و هوا معلق است ولی هرچه
اگر پیش همه شرمنده ام، پیش دزد روسفیدم
به دزدی کرده بود را نشان می داد. صاحب خانه که سالیان سال مرد خدمتکار و خانواده اش را می شناخت و به صداقت و درستکاری او اطمینان داشت بلافاصله به سمت مرد تاجر رفت و گفت: من می خواهم جیب های شما را بگردم و پیش از آنکه مرد ثروتمند فرصت دفاع از خود را داشته باشد جیب های او را گشت و ساعت طلا را در جیب شلوارش یافت. میهمانان که حیرت زده شده بودند فهمیدند که چرا آن مرد شیاد خدمتکار بیچاره را متهم می کرد. منبع مقاله : رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول ...
این امامزاده را که با هم ساختیم
امامزاده را خودمان ساخته ایم! باورت شده. درنهایت این دو شریک به این نتیجه رسیدند که با هم توافق کنند و هر کدام برای اینکه بخواهند از امامزاده سود ببرند، سهم برابری از نذری های مردم ببرند. آنها فهمیدند که اگر حتی یک نفر از اختلاف آنها مطلع شود، همه ی تلاش های چندین ساله ی آنها بر باد می رود و مجبور شدند سکوت کنند. منبع مقاله : رشمه، الهه، (1392)، ضرب المثل و داستانهایشان (معنی ضرب المثل و ریشه های آن)، تهران، انتشارات سما، چاپ اول
آنچه رهدار گفت
حد فاصل بین این شهر و مسجدسلیمان در خوزستان. روستای شاعرخیزی که در گذشته مردمانش از سوادخواندن و نوشتن برخوردار بودند . در گذشته مکتبخانه داشت و از سال 1333 مدرسه دولتی . برسنگ مزارهای باقی مانده در این روستا با پیشینه کهن به پیشوند میرزا یا ملا فلانی برسنگ گورهای قدیمی زیاد برمی خوریم که این پیشنامها از قدیم برای باسوادان زن و مرد در میان قوم لُر استفاده می شده است . ساکنین این محل از مردمان
ایراد بنی اسرائیلی می گیرد
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: نویسنده: الهه رشمه مورد استفاده: در مواقعی استفاده می شود که شخص برای توجیه کارهای خود بهانه های بی منطق بیاورد. برطبق قرآن مجید پسران حضرت یعقوب و پیروان آیین یهود را قوم بنی اسرائیل می نامند. در زمانی که حضرت موسی (علیه السلام) به پیامبری رسیدند، این قوم به ایشان ایمان نیاوردند و هر روز به عناوین مختلف حضرت موسی
این شتر را جای دیگری بخوابان
سرویس اندیشه جوان ایرانی ؛ بخش شعر و ادبیات: نویسنده: الهه رشمه مورد استفاده: این ضرب المثل در مورد افرادی به کار می رود که می خواهند رفتار غلطی را از خود دور کنند و عواقب آن کار را به گردن دیگری بیندازند. در زمان های قدیم، مرد راهزنی که خیلی زرنگ و چابک بود. سالیانه فقط یکبار و به تنهایی راهزنی می کرد و بقیه سال را با پولی که به دست می آورد، می گذراند. این