سروده های شاعران همدانی در رثای شهید جمهور و شهدای راه خدمت - وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
سایر خبرها
سخت پیچیده نوار غزه در پایت
می زنی دیگر خون بی اندازه کرده دامنت را تر در دل خاورمیانه، پایه ات مانده ذره ای از انتهای سایه ات مانده قهر تاریخ است؛ می آید برای تو در دهانت بسته خواهد شد صدای تو جبهه ما، جبهه تین و الزیتون است گام های ما به روی جان صهیون است هی بزن، ترسو، بزن، بیدارتر ماییم با ابابیل زمان سمت تو می آییم
نغمه های 110 شاعر جهان در سلام نصرالله
چقدر شاعر در جای جای جهان است که مقاومت و بزرگی تو را شعر کرده است. کتاب، شعر، سید حسن نصرالله. در بخش دیگری از این مقدمه می خوانیم: تو از واژه ها بزرگتری و عظمت تو شعر را به ستایش تو وا می دارد. هنوز تو زنده بودی که غزل غزل شعر و قصیده قصیده ترانه و سرود و مثنوی برای تو سروده می شد، تو بزرگ تر از تصور مایی، بی شک نامت فردا در ادامة اللهوف در کنار نام اصحاب عاشق سید الشهدا می
خدا کند که فلسطین ز غم شود آزاد + فیلم
آنچه به سیلاب شهیدان پیوست جان من بود که در ریزش باران لرزید آسمان تار شد و ابر به شیون برخاست خون دل جوش زد و آینه جان لرزید کربلا بار دگر جلوه خون پیدا کرد دشت در دشت همه کوه و بیابان لرزید شاهدان، سر به سر وعده ایمان دادند تا نگویند که پا بر سر پیمان لرزید نیستی سید ورزند پیامبر اما باز با نام تو سحر
خفاش را بگو که شهادت غروب نیست
نصرالله در حضور میهمانان و رسانه های برخط خواندند: مصطفی محدثی خراسانی: راز نصرالله تو را و حاج قاسم را دونیم ماه می بینم / که نصرالله می دیدم، که نصرالله می بینم مگر دست بلند عشق بردارد ز رازت مُهر / که قد عقل را در این میان کوتاه می بینم تو راه افتادی از هل من معین ظهر عاشورا / هنوزت با شهادت، همچنان همراه می بینم غمت چون دولت
ترویج فرهنگ ایثار و شهادت از اهداف اصلی نهاد کتابخانه های عمومی آذربایجان غربی است
به گزارش خبرگزاری خبرنگار کتاب ایران ( ایبنا ) در ارومیه، خدیجه معصومی عصر یکشنبه در محفل ادبی راز نصرالله محفل ضمن عرض خیر مقدم به شعرا و قارئان قرآن، گفت: شهدا در راه حفظ حریم وطن اسلامی، پا در عرصه نبرد گذاشته و جانفشانی کردند؛ یاد و نام شهدا، اکنون برکت زندگی ما و ایستادگی تا پای جان در راه دفاع از وطن، از آموزه های شهداست. مدیرکل کتابخانه های عمومی استان آذربایجان غریی افزود: یکی
سروده رئیس مرکز اسلامی آفریقای جنوبی درپی شهادت سید حسن نصرالله
r/> زآنکه رسیده اند به مال و منال ها جان است و نفس، نقطه ضعف صهاینه مرعوب می شوند فقط با قتال ها قوم یهود اهل اشد عداوت اند خون ریخت باید از تن این آشغال ها تو از چه رو گذاشته ای دست روی دست حسرت بدل نظاره گر اغتیال ها کفتار های پیر که دارند روی میز کل گزینه ها، همه احتمال ها جنگ است جنگ، قاعده جنگ رحم نیست اخلاق منتف
این جا به رسم پیغامبری، کلام اعجاز می کند
ترانه همه با شجاعت مرثیه می خوانند. مانند شاعری که برای سیدالشهدای آسمانی مقاومت می سُراید: بیا که باز بپوشی عبای باران را، کنار تو دل رنگین کمان نمی گیرد... اگرچه ضاحیه جان داد و سرفه سرفه شکست، که گفته باز به دست تو جان نمی گیرد؟ به قدس جان بده ای صبح جاء نصرالله بگو: که ... مرگ، تو را، از جهان نمی گیرد علی
ما زائران صحن تو هستیم از قدیم // همسایگان شهر تو، یا سیدالکریم
/> با آنکه جان روشن و قلب سلیم داشت با اهل بیت رابطه ای مستقیم داشت چون درک کرده بود ، مقام کلیم داشت از بوستان فاطمه ، عطر و شمیم داشت #محمد_جواد_غفور_زاده_شفق ولادت #حضرت_عبدالعظیم_حسنی_علیه_السلام ای آنکه زیباتر ز پرواز نسیمی باخاکِ زیرِ پای خود هستی صمیمی مثل حسن تفسیر ذکر ِ یاکریمی مشهور در عالم به شاه عبدالعظیمی
سروده شاعران تبریزی برای "سید عزیز مقاومت" + متن اشعار
قرن به یاد تو چه دل ها خون شد! کاش نازل شوی ای رحمت یزدانی ما! "لبیک یا سیدعلی، لبیک یا سیدحسن" / سیدحجت نقوی فریادهای زخمی و پنهانی دور از وطن آوازهای خسته و بشکسته ی در جان و تن باران اشک ابرها گرداب درد بادها امواج دریاهای در زنجیرخشم اهرمن سوز نوای بلبلی دور از شمیم نسترن بال و پر پروانه ای افسرده در دشت و دمن اندوه
سهراب سپهری در آینه تماشا
خبرگزاری مهر _ گروه فرهنگ و ادب: 14 مهر سالروز تولد سهراب سپهری شاعر شناخته شده شعر نوی فارسی بود که با اشعاری چون آب را گل نکنیم یا اهل کاشانم شناخته می شود. حسنا محمدزاده شاعر که اهل کاشان و همشهری سهراب سپهری است، در یادداشتی با عنوان سهراب سپهری در آینه تماشا که در اختیار مهر قرار گرفته، نگاهی به سپهری و شعرش دارد. مشروح متن این یادداشت در ادامه می آید؛ سهراب سپهری شاعری
استاد زرویی نصرآباد، طنزپردازی که خیلی جفا دید/دگرخند170
خوشحال شد و به استقبالم آمد. او من را معلم خود معرفی کرد و برایم احترام قائل بود. خواندن بخش هایی از بامعرفت های ابوالفضل زرویی نصرآباد یاد این شاعر معاصر را در دل و قلب بسیاری از حاضران در سالن مهر حوزه هنری، زنده کرد. اشک هایی که گاه از گوشه چشم بسیاری از افراد بر گونه ها می لغزید، بازگوی تداعی خاطراتی بود که استاد زرویی نصرآباد در قلب و جان هم دوره هایش ثبت کرده بود. بخش
شعرهایی که برای سهراب سپهری نیست!
دیدم آرزوهایم را بدهم تا برساند به خدا به خدایی که خودم می دانم نه خدایی که برایم از خشم نه خدایی که برایم از قهر نه خدایی که برایم ز غضب ساخته اند! به خدایی که خودم می دانم به خدایی که دلش پروانه ست و به مرغان مهاجر هر سال، راه را می گوید و به باران گفته ست باغ ها تشنه شدند و حواسش حتی به دل نازک شب بو هم هست که مبادا که
سرت بادا سلامت، گر سبو بشکست، باکی نیست...
به گزارش خبرنگار مهر ، قاسم صرافان شاعر آیینی پس از برپایی نماز جمعه رهبر انقلاب در جمعه 13 مهر و حضور کم نظیر مردم در آن، غزلی سروده است. عنوان غزل مورد اشاره چنین است: برای شکوه نماز جمعه نصر و به عشق مقتدایش . مشروح سروده صرافان به این ترتیب است؛ علی ، جانم به این میراث شورانگیز در نامت سلام ای ماه! أسلَمنا، منم تسلیم اسلامت سرت بادا سلامت، گر
شعری که افشین علا به شهید تهرانی مقدم تقدیم کرد
علا، شاعر، نیز تازه ترین سروده خود را در همین رابطه به “روح بلند شهید تهرانی مقدم” تقدیم کرده و آورده است: جای تو بود خالی دیشب که شد تل آویو یکباره چون جهنم پائیز شد در ایران مثل بهار، خرم سید حسن به قاسم تبریک گفت در عرش مهمان ما هنیه شد شادمان و من هم آمد به شور و جنبش کشمیر تا مراکش شد قدس غرق جوشش لبنان رها شد از غم آمد
طاقت بیاور باز هم لبنان!
جاری به هر سو خیل تابوت است ای خطه ی زیبا! شکیبا باش جان جهانی با تو مبهوت است آینده لبنان و اسرائیل چون قصه طالوت و جالوت است این زخم چرکین، رو به نابودی ست این غده بدخیم، فرتوت است طاقت بیاور باز هم لبنان! دیگر زمان محو طاغوت است
رأی من سنگر به سنگر می رود
به گزارش پایگاه خبری آوای رودکوف ؛سیده زهرا شرعی زاده شاعر و هنرمند انقلابی استان کهگیلویه و بویراحم شعری درباره انتخابات سروده که حاوی نکات ارزشمندی است. رأی من در منطقه لایق شده شعله شعله وعده صادق شده رأی من چون احمدی روشن شده کشور از این روشنی ایمَن شده رأی من بین زمین و آسمان ابر شد بارید روی وَرزَقان رأی من حالا در این صندوق هست
واکنش سریع به شهادت سید مقاومت و دومین وعده صادق
ادامه دارد و به یقین وعده صادق الهی محقق خواهد شد. متن کامل این پیام را در اینجا بخوانید. در پی شهادت سید حسن نصرالله وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نوشت: راه آن شهید با شتاب افزونتر و گام های استوارتر، از سوی مبارزان جان برکف حزب الله و نیروهای مقاومت در سراسر منطقه پیموده خواهد شد. متن کامل این پیام را در اینجا بخوانید. تازه ترین سروده نیز مربوط به سیدضیاء
لالی نیوز
خود می خواسته و لاجرم گویی که سعدی صحنه آرای ظهور اوست: شاید که آستینت بر سر زنند سعدی تا چون مگس نگردی گرد شکر دهانان سعدی به جان جان گزاره ها دست یافته است تنها شاعر نیست او نیز متفکر و زبان شناس و جاندار و جانده واژگان و اصطلاحات تازه و بکر است که هر کدام به نازی و نیازی چهره می کنند و جای خود را در کلام وی باز کرده اند؛ بی شک این شیرینکاری ها و شیرین خواهی
باز هم 17 مرداد دیگری و من دوباره با خودم زمزمه می کنم: باز غم نامه به بیگانه چرا بنویسم؟
؛ خبرنگاری هر چه باشد با گوشت و خون ما آمیخته شده مانند فرزندی که زاییده ذهن ماست به آن عشق می ورزیم و تا پای جان در راه رسالت خویش می ایستیم. بقول حافظ خوش کلام؛ ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق // گفتم ای خواجه عاقل هنری بهتر از این حس ختام نوشتار امسالمان چنین باشد که خبرنگاران بعنوان صاحبان اصلی فکر و قلم با تمام توان و قدرت کامل در راستای اطلاع رسانی، حق گویی
زندگی و زمانه سیداشرف، شهاب نی ریزی
1، حسن آباد و آبادی زرتشت یادکرده است. تصویر زادبوم شاعر در آینه ی اشعارش، هیچ زیبا نیست. شاعر بار ها از زادبوم خود و مردمانش شکوه سرداده است. وی زادگاه خود را زندان (شهاب:116) خرابه (همان، ص 219)، قفس (219)، غم انگیزخاک (56)، خاک غم انگیز (79، 25) و مردمانش را حسود و بی وفا (220) خوانده است: مرا شد ساحت نی ریز، چون زندان و می ترسم زدلتنگی د هم جان آخر این تاریک زندان را
افتخار می کنم زادگاهم نی ریز است
بردیم. آقای متألهی از کلاس پنجم قرآن درس می داد. هر کسی یک آیه می خواند. برای اینکه درست بخوانیم می شمردیم ببینیم کدام آیه به ما می رسد. چون دایی ام آیه را به من نشان داد آقای متألهی ناراحت شد؛ من و دایی ام با وجود اختلاف سن همکلاس بودیم. معلم از همه دانش آموزان خواست که دو دستی بر سر او بکوبند. من آهسته دست روی سردایی ام گذاشتم اما به دستور آقای متألهی دو دانش آموز قوی هیکل به خاطر این حرکتم به
مسجد جامع صغیر و پیشنمازهای آن
، سید محترمی بود و نقاره تعطیل می شد. چون روز عاشورا، قدیم همین امامزاده من یادم هست کوچک بودیم، بلندگو نبود، می رفتند پشت بام شبستان امامزاده، نقاره می زدند تا مردم خبر می شدند و می آمدند سینه می زدند و دسته حرکت می کرد و یا اربعین که سینه می زدند با شال و قبا سینه می زدند. یک دست پشت هم می گرفتند و یک دستی سینه می زدند و دور می زدند. بعد از سید نعیما، مرحوم سید محمّد پیشنماز توی این
رئیسی به دنیا تعلق نداشت و شهید شد
چالش مواجهیم. یعنی به محض اینکه جمعی از مؤمنین حکومت را به دست می گیرند، مورد اتهام قرار گرفته و وارد چالش می شوند. غیر مؤمنین یکی از بهترین حربه هایی که برای زمین زدن مؤمنین خواهند داشت، این است که می گویند: چه شد شما تا دیروز به دنبال حق و حقیقت بودید، امروز به دنبال قدرت و شهرت هستید. از این روز به بعد هرچه از خدا و حق و حقیقت بگویند، آنها در رسانه های خودشان و در تولیدات مختلف خود، دائماً القا
روایت افشین اعلا از شعر مورد علاقه رهبر انقلاب که برای شهید نصرالله سروده شد
شهید سید حسن نصرالله را گرامی داشت و به شعرخوانی پرداخت. سید از داغ تو این دفتر و دیوان لرزید ناله پیچید به هم؛ شانه ایران لرزید آسمان تا شد و ابر به شیون برخاست خون دل جوش زد و آیینه جان لرزید کربلا بار دگر جلوه خون پیدا کرد دشت در دشت همه کوه و بیابان لرزید شاهدان سر به سر وعده پیمان دادند تا نگویند پا بر سر پیمان لرزید افشین اعلا
محفل شعرخوانی شهید مقاومت در حرم امام رضا(ع) برگزار شد
به گزارش پایگاه خبری رضوی ، در این محفل ادبی که با حضور جمعی از شاعران آئینی حرم مطهر رضوی در رواق امام خمینی(ره) برگزار شد، شاعران، جدیدترین سروده های خود با موضوع فلسطین و شهادت شهید مظلوم راه قدس، سید حسن نصرالله را برای حاضران قرائت کردند. سیدحسین سیدی، شاعر آئینی خوش قریحه اهل بیت(ع) در شعرش مرثیه خوان سید مقاومت شد و در داغ این شهید مظلوم اینگونه شعرخوانی کرد: اگر چه رفت
ابطال شناسنامه جلد قرمز | ازین تاریخ شناسنامه جلد قرمز باطل است
مهر جواب فال شما: غزل شماره 119 از دیوان حافظ ارزش دل تو بیش از این است که آن را به دست کسی بسپاری که تنها صورت نیکو دارد. به کسی دل بسپار که ارزش آن را بداند و در راه عشق تو حافظ به فداکاری و گذشت باشد و همانگونه که تو تا پای جان به او وفاداری او نیز به تو وفادار باشد. هر کسی را محرم اسرار دل خود مدان که هر کسی لیاقت ورود به حریم دل تو را ندارد. خود را با انجام
لالی نیوز
از سال 1364 در گعده ای در کرج گفت: در این مجلس محمدعلی بهمنی و حسین منزوی و شاعران دیگری بودند. اولین بار بود که مرا دعوت کرده بودند تا چیزی بخوانم. شاعران خیلی شعر گفتند و یکی از دوستان پرسید، از شاعران چه برداشتی کردی: گفتم 2 شاعر بودند، یکی منزوی و یکی هم بهمنی. او با بیان اینکه رابطه عمیقی با بهمنی داشت، شعر با همه بی سرو سامانیم، باز به دنبال پریشانیم او را با آواز خواند.
خارج فقه (کتاب الجهاد)
به مدت آن است، که از اول کار، اساسا اجل مشخص نشده است. این جهل، جهل در مقام ثبوت و نفس الامر است. براساس چنین معنایی، مدت مجهول مدتی است که مقدار آن از سوی طرفین معین نشده باشد، هرچند عنوان مدت در عقد آمده باشد و عقد مقید به قید مدت باشد. مانند آن که زنی در عقد متعه بگوید: خود را به زوجیت تو درآوردم، برای مدتی. بی گمان در مواردی که جهل به این صورت باشد، دادن حق فسخ به دست یکی از طرفین یا هر دو