رأی من سنگر به سنگر می رود
سایر منابع:
سایر خبرها
ما زائران صحن تو هستیم از قدیم // همسایگان شهر تو، یا سیدالکریم
مایارِ مادر گشته ایم الحمدلله با یک سلام از کویِ تو پرباز کردیم تاگوشة صحنِ حسین پرواز کردیم سیر و سلوکِ عاشقی آغاز کردیم مانند فطرس بر ملائک ناز کردیم راه رسیدن تا خدا تنها حسین است زیباترین ذکر لبِ زهرا حسین است شبهایِ جمعه گریه آب و رنگ دارد پیراهنی که جا صدها چنگ دارد مادر شکایت ها زروز جنگ دارد گوید چرا رویِ تو جای
کودک کشی ویژگی اصلی اسرائیل است
داشتن این غده سرطانی بالا گرفت تا جایی که کمک های تسلیحاتی به این رژیم کودک کش افزایش یافت؛ گفت: قطعاً کشورهای حامی رژیم غاصب صهیونیستی در این کشتارها سهم بزرگی دارند و دست همه آنها به خون ملت مسلمان غزه، فلسطین و لبنان آغشته است و به زودی پاسخ سهمگین این حمایت ها را خواهند گرفت و شاهد نابودی اسرائیل و بر باد رفتن نقشه های شوم شأن برای بقای این رژیم منحوس خواهند بود. وی ادامه داد
فخر امت
پندار دریدند یعنی همه جا غیر خدا یار ندیدند هر دست که دادند از آن دست گرفتند هر نکته که گفتند همان نکته شنیدند یک طایفه را بهر مکافات سرشتند یک سلسله را بهر ملاقات گزیدند از سوی انتشارات شهید کاظمی تهیه شد آغاز نصرا... انتشارات شهید کاظمی، به مناسبت شهادت سیدحسن نصرا...، دبیرکل حزب ا... لبنان، یک بسته مطالعاتی با عنوان آغاز نصرا... را ارائه داده است
معرفی برگزیدگان سه بخش از جشنواره 36 رقم خورد
/> آناهیتا به کارگردانی داود نجف زاده و تهیه کنندگی انجمن سینمای جوانان مشهد - بشقاب پرنده به کارگردانی زهرا یزدان پناه و تهیه کنندگی سعید نجاتی، سید حمیدرضا منتظری و انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس و بنیاد روایت فتح - بلیط امتحان به کارگردانی محدثه وحیدی و تهیه کنندگی مرتضی سازنده و مرکز فیلم جوان سوره - بیتا به کارگردانی دانیال رحیمی کاشانی و تهیه کنندگی موسسه
خدا کند که فلسطین ز غم شود آزاد + فیلم
دد و دیوان لرزید باز با نام تو و تیغ و دم حیدری ات قلعه خیبری، از عرش طوفان لرزید باز هم دست تو بود آتش بر خرمن ریخت باز حلقوم تو زد نعره و میدان لرزید اینکه طوفان بلا در شب دشمن پیچید موج تکبیر تو زد صیحه و شیطان لرزید سروده: حسین اسرافیلی خدا کند که به دل ها قرار برگردد ز جاده های سحر، آن سوار
حدیث شریف کساء، روایتی از عظمت پنج تن آل عبا
بزرگوار، سلام بر تو ای کسی که خدا او را برگزید آیا به من اذن می دهی که داخل شوم با شما در زیر کساء فرمود: و بر تو باد سلام ای فرزندم و ای شفاعت کننده امتم به تو اذن دادم پس او نیز با آن دو در زیر کساء وارد شد فَاَقْبَلَ عِنْدَ ذلِک اَبُوالْحَسَنِ عَلِی بْنُ اَبی طالِبٍ وَقالَ السَّلامُ عَلَیک یا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ فَقُلْتُ وَعَلَیک السَّلامُ یا اَبَا الْحَسَنِ وَ یا اَمیرَ
سروده رئیس مرکز اسلامی آفریقای جنوبی درپی شهادت سید حسن نصرالله
r/> زآنکه رسیده اند به مال و منال ها جان است و نفس، نقطه ضعف صهاینه مرعوب می شوند فقط با قتال ها قوم یهود اهل اشد عداوت اند خون ریخت باید از تن این آشغال ها تو از چه رو گذاشته ای دست روی دست حسرت بدل نظاره گر اغتیال ها کفتار های پیر که دارند روی میز کل گزینه ها، همه احتمال ها جنگ است جنگ، قاعده جنگ رحم نیست اخلاق منتف
حاضرم سرمربی استقلال شوم!
نبود که ما مرتب ایشان را ببینیم. مرحوم کریستوف دام سرمربی تیم بود و آقای رودی فولر نیز به عنوان معاون ورزشی باشگاه کار می کرد. یک معاون حقوقی هم داشتیم. من خودم چند جلسه با آقای رودی فولر صحبت کردم و در مورد اینکه کمتر به بازی گرفته می شدم، با او حرف زدم. رودی فولر پاسخ هایی داد که مرا قانع کرد. نمی شود همه چیز را گردن سرمربی انداخت و توقع داشته باشیم بار تمام مسوولیت های فنی و حاشیه ای تیم را یک
سروده شاعران تبریزی برای "سید عزیز مقاومت" + متن اشعار
کوه و آب روان، جاده می شود از بین صدهزار مدعی عشق واقعی تنها یکی دلاور و دلداده می شود آری همیشه رتبه و نام شهید عشق تنها نصیب مردم آزاده می شود سنگین ترین مصائب و درد و شکنجه ها با یاد سیدالشهدا ساده می شود "هنیا لک شهید نصرالله"/ امیرحسین دوست زاده فکر کردند کشته اند تو را تو ولی بیشتر شدی زنده جامه، جز
آرمانِ عزیز پا درمیانی کرد/ روایت یک دیدار و تحقق آرزوی دختر دهه هشتادی
بودنش و سریع نشستم و به محض اینکه نشستم، فهمیدم چرا خالی بوده؛ چون چشم اندازش چیزی جز ستون نبود! وا رفتم. صندلی های دیگر پر شده بودند و اگر این صندلی را هم از دست می دادم، کلاً جایی پیدا نمی کردم برای نشستن. همان جا نشستم و باز هم به شهید علی وردی گفتم: من این همه اومدم تا اینجا که ستون رو نگاه کنم؟ قرار بود به نیابت از شما آقا رو نگاه کنم، حالا چی؟ دیگه خودتون می دونید. اگه خودت می
چه کسی برای این دختر بچه فلسطینی پدر و مادر می شود؟
به گزارش ندای برخوار ؛ فاطمه زهرا نصراللهی: پدر دستش را گذاشت روی میز. دست های بزرگ امن و قوی اش را. گذاشت کنار دست های کوچک من. در همان عالم کودکی آرامش و سروتونین را در مغزم احساس کردم. فقط کمی سرماخورده بودم. یک سرماخوردگی کوچک. از کله سحر که فهمید فین فین می کنم شال و کلاه کرده بود تا برویم دکتر. مادر که دید پدر به هیچ صراطی مستقیم نیست، به تنم لباس پوشاند. وقتی دکتر گفت باید آمپول بزنم، پدر
اخلاق گرایی در ادبیات انتقادی عبید زاکانی
در متن) همراه با توضیحی اندک اشاره می گردد: از عربی درباره همسرش پرسش نمودند. وی که بسیار از دست همسر خود ناراحت بود، گفت: تا زنده است، می آزارد و همچون ماری است که می گزد. (کلیات عبید زاکانی (رساله دلگشا)، ص 252). (نقد جدی بد زبانی و بد اخلاقی به ویژه در منزل و ضرورت دوری از آزار همسر و تشبیه سخنانِ گزنده و آزار دهنده به نیش مار). مردی را دیدند سوار بر الاغی شده که بسیار کُند
خانه امام زمان (عج) کجاست؟
حضرت مهدی(عج) را این گونه نقل کرده است: حکیمه، دختر امام جواد(ع) گوید: امام حسن عسکری(ع) مرا نزد خود فراخواند و فرمود: ای عمه! امشب افطار نزد ما باش که شب نیمه شعبان است و خدای متعال امشب حجت خود را که حجت او بر روی زمین است ظاهر سازد، گفتم: مادر او کیست؟ فرمود: نرجس. گفتم: فدای شما شوم اثری در او نیست، فرمود: همین است که به تو می گویم، آمدم و چون سلام کردم و نشستم نرجس آمد کفش مرا بردارد و گفت
فال حافظ دوشنبه 16 مهر 1403
وضعی عالی دارد. متولدین مرداد جواب فال شما: غزل شماره 149 از دیوان حافظ تعبیر فال حافظ شما: دل به مهرویی سپرده ای و همه تو را به این خاطر مورد سرزنش و پند قرار می دهند ولی گوش دل تو به این حرفها بدهکار نیست. زیرا او کسی است که لیاقت عشق تو را دارد و تو نیز حاضری به خاطر او دست به هر کاری بزنی. گرچه راهت بسیار مشکل است ولی به امید خدا روزی او را به دست خواهی
تقید شهید تورجی زاده به نماز اول وقت
ایامی که توفیق داشتیم کنار این شهید بزرگوار باشم، هیچ وقت یاد ندارم نمازش ثانیه ای از اول وقت بگذرد. حتی زمانی که در سنگر بودیم و فضای زیادی نبود و خیلی کوچک بود، آنجا نیز سعی می کرد تا نماز جماع اول وقتی تشکیل دهد. علاقه به حضرت زهرا (س) یکی از ویژگی های شهید تورجی زاده که معروف و مشهور است و بیشتر از آن اطلاع دارند، عنایت ویژه ایشان نسبت به اهل بیت علیهم السلام، خصوصاً مادر
زندگی و زمانه سیداشرف، شهاب نی ریزی
است. سرهنگ پرویزی زاده ی 1316 در نی ریز، که هم خانه ی مشیرالدیوان را دیده و هم نارنجستان قوام را، می گوید که خانه ی مشیری از نارنجستان قوام شیراز زیباتر و بزرگتر بود و می توانست به عنوان یک اثر باستانی نماد فرهنگ و تمدن این دیار باشد (هفته نامه عصر نی ریز) آیا این داوریِ سرهنگ پرویزی درباره ی خانه ی شاعر شهیر ما نیز صادق است؟ اگر پاسخ این پرسش آری باشد، باید برای نابودی دو یادمان تاریخی و
افتخار می کنم زادگاهم نی ریز است
است. در همین راستا مصاحبه ای با جناب آقای افراسیاب پرویزی داشته ایم که در نی ریز زاده شده، تحصیل کرده و عمری در ارتش ایران خدمت کرده اند. حافظه ایشان حاوی نکات ظریف مردم شناسی،تاریخ نی ریز، چگونگی نظام آموزشی سنتی و جدید می باشد. نظر خوانندگان عزیز را به این مصاحبه جلب می کنیم. من افتخار می کنم که زادگاهم نی ریز است. می بالم به خودم، به تاریخ و موقعیت نی ریز. بنده 26 شهریور سال 1316
حسینی: خجالت کشیدم در دربی حمله نکردیم؛ به قراردادم می خندید
به گزارش"فوتبال آزادگان"؛ سیدحسین حسینی پس از برتری 2 بر یک استقلال برابر هوادار در هفته هفتم لیگ برتر فوتبال، گفت: آقای بختیاری زاده به لحاظ روحی - روانی روی تیم کار کرده بود. نمی خواهم کسی را مقصر شرایط تیم کنم. خودمان مقصر بودیم و ناامیدی را از هواداران دور می کنیم. برای من خیلی ناراحت کننده بود که امروز به ورزشگاه آمدم و مثل بازی لیگ نخبگان آسیا ورزشگاه پُر نشده بود. هواداران حق دارند که
از شر روزمرگی به کتابخانه پناه می برم
خون پالایی که من هر شب در خواب های پریشانم می بینم. من راهی شده ام رستم. سوار بر مرکبی از نسل رخش تو... دست نگه دار رستم، خنجرت را غلاف کن. زیر یک سقف زیر یک سقف اثر ناهید کهنه چیان همه برگشتند و نگاهم کردند، جز المیرا که همان طور خرامان... خرامان... گذشت. به خود که آمدم، دویدم و خودم را به المیرا نه فرخنده رساندم. آن قدر سایه به سایه اش رفتم تا نشانی خانه
بزرگ ترین افتخار جامعه ناشنوایان ایران
شهدای گلگون کفن انقلاب اسلامی ایران. چند کلامی با زبان ناگویا و گوش ناشنوا به خدمت شما پدر و مادر و همسر و ملت شهیدپرور به عنوان وصیت تقدیم می دارم: پدر، مادر و همسر عزیزم! در خانه همیشه مزاحم شما و سایر اعضا خانواده بوده ام اما همیشه قلبم برای اسلام و قرآن می تپید. همه شما می دیدید که در مراسم عزا، نوحه سرایی، سینه زنی، تشییع جنازه ها شرکت می کردم و همه وقت نمازم را در مسجد می
بوروکراسی طایفه ای، ناکارآمدی و تبعیض در کهگیلویه و بویراحمد
/> 1 پاسخ دقیقا همین طور است و درهمه جای استان قابل لمس است درود بر درخشان فر واقع بین | | 22:15 - 1402/11/03 1 1 پاسخ البته این متن را کسی براش نوشته. این در حد قلم زنی نیست. متوجه چیزی هم نیست. شاید این متن را هم مطالعه کنه متوجه مفهومش نشه. پاسخ ها ناشناس | |
محفل شعرخوانی شهید مقاومت در حرم امام رضا(ع) برگزار شد
"انا الیه راجعون" است این داغ ها هرچند جان سوز است امروز، والله حزب الله پیروز است امروز گفتنی است؛ اجرای سرود و هم خوانی گروه گلدسته های حرم و دکلمه خوانی مداح نوجوان محمدرضا حسین زاده از دیگر برنامه های محفل شعرخوانی "شهید مقاومت" در حرم مطهر رضوی بود. منبع: آستان نیوز
آقای بزرگواری ؛ با اون همه ادعا، خادمی امام حسین(ع)بهانه بود؟!!!!
/> نظرات بینندگان غیر قابل انتشار: 0 انتشار یافته: 9 ناشناس | | 16:38 - 1402/03/26 2 0 پاسخ احسنت زیبا نگاشتی واقعیت و حقیقت را بیان کردی ناشناس | | 20:56 - 1402/03/26 1 0 پاسخ باسلام تو اگر برکنار نمی شدید این حرف ها نمی
برای لنده باید خون گریست. شهری فراموش شده در استان کهگیلویه و بویراحمد
..زنده باشید صفاجون محمدزکی حسن زاده | | 17:34 - 1402/04/26 1 0 پاسخ چه زیبا نوشته ای فضیلت جان درد و دل همه دوستداران و عاشقان شهر اولین ها را به رشته تحریر درآوردی احسنت و هزاران درووود محمدزکی حسن زاده | | 17:34 - 1402/04/26 1 0 پاسخ چه زیبا
دیدار مردمی دادستان مرکز استان گهگیلویه و بویراحمد با 90 نفر از شهروندان / جزئیات + تصاویر
/> داریوش | | 22:34 - 1402/03/03 0 1 پاسخ عرض سلام و خسته نباشی خدمت همه دست اندرکاران قوه قضاییه میخواستم سوال کنم موضوع صندوق سرمایه گذاری شهرستان بهمیی چه شد درست که مردم پولی که گذاشتن براشون الان هیچ ارزشی هم نداره اما به بلاخره منتظر درایت و تلاش قوه قضاییه هستند اصغر تقیزاده | | 00:14 - 1402/03/04
اظهارات فرماندار لنده در خصوص جاده لنده به تشان تکذیب شد/ فیلم + تصاویر
اجتماعی ذوق و شوق و روحیه خدمت رسانی می داشتند قطعا شروع بکار پروژه ملی تشان_ پاتاوه حمایت مردمی از این دولت را بیشتر و بیشتر خواهد کرد با تشکر علی رفیعی ناشناس | | 15:00 - 1402/07/07 0 2 پاسخ با سپاس از فعال اجتماعی جناب اقای محدخانی ای کار مسولان منطقه ای و استانی به اندازه شهروندان و فعالان اجتماعی ذوق
گفت وگو با غلامحسین سالمی، ویِت کُنگ مجله فردوسی درباره جلال، سعید راد، پرسپولیس و خودش!
بیمارستان بستری بود. ساعت 12 شب آقای دوات آبادی، به من زنگ زد. چطوری سالمی؟ گفتم : چیه شده محمود جان؟ خانم بهبهانی طوری شده؟ گفت: نه. خدا نکند. تو پدر من را درآوردی. گفتم: چه شده؟ گفت: کتاب برف بهاری تو نگذاشت من بخوابم. از اول کتاب گرفتم و الان تمام کردم. کتاب را با این حجم خوانده بود. شمر هم نمی توانست این طور کار کند و به همین دلیل همه ترسیدند. به جرأت می گویم کسی جگر رفتن به طرف میشیما را نداشت ولی
او با مقاومت به همرزمانش در زندان دوله تو روحیه می داد
مطبش تعجب کرد. دوربینم در حال فیلمبرداری بود و نمی خواستم صحنه ای را از دست بدهم. اولین سؤال را او از من پرسید، این کار ها برای چه است؟! در پاسخ ایشان گفتم: این قاب عکس روی دیوار چه کسی است؟ گفت پدرم است، چطور؟ گفتم: ایشان در قید حیات هستند؟ گفت: خیر، چه شده است؟ به نظرم آمد همه خاطرات تلخ روز های کودکی، در همان چند لحظه برایش تداعی شد. باز هم سراغ پدر را گرفتم، گفت: واقعیتش نمی دانم که چه
عمران صلاحی به روایت خودش!
بیاورند. من هم شعری نوشتم و آوردم و فیاض وقتی آن را خواند، پرسید این را خودت سروده ای یا از جایی برداشته ای. گفتم خودم گفته ام. دست مرا گرفت و برد به دفتر دبیرستان. رئیس و ناظم و همه دبیران گوش تا گوش نشسته بودند. مرا به آن ها معرفی کرد و شعرم را برایشان خواند. من از خجالت داشتم آب می شدم. روز بعد سر صف مرا بردند پشت میکروفون تا شعرم را برای همه مدرسه بخوانم. شعرم را خواندم. در همه مدرسه معروف شده
قصه آفتاب و قمر؛از نماز نصر ومانور شهادت تا مباهله امام امت
کنند. همه ی جبهه ی مقاومت عزادار است. از بخت خوب، کنار دو شاعر نامدار نشسته ایم که قرار است شعر بخوانند؛ آقایان احمد بابایی و محمد رسولی. خوش و بش می کنیم و دقایقی بعد حقیقتاً هم از اجرای آنها و هم از شعرشان لذت می بریم. شعرشان هم رنگ ماهیت همین مراسم را دارد؛ هم سوگ در آن هست و هم حماسه؛ و البته قصه ی آفتاب و قمر هم در خود دارد: "خبر آمد که ماه را کشتند، ماه را باز بی هوا کشتند..." و