شب های دلهره آور جنگ - خبرگزاری اقتصادی ایران
سایر منابع:
سایر خبرها
میدان شهدا و خیابان پیروزی در حملات هوایی چه شد؟ | کیک های ماسیده با تزئین شیشه و دود
حرف زدن ندارند. حال و هوایشان هم خوب نیست. اما خیلی کوتاه می گویند: ما بعد از انفجار از مغازه زدیم بیرون. صدای وحشتناکی داشت و خیلی ترسیدیم. خودتان که می بینید چقدر همه چیز خراب شده است. ویترین های قنادی پایین آمده است و کیک های صورتی و شکلاتی شان که تا شب قبل از حمله، آماده بودند تا به مراسم تولد یا جشن کوچکی برسند و لبخندی روی لب کسی بنشانند، حالا ماسیده اند، لهیده روی هم افتاده اند و رویشان با خرده های شیشه و دود تزئین شده است و چه تزئین زشت و تلخی! یک رستوران و یک تهیه غذا هم آسیب جدی دیده اند اما خوشبختانه ساختما ن ها تبدیل به آوار نشده اند اما حتما داخلشان آسیب های ...
چشم در چشم موشک | روایت کسبه ای که جان و مالشان را موشک برد
همشهری آنلاین -سحر جعفریان: بعدازظهر سه شنبه، چهارمین روز از جنگ رمضان، جنگنده بالای سر ساختمان سیمانی و قدیمی فرماندهی انتظامی) ستاد ژاندرمری قدیم) ابتدای خیابان کارگر جنوبی در میدان انقلاب می چرخد . حوالی ساعت 15:30با شلیک یک موشک، ساختمان خاطره انگیز ژاندارمری مورد حمله قرار می گیرد. ساختمانی با قدمت تقریبی 80 ساله و معماری ساده که دقایقی قبل از آن حمله با کاربری نظامی و انتظامی استوار بود. حالا 13 روز گذشته و علی رغم تخریب های ناشی از موج انفجار بنای ستاد که ساختمان های اطراف را از ریخت انداخت، کسبه و شهروندان به کار و بار خود مشغولند. جایش، خالی ست همین که خیابان ...
روایت آنهایی که زیر سایه جنگ در تهران ماندند/ خونم اینجاست، کجا ول کنم برم؟
بمب ها کجا فرو می ریزند و ما قربانی خواهیم شد، قلبم لرزید. اما وقتی به خودم آمدم دیدم آن وحشتی که در جنگ قبلی تمام وجودم را گرفته بود، این بار رنگ باخته است . پس از ساعت ها ماندن در ترافیک توانست به خانه برسد. در همان زمان تماس های خانواده و دوستانش شروع شد: عزیزانم مدام تماس می گرفتند و می گفتند نگرانند و باید هرچه زودتر تهران را ترک کنم و به شهرستان بروم . اما او هنوز مردد بود و بیشتر به آسمان شهر نگاه می کرد: من بیشتر به آسمان آبی و پاک آن روزهای تهران خیره می شدم . او تا روز چهارم جنگ در شهر ماند. در این مدت چند بار برای خرید نان و اقلام ضروری از خانه بیرون رفت: در ...
زندگی زیر صدای جنگنده ها
مراقب باش روی جسد ها پا نگذاری پریسا می گوید بعضی از صحنه هایی که در این روز ها دیده، بیشتر شبیه تصاویر فیلم ها بوده تا واقعیت. یکی از تلخ ترین لحظات برای او صبح روزی بود که خبر حمله به پالایشگاه و انبار نفت منتشر شد. او تعریف می کند: صبح حدود ساعت 7:30 در بزرگراه امام علی به سمت جنوب می رفتم که دیدم آسمان کاملا سیاه شده. اول فکر کردم ابر است، اما بعد دیدم نه، کل آسمان مخصوصا سمت جنوب سیاه و تاریک است . به گزارش روز نو به گفته او، فضای اتوبان عجیب و نگران کننده بود. همه ماشین ها چراغ های شان را روشن ...
اضطراب جنگ چطور خواب را مختل می کند و به سلامت آسیب می زند؟
به گزارش شهرآرانیوز ، هجده روز از شروع جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران می گذرد و در همین مدت خیلی ها که از قبل دچار اضطراب بودند یا حتی مشکلی نداشتند، اضطراب شان تشدید شده و این موضوع بر کیفیت خواب شان نیز تاثیر گذاشته است. بی خوابی، بیدارشدن های ناگهانی و تپش قلب هایی که آرام نمی گیرند؛ اینها فقط نشانه ترس نیستند، بلکه زنگ خطر سلامت روان و جسم اند. در روز های بحرانی معمولا اختلالات خواب به یکی از شایع ترین مشکلات در مناطق درگیر بحران تبدیل می شود. اضطراب ناشی از صدای جنگنده ها، نگرانی برای امنیت اعضای خانواده به خصوص کودکان و حجم زیاد خبر های پرتنش و منفی، مغز را در وضعیت هشدار ...
هشدار یک روانشناس درباره چهارشنبه سوری پرصدا ؛ ترقه ها چگونه سلامت روان کودکان و سالمندان را تهدید می ...
میترا رستمی، روانشناس در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار خبرگزاری شبستان در بندرعباس تصریح کرد: صداهای شدید و غیرمنتظره ترقه ها می توانند تأثیرات فیزیولوژیکی جدی از جمله پارگی پرده گوش، افزایش ضربان قلب، انحراف چشم و شوک ناگهانی بر بدن کودکان ایجاد کنند. وی افزود: در بعد روانی، این تجربه ممکن است به ترس های مداوم، بی خوابی، شب ادراری، ناخن جویدن، جیغ های شبانه و وابستگی بیش از حد کودکان به والدین منجر شود و در صورت تکرار، توان اجتماعی آنان را در آینده تحت تأثیر قرار دهد. به گفته رستمی، صداهای ناگهانی برای سالمندان نیز بسیار خطرناک است و می تواند موجب تشدید اضطراب، افزایش فشار ...
ترس از آغاز سالی جدید!
تصاویر تنگ شود و از این فکر و از این دلتنگی احتمالی، می ترسم. ترسم، ترس از این دلتنگی و اصلا خود این دلتنگی، خیلی موهوم نیست. تماشای خشونت، تماشای مرگ، تماشای ویرانی، تماشای آدم های بیگناهی که هیچ قسمتی از پیاز نیستند ولی سراسیمه، وسط خیابان می دوند که بمب و موشک توی سرشان نخورد، اعتیادآور است. این را همه رزمنده هایی که از جنگ 8 ساله، سالم برگشتند هم، می گفتند. یک بار از یکی شان پرسیدم که آیا وقتی خط مقدم جبهه را رها می کرد و به خانه برمی گشت حال بهتری داشت یا وقتی پیش دوستانش بود و زیر باران گلوله و خمپاره و توپی که از جبهه عراقی ها به سرشان می ریخت؟ و رزمنده جواب داد که هنوز، بعد از ...
در ستایش چیزهای ساده؛ مثل خواندن رمان
هفت صبح| گاهی ذهن آدم شبیه شهری می شود که چراغ هایش تمام شب روشن مانده اند. خیابان ها پر از صداست و هیچ چیز فرصت آرام گرفتن پیدا نمی کند. درست در همین لحظه هاست که آدم ناگهان دلش می خواهد به چیزهای ساده پناه ببرد؛ داستانی که بی تکلف پیش می رود، فیلمی که فقط هیجان دارد و ترانه ای که با اولین ضربش لبخند می آورد. برای من هم این روزها دقیقاً چنین حالتی پیش آمده است. عادت داشتم وقتی سراغ کتاب می روم، اول دنبال رمان های جدی تر یا آثار ادبی ای باشم که خواندن شان تمرکز زیادی می خواهد. اما این روزها بی اختیار دستم به سمت کتاب هایی می رود که پیش تر شاید با تردید نگاه شان می کردم. همان رمان ...
این مردم نجیب...
مردم نو: در سال های گذشته، از هفته ها مانده به نوروز، کوچه ها و خیابان های شهر پر از صدای ترقه و فشفشه می شد. نوجوان ها با هیجان از چهارشنبه سوری حرف می زدند، مغازه ها پر از مشتری بود و در بسیاری از مغازه ها سفره های هفت سین کم کم شکل می گرفت. صدای خنده، خریدهای شب عید و نور چراغ مغازه ها حال وهوای خاصی به شهرها می داد. اما امسال، حال وهوای دیگری بر کشور حاکم است. امسال، آسمان ایران رنگ دیگری دارد. نه رنگِ دودِ نارنجک و ترقه های چهارشنبه سوری، که رنگِ خاکستریِ ابرهای جنگ. از نهم اسفند، با آغاز درگیری ها و حملات نظامی آمریکای جهانخوار و اسرائیل کودک کش به ایران، بسیاری از شهرها ...
امشب شب اصلی قدر است؛ خیابان را رها نمی کنیم
شب ها به خودم برگشته ام، جواب تلفن دوستم که هلند بود و با هم قهر بودیم را دادم، به همسایه بی حجاب مان که شب ها پرچم به دست توی میدان است دوباره سلام می کنم، از مغازه سر کوچه که بابت جای پارک دعوا کردیم دوباره خرید می کنم، شب ها نمازم را توی مسجد می خوانم و با آدم های محله توی خیابان ها می چرخم. حالا به خاطر دارم که فراموشی چه بلایی سرم آورده است. من دیگر خیابان را رها نمی کنم، حتی اگر به قیمت جانم تمام شود. امشب شب اصلی قدر است، امشب را فراموش نکنید. شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، از عموم مردم شریف، مؤمن و روزه دار دعوت کرد، امروز، سه شنبه 26 اسفندماه 1405، از ساعت 17 ، در سراسر کشور در میادین و محلات شهرها، با حضور پرشور و آگاهانه خویش، ضمن اعلام انزجار از تجاوز و جنایات اخیر دشمن صهیونیستی-آمریکایی ، توطئه های عناصر زبون و مزدور بیگانه را خنثی سازند. ...
سیر تا پیاز آتش سوزی مرکز شهر دهدشت؛ فاجعه از بیخ گوش بازار روز گذشت
ایام قبل از تعطیلات نوروز و البته شرایط جنگی کشور مسافران زیادی به شهر دهدشت آمده اند و در این روزها ترافیک این شهر بالاست. به خصوص در شب گذشته ترافیک به طرز شدیدی مانع انجام فعالیت برای مهار آتش سوزی می شد اما نیروهای امداد و آتش نشانی با تمام توان هرچه داشتند برای مهار آتش گذاشتند. کمک شهرستان های همجوار برای مهار آتش سوزی کاظمی جو اظهار کرد: مسئولین شهرها و شهرستان های لنده و چرام، شهر سرفاریاب و بخش سوق به سرعت برای کمک به نیروهای امدادی و آتش نشانی دهدشت نیرو و تجهیزات فرستادند، به طوری که در اسرع وقت 9 ماشین آتش نشانی و جرثقیل های شرکت پتروشیمی و اداره برق در صحنه ...
چطور اضطراب افراد مسن را کم کنیم؟
.... رعایت این موارد تغذیه ای به حفظ آرامش آن ها در این شرایط بحرانی کمک می کند. او در ادامه به اهمیت معاشرت اافراد مسن با دوستان خود اشاره می کند و در این باره توضیح می دهد: در وضعیت جنگی اشاره افراد مسن ضمن اینکه بهتر است با دوستان خود ازطریق دیدار حضوری یا تماس تلفنی با دوستان خود معشرت کنند، بهتر است که کمتر درباره جنگ و وقایع مربوط به آن صحبت کنند. در این وضعیت بحرانی بهتر است اعضای خانواده بیشتر دور هم جمع شوند و فرزندان کوچکتر و نوه ها تلاش کنند به پدربزرگ ها و مادربزرگ ها بیشتر توجه نشان دهند.استراحت و خواب مناسب نیز در این وضعیت می تواند به کاهش استرس و اضطراب ناشی از جنگ ...
زخم عمیق کاخ گلستان و کسادی بازار شب عید
.... فکر کنم مردم دارند پول های شان را ذخیره می کنند . او و دیگر مغازه داران همیشه به فروش شب عید چشم داشتند؛ فروشی که گاهی اندازه سه ماه آنها می شد: این فروش، وضعیت اقتصادی ما را بسیار بد کرده است. همه مغازه ها برای خرید اجناس عید چک کشیده اند و حالا معلوم نیست چطور قرار است این چک ها را پاس کنیم . مغازه دیگری نیز در پاساژ است که کیف و کفش می فروشد، دکور این مغازه نوروزی شده است، اما این دکور را پیش از جنگ قرار داده اند. صاحب مغازه می گوید: اگر می دانستم این اتفاقات می افتد، این قدر برای این دکور هزینه نمی کردم . برای او نیز روزهای اخیر یک شکست بزرگ اقتصادی بوده است: من سه چک دارم ...
روایت انسانیت و امید از دل جنگ در ایران
هر بار که صدای انفجار از دوردست می آید، مردم ایران به جای وحشت، دست هایشان را به سوی دعا بلند می کنند. مادران در خانه ها، با اضطرابِ آرامی که میان اشک و لبخند جمع شده، غذا می پزند و زیر لب نام وطن را زمزمه می کنند. پدران با نگاهی استوار پشت پنجره می ایستند، به دوردست می نگرند و زیر لب می گویند: این خاک می ماند، حتی اگر آسمان تاریک شود . در خیابان های تهران، اهواز، تبریز و کرمان، زندگی هنوز ادامه دارد؛ مغازه داری که نان گرم می فروشد، دانش آموزی که دفترش را با جمله ی صلح نزدیک است تزئین می کند، و جوانی که بسته های کمک مردمی را به دست هم وطنانش می رساند. میان دود و غوغا، این مردم همان ...
راهکارهایی برای مراقبت بهتر از کودکان در جنگ
مواقع بحرانی، تامین احساس امنیت آنهاست. کودکان باید بدانند که والدین یا مراقبان آنها، همیشه در کنارشان حضور خواهند داشت. به طور مرتب به آنها بگویید که رهایشان نخواهید کرد و خطری آنها را تهدید نمی کند. در شرایط بحرانی کودکان بسیار مضطرب می شوند و ممکن است درباره جنگ، تهدیدات و تغییرات محیطی سوال های متعددی داشته باشند. با آرامش به آنها گوش دهید و پاسخ های ساده و البته آرامش دهنده بدهید. از دادن اطلاعات ترسناک و نامناسب به کودکان خودداری کنید. حفظ رویه روزانه کودک برای حفظ آرامش کودکان بهتر است آنها را با فعالیت های روزمره و همیشگی شان سرگرم کنید. مثلا، زمان ...
رمزِ عملیات خیابانی امشب این باشد؛ بیعتِ شانزدهم
با گام هایی مستحکم و آهنین. چون سربازانی که برای پیکار در خط مقدم نبرد در جبهه ها مهیا و آماده اند. در میان جمعیت روزافزون شهرهای استانِ ما، دختران جوان نیز حضوری پررنگ دارند. دختران مان در این گردهمایی های شبانه لباس رزم می پوشند و با مُشت های گره کرد برای آمریکا و اسرائیل تو دهانی می فرستند. آنان تمثال های روشنِ خشم و مقاومت اند و در این برهه صدای شان رساتر از همیشه به گوش می رسد. همه شب، مردم شهرستان های خوزستان هر کدام با آیینی بومی مقاومت را در شاهرگ های حیات انقلاب زنده نگه می دارند . دایه دایه وقت جنگه در ایذه مردمِ شهر، با صدایی که از عمق فرهنگِ عشایری برمی خیزد، نوای آشنا ...
چراغ خانه ام روشن است زندگینامه داستانی شهید امنیت محمد اسماعیل دلاور منتشر شد
سالگی لباس خدمت بر تن کرد؛ و از همان آغاز نامش با واژه هایی، چون مسئولیت ، تعهد و امنیت گره خورد. او سربازی را نه تنها وظیفه که عبادت می دانست. پس از گذراندن دوره های آموزشی در تهران و شیراز، قدم به فرودگاه های شیراز و بوشهر گذاشت؛ جایی که سنگینی مأموریت ها هر روز بیشتر بر شانه هایش می نشست. اما در میانه این مأموریت های خاک آلود و شب های بی پایان، عشق جوانه زد. ازدواج کرد، پدر شد و خانه ای بنا کرد. خانه ای ساده، اما گرم از حضور مردی که کم می آمد، اما وقتی بود، همه چیز بود. از همان روز های آغازین زندگی مشترک، همسرش آموخت که باید هم پای شوهرش سفر کند، بار ناگهانی ...
زرین کوب و راز ماندگاری ایران؛ پاسخی که باید خواند
...، ساعت 9:40 صبح شنبه، نهم اسفند، هشت ماه پس از آن 12 روز دفاع مقدس، دوباره زیر آتش رفتند و زیست شان آماج بمب و موشک قرار گرفت و شب و روزشان شد دیو دلهره. جغد جنگی که به پرواز درآمد؛ خانه و اثاث خانه شان را، مغازه و اسباب کسب وکارشان را، خودروشان را و از همه سیاه تر تنی از خانواده شان را از آنان گرفت. خان ومان و مال ومنال را، هرچند خانواده ای عمری برای داشتنش کوشیده و حالا از دستش داده، حتی اگر بشود ازش چشم پوشید، دختران و پسرانی که دیگر یکی از والدین خود را ندارند، پدران و مادرانی که فرزندشان را از کف داده اند یا زنی که دیگر شوی خود را نخواهد دید و مردی که با همسر خود وداع کرده، اصلا مگر می ...
تقویت تاب آوری اجتماعی نیازمند افزایش آگاهی است
و پزشکی توصیه می شود، به طور مثال، فردی که مشکل فشار خون دارد، زمانی که دچار اضطراب می شود، ممکن است به آسیب های جسمی دچار شود. وی ادامه داد: جنگ از جمله موقعیت هایی است که منجر به اختلالات خلقی، اجتماعی و همچنین ایجاد اضطراب پس از سانحه می شود، در این وضعیت، توصیه می شود از تمام منابع همدلی و همراهی استفاده شود، اگر این منابع جوابگو نباشند، افراد باید حتماً به خدمات روان پزشکی مراجعه کنند. ارشادی گفت: بین گفتن دو جمله نترس، من همیشه حواسم به تو هست و نمی گذارم مشکلی پیش بیاید و من اینجا هستم تا هرطور که در توانم است از تو مراقبت کنم به کودک تفاوت مهمی وجود دارد، جمله ...
چطور در دوران جنگ از کودکان و نوجوانان حمایت کنیم؟
به او اطمینان دهید که این احساسات در این شرایط طبیعی هستند. 2. گوش دادن فعال بدون قضاوت: فضایی امن برای او فراهم کنید تا بتواند بدون ترس از سرزنش یا قضاوت، احساسات و افکار خود را بیان کند. گاهی فقط شنیده شدن، بهترین کمک است. 3. گفت وگوی صادقانه و متناسب با درک آنها: مانند کودکان، حقیقت را با زبانی که بتوانند درک کنند، توضیح دهید. از بحث های بیش از حد پیچیده یا ترسناک که ممکن است اضطراب آنها را تشدید کند، بپرهیزید. 4. تبدیل اضطراب به اقدام عملی: تشویق نوجوانان به مشارکت در کار های داوطلبانه (حتی مجازی، مانند کمک به جمع آوری کمک برای آسیب دیدگان) می تواند حس ...
حرف هایی که پلاکاردها می زنند
و هر حضوری که در این میدان عشق و ارادت دیده می شود، لبیکی است بر هر آنچه فرمانده خواسته است. سربازان خیابان هایِ وطن، که روز و شب در میدان حاضرند، تنها مدافعان مرزهای جغرافیایی نیستند بلکه مدافعانِ مرزهای اندیشه، فرهنگ و هویت این ملت نیز هستند حضورِ این جمعیت خستگی ناپذیر و عظیم، این اراده پولادین، این شعارهای پرصلابت، این اتحاد مثال زدنی همه و همه، دلیلی است برای غرور و افتخار. دشمن در محاسباتش فراموش کرد جغرافیای ایران با ایمان نقش بسته و خروش ملتش دژی است نفوذناپذیر. اینجا خانه ملتی است که در برابر هر تجاوزی، چون کوهی استوار می ایستد و از آرمان های خود کوتاه نمی آید چرا که وارثان این یادگارند: مثلی لا یبایع مثل یزید... . ...
نبض زندگی همچنان در تهران می زند | گزارش تصویری از شب عید پایتخت
شیرینی پزی ها، مملو از جمعیتی است که نیامده اند تا صرفاً خریدی روزمره انجام دهند. آن ها آمده اند تا به خودشان و به تمام جهان ثابت کنند که هیچ سایه تاریکی نمی تواند رنگ روشن نوروز و امید به فردا را از تار و پود این سرزمین پاک کند. ماهی های قرمزی که در تنگ های بلوری می چرخند، سبزه هایی که با روبان های قرمز گره خورده اند و دست فروشانی که با صدای بلند نوید بهار را می دهند، همگی نمادهای کوچک اما بی نهایت قدرتمندی از یک مقاومت شیرین مدنی در دل روزمرگی ها هستند. مردم تهران، با تمام دغدغه ها و با همان خستگی های آشنای پس از یک روز کاری طولانی، همچنان هر صبح کرکره مغازه ها را بالا می دهند، به ...
روزی که جوادیه صدای جنگ را شنید
هفت صبح| ظهر روز جمعه 22 اسفند ماه امسال در چهاردهین روز جنگ بود که صدای مهیبی در میان هیاهوی محله جوادیه تهران پیچید و خبر از یک فاجعه داد. تنها در عرض چند دقیقه این محله با خاک یکسان شد و حالا دیگر اذهان همه مردم آماده است که در یک تجزیه و تحلیل چند ثانیه ای متوجه شوند که قطعا محلی هدف حمله موشکی قرار گرفته است. هدف این حمله کلانتری محله جوادیه بود اما شدت تخریب در اثر این انفجار در ساختمان های مجاور و نزدیک به کلانتری در حدی بود که تعداد زیادی افراد غیرنظامی زیر آوار ماندند و به شهادت رسیدند. از جشن تا آوار سعید میرزاییان نام یکی از اهالی محله است که خانه شان در ...
شب های سرخ مقاومت؛سربازان دهه نودی رهبر از انگیزه حضور شان در خیابان ها میگویند+ فیلم
به گزارش گروه استان های خبرگزاری دانشجو؛شامگاه گذشته، شیراز میزبان صحنه هایی متفاوت از عشق و ایستادگی بود. در حالی که بسیاری از شهرها به خواب رفته بودند، مردم ولایت مدار شیراز با حضور در خیابان ها و با به حرکت درآوردن خودروها یا پیاده روی، نشان دادند که برای دفاع از حق و حمایت از ملت مظلوم فلسطین، ساعت و زمان نمی شناسند. در این راهپیمایی های شبانه، فضایی معنوی و عاطفی حاکم بود. خانواده هایی با همراهی کودکانشان، جوانان و نوجوانانی که با اشتیاق شعار می دادند، همه و همه در کنار هم قرار گرفتند تا نشان دهند که انقلاب اسلامی در شبانه روز هم زنده است. بوق های خودروها که با ریتم شعارهای ...
اینجا بوی عید نمی آید
می کرد. شرایط این روزهایش را جویا شدم. با ناامیدی عمیقی گفت: داداش، از روزی که جنگ شروع شد، خدا شاهده کاسبی نکردم. قبلا حداقل روزی هفت، هشت بار جنس جابه جا می کردم و یک نون بخورونمیری درمیومد اما الان دو ساعته وایستادم، دریغ از یک نفر که سفارشی بده. اجاره خونه، خرج زن و بچه ، تازه شب عید هم هست و توقع دارن میوه و شیرینی بخرم ولی چه کنم. انگار هرچه سنگه، مال پای لنگه، از صبح تا حالا یک قرون هم دشت نکردم. او در ادامه به وضعیت خرید و فروش نیز اشاره کرد و گفت: آقایی که شما باشی، امسال اصلا مشتری خاصی ندیدم. دوستم که اینجا مغازه پارچه فروشی داره، بنده خدا خونه اش تو این چند روز آسیب دیده اما نه ...
مردم پای مردم؛ روایت پیوندی که از جنس سیمان و آهن نیست!
های جهادی که از صبح زود در محل حضور داشت، با همان چهره خسته اما نورانی اش تعریف می کرد: وقتی آمدیم، ساکنان خانه ها خیلی مضطرب بودند. طبیعی هم هست. همه دارایی شان را از دست داده اند. دختربچه ای را دیدم که عروسک نیم سوخته اش را بغل کرده بود و هق هق می زد. تا توانستیم دلداریشان دادیم. شیشه های ریخته را کنار زدیم، وسایل باقی مانده را جمع کردیم. به مردم گفتیم نگران نباشید، مدیریت بحران برای اسکان اضطراریتان برنامه دارد. صدایش گرم شد: واقعاً دیدن این صحنه ها سخت است؛ خانه هایی که برای شب عید رنگ آمیزی شده بودند، حالا زیر آوار مانده اند. خداروشکر مردم ما امیدوارتر شده اند به پیروزی اسلام ...
دومانلی تبریز
بار پیش از دژخیمان از طرف ایرانی هایی به گوش رسید که خارج از ایران بر طبل جنگ کوبیدند بی آنکه فکر کنند در این کوچه ها و خیابان ها هموطنان ما زندگی می کنند.امروز سه شنبه 19 اسفند ماه حوالی ظهر یکی از بدترین روزهای زندگی ام بود وقتی که دیدم با آمدن جت های جنگی بر فضای شهر تبریز به ناگه بمب ها بر سر تبریز((تبریز مه آلود))آوار شد و رنگ بر رخسار زنان و کودکان شهر نماند کودکان سراسیمه و گریان دست پدر و مادر را گرفته و مبهوت از اینکه چه در ایران ما می گذرد مبهوت از اینکه چرا سرنوشت مان اینچنین شد. خودم را به خیابان پاستور جدید رساندم و نقشی غمبار از درد و رنج این مردم خسته از همه جا جلوی ...
محسن چاوشی یک تنه مقابل همه ایستاد/ برخی سلبریتی ها دچار لکنت شده اند
یک جا هایی حق گم شده بود و حرف حق شنیده نمی شد و شیطان گوش ها را کر کرده بود. صفری ادامه داد: در روز های اول دشمنان می گفتند مدرسه میناب را جمهوری اسلامی زده است. اما حتی امروز نیویورک تایمز هم می گوید که حمله به مدرسه میناب کار خودمان بوده است. بنابراین، این جنگ با تمام مصیبت ها و تلخی هایش سبب شد که حدود حق و باطل روشن شود. چون هر چقدر که ما تبیین می کردیم و از دشمنان در رسانه می گفتیم، اثر نداشت. همین الان شاهد پخش خانه امن از شبکه آی فیلم هستیم. چند سال پیش مطرح کردیم که امریکا، امریکاست. امپریالیسم، امپریالیسم است. قرار نیست کمکی به ما شود. حتی به جو بایدن اشاره کردیم. کسی که ...
تاب آوری در جنگ؛ خانه را به لنگرگاه تبدیل کنید، نه ستاد جنگ
به گزارش میگنا ر ضا فریدی روانشناس بالینی و کارشناس آسیب های اجتماعی در گفت و گو با ایسنا، به ارائه راهکارهایی برای تاب آوری در روزهای بحرانی و جنگ پرداخت و با تاکید بر اینکه نوجوانِ امروز به واسطه گوشی هوشمندش، در خط مقدم جبهه روانی است اظهار کرد: تصور کن هر بار که شبکه های در دسترس فضای مجازی را باز می کنی، یک بمب خبری در مغزت منفجر می شود. اضطرابِ نکند چیزی را از دست بدهم در این شرایط تبدیل به ترس از فاجعه بعدی می شود. وی راهکار در دسترس رژیم خبری 20/20 را برای این شرایط توصیه کرد و گفت: به جای چک کردنِ لحظه ای، فقط دو بار در روز و هر بار حداکثر 20 دقیقه اخبار را از منابع رسمی ...