قاب های بی قراری و عاشقی - آنا
سایر منابع:
سایر خبرها
کتاب "پسرم حسین" رونمایی شد
چینِ صورتم قصه ای دارد. خوب می دانم اولین چین وقتی به صورتم افتاد که از خانه ی باباجی برگشتم خانه. معصومه خانم را دیدم، همراه یکی از زن های همسایه ایستاده بودند جلوی درِ خانه مان و حرف می زدند. همین که چشمشان به من افتاد، حرفشان را قطع کردند. دیدن دو زن، که در گوش هم پچ پچ می کنند و لب به دندان می گیرند، شاید یک اتفاق عادی باشد، اما برای مادری که دو پسرش را فرستاده جنگ، ترسناک است. انتهای پیام
کرونا، موفق در آموزش رفتار
است و در به دست آوردن آن، مادران باید مورد تقدیر قرار گیرند! آموزش مجازی امسال، بیشتر رقابت مادران بود تا پسران !! بعد از سه دهه معلمی، اگر تفاوت دستخط مادر را باخط پسرش تشخیص ندهیم، به قول قدیمی ها ، کلاه مان به درد ته جارو می خورد!! مادرانی که در صفحه ی شخصی، خواهش و تمنا دارند که؛ اگر می شود زنگ استراحت دوم ، طولانی تر باشد تا بتواند برنج شان را دم بیندازند و آن
قتل دوست معتاد با وصل کردن برق
به گزارش گروه حوادث جام جم آنلاین از خبرآنلاین، مادر این جوان که آرش نام داشت، به مأموران گفت: پسرم به مواد مخدر اعتیاد داشت و اعتیاد او به حدی بود که بیشتر شب ها به خانه نمی آمد و با دوستانش مواد می کشید. بااین حال جسد برای تشخیص دقیق علت مرگ کالبدشکافی شد. با اینکه در ابتدا به نظر می رسید این مرد براثر تزریق مواد مخدر جانش را از دست داده باشد، اما بعد مشخص شد علت مرگ برق گرفتگی است و پزشکی
میهمان های این مراسم همگی ویژه بودند!/این استخوان ها، پسر من است
خبرگزاری فارس- گروه حماسه و مقاومت- زهرا بختیاری: همزمان با وفات حضرت ام البنین مراسم تکریم از مادران شهدا برگزار شد. قرار بود ساعت 2 بعد از ظهر همایش آغاز شود. معمولا مراسم ها با دقایقی تاخیر شروع می شوند اما این بار سر ساعت سالن پر شده بود و میهمان های ویژه روی صندلی هایشان نشسته بودند. کنار هر کدام از این زنان که یا مادر بودند و یا همسر، تمثال مردانی بود که یک روز خودشان بند پوتینش
هر روز برای پسران شهیدم گریه می کردم/حضرت زینب و حضرت زهرا، الگوی ما
پرسم از روز شهادت پسرتان سیاوش بگویید جواب می دهد دختر جان مگر همان یک روز بود؟ هر روز شهید می آوردند همه ی مادران همراه مادر ان شهید گریه و شیون می کردند هر روز روز شهادت فرزندانمان بود آن هم روز گاری بود به خاطر خدا تحمل کردیم باید این کار را می کردیم وقتی سیاوش شهید شد دخترش یک ساله بود هیچ آسان نبودحسین و غلام رضا هم که مجروح شدند روز های سختی را پشت سر گذاشتیم اما پشیمان نیستم باز اگر به دنیا
نقش مادران شهدا در تاریخ پربار انقلاب
شهدا عنوان می کند. مادر شهید حجت ایرانی یکی دیگر از این مادران شکیباست، او در یکی از روزهای اسفند سال 1365 وقتی فهمید پسرش شهید شده است دستش را بالا برد تا به سرش بکوبد اما به یکباره آن را پایین آورد و گفت: استغفر الله. من چه کار دارم می کنم. مگر خودم این هدیه را برای خدا تقدیم نکرده بودم. پس نباید گریه کنم . این مادر شهید در تشیع پیکر شهید شرکت کرد و همراه با مردم شعار کبوتر بهشتی داد
روایت هایی از انتظار، از خودگذشتگی و حسرت های همیشگی مادران و همسران شهید
فرستند. اهالی روستا های مجاور گواهی می دهند که آتش تنور های شم آباد 8 سال تمام به خاکستر نمی نشیند و خاموش نمی شود. این ماجرا، اما وقتی به اوج می رسد که می فهمیم در کنار همه این امور، کار تشییع و تدفین شهدایی که پیکرشان هر روز به آبادی می رسیده است را همین زنان انجام می داده اند. 280 رزمنده و ایثارگر، 86 جانباز، 8 آزاده، 2 جاویدالاثر، 46 شهید دفاع مقدس و یک شهید مدافع حرم، سهم یک روستای
نقش مادران شهدا در جنگ؛ همچون حضرت زینب(س)
میکردند، مطمئناً جنگ در همان سال های اول و در همان مراحل اول زمینگیر میشد. نقش مادران شهدا این است. 1390/10/14 شأن مادر شهید یک وقت به خانه ی شهیدی رفته بودم. مادر شهید در خانه بود، اما پدرش حضور نداشت. برخی از همسایه ها هم آمده بودند و آن جا حضور داشتند. پرسیدم بقیه ی اعضای خانواده کجایند؟ مادر شهید گفت: ما کس دیگری نداریم. دو فرزند پسر داشتم، که هر دو شهید شدند. بعد افزود: همسرم تاب
دیدار مدیرکل پزشکی قانونی استان تهران با مادر چهار شهید
به برادر بزرگترشان بپیوندند: علی و یونس هر دو برای عملیات خرمشهر رفته بودند. علی شب شهید شده بود و یونس صبح؛ اما چون یونس جلوتر بود، جنازه اش چند روز دیرتر و موقع مراسم ترحیم علی رسید. محمد پسر ته تغاری و شوخ طبع خانواده هم پنج سال بعد به شهادت رسید تا بالاخره مادر خود را ام البنین ایران کند.
شهید اتوکشیده ای که 2 مسجد پاتوقش بود
اعتقادی پایبند بود. وی خاطره ای از دوران مدرسه محمد گفت: یک روز با من از مدرسه تماس گرفتند که محمد یکی از دوستانش را تنبیه کرده است، تعجب کردم چون محمد چنین اخلاقی نداشت، فورا خود را به مدرسه رساندم و مادر آن پسری که محمد آن را تنبیه کرده بود، دیدم شاکی بود که محمد پسرش را در اتاق حبس کرده است، بعد متوجه شدیم که آن پسر سی دی ها مبتذلی را به مدرسه می آورده و به بچه ها می داده و محمد به
پنجشنبه های وصال در 34 سال فراق
به گزارش خانه خشتی ، مادران فداکار شهدا با تقدیم فرزندان عزیز خود اجازه ندادند تا دشمنان این آب و خاک پرچم سرفراز جمهوری اسلامی را بر زمین زنند و امروز به بهانه ی سالروز وفات حضرت ام البنین(س) و روز تکریم مادران و همسران شهدا به سراغ سکینه محمدی، مادر شهید گمنام عبدالحسین محمدی رفتیم. مادر در لحظه ورود، ما را روی فرشی نشاند که بدست پسر شهیدش بافته شده بود، رج به رج این فرش برای مادر
چشم انتظاری 37 ساله مادر شهید/ خوابی که تعبیر شد
(س) مادر قمر بنی هاشم حضرت عباس(ع) و روز تکریم مادران و همسران شهداست. به همین مناسبت پای صحبت های فاطمه محمدنیا، مادر شهید مفقودالاثر محسن امانی که فرزندش هیچ وقت به آغوشش برنگشته، نشستیم که در ادامه تقدیم تان می شود: مادر این شهید مفقود الاثر در گفتگو با خبرنگار عصراترک اظهار داشت: محسن آرزویش شهادت بود، از خوابش برای من تعریف کرد و گفت با دوستانم به جنگ رفته بودم و بعد از پیروزی در
ام البنین های ایران زمین
انتظار و چشم به راهی را می توان در کلمه کلمه حرف هایشان شنید؛ انتظاری که سال هاست با بغضی در گلو گره خورده است. رباب پیشان مادر شهید جاویدالاثر سیدفضل الله خوید یکی از این مادران است که پس از 34 سال هنوز چشم انتظار پیکر پاک فرزند شهیدش است. شاید به همین دلیل باشد که هر شهیدی به یاسوج آورده می شود، تا لحظه دفن کردن در آغوش این مادر است و او را از خود جدا نمی کند. او درباره فرزندش می گوید
آیین رونمایی از کتاب پسرم، حسین در قم برگزار می شود
به گزارش خبرنگار دفاع پرس از قم، آیین رونمایی از کتاب پسرم، حسین! ، روایت زندگی شهید حسین مالکی نژاد از زبان مادر شهید، به همت موسسه انتشارات حماسه یاران برگزار می شود. این آیین، ساعت 20 چهارشنبه هشتم بهمن همزمان با سالروز وفات ام البنین (س)، روز تکریم مادران و همسران شهدا با حضور خانواده معظم شهید و نویسنده کتاب، در برنامه زنده دلیرستان شبکه نور استان قم برگزار می شود. شهید
اوج همسرداری و وفاداری
پایگاه خبری جماران: سیزدهم جمادی الثانی به عنوان روز وفات حضرت ام البنین(س)، روز تکریم مادران و همسران شهدا نامگذاری شده است. فاطمه کلابیه مشهور به ام البنین همسر امیرمؤمنان علی(ع) و مادر چهار پسر به نامهای عباس، عبدالله، جعفر و عثمان که هر چهار تن در روز عاشورا در رکاب حسین بن علی(ع) به شهادت رسیدند. مدفن او بنابر مشهور در قبرستان بقیع است. شجاعت، فصاحت و عشق و علاقه وی به
مادری که برای شهیدش هنوز مادری می کند
را تمیز میکنی؟ “ با همان حرارت اولیه ای که در کلامش بود می شنویم: ” همین شهدا آبروی ما را خریدند؛ ایران را نجات دادند؛ ایران را سرافراز کردند“؛ و بعد با صلابت ادامه می دهد: ” من یک روز هم ناراحتی نمیکنم؛ خدا کند بزرگ ما، رهبر انقلاب در جهان رو سفید و سرافراز باشند“. مادر تک پسرش را راهی کرده بود برای دفاع. جگر گوشه اش را. حالا بعد از سال ها با همه داغی که بر دل دارد و با همه دلتنگی هایش
یهویی نویسی به یاد مادران شهید
. عجب صبری داشت این مادر شهید. در روزهای جنگ چشمش به در بود ولی به زبان نیاورد تا توی دل جوان های محله خالی نشود. بعد از پایان جنگ هم چادرش را بسته بود دور کمرش برای خدمت به خانوادۀ شهدا. این آخر عمری هر روز با کمر خمیده جلوی خانه اش را آب و جارو می کرد تا اگر بچه های معراج آمدند برای خبر دادن، همه جا مرتب و تمیز باشد. همین امروز که دارم می نویسم مادر شهید یعنی: وقتی من و شما از خدا بپرسیم هزینه ی آزادی و استقلال و عزت چند؟ کسی از دور جواب بدهد حساب شد... ...
حسین گمنام نماند
کد محتوا: 38879 || تاریخ: 08 بهمن 1399 شهرآرا : درست روز 24سپتامبر 2014 بوده است. اینستاگرام که این طور می گوید. خبر داده بودند هویت شهیدی از گمنامان گلبهار محرز شده و حالا مادرش در مهمان پذیری در خیابان خاکی به انتظار نشسته تا صبح شود و بعد 31سال ببرندش سر خاک پسرش. چند ساعت سختی بود رفتن و برگشتنم. همه ساعات هم به سکوتی طولانی گذشت، روبه روی مادر شهیدی که یک عکس قدیمی توی بغل گرفته بود
وقت تشییع پیکر شهید جوان حنا درست می کردیم
. راستش آن روزها کار زیاد بود و ما حتی فرصتی برای اینکه یک دل سیر عزاداری کنیم، نداشتیم . شهربانو، یک چیز دیگر را هم به یاد دارد و با هربار گفتنش، بغض می کند: وقت تدفین شهدای جوان، یک ظرف حنا درست می کردیم و به یاد نوداماد کربلا، بالای قبر شهید می گذاشتیم. چه مادرها، چه مادرها که با این حسرت مردند و خاک شدند. یکی شان را خوب یادم هست. مادر رضا شیرخانی بود. روزی که پیکر پسرش را آوردند، بالای قبر پسر جوانش این شعر را خواند: امیدم بود دامادت نمایم/ بشینی حجله و من هم تماشایت نمایم/ ندانستم که می میری پسرجان/ امیدم بود در پیری/ عصای مادرت گیری/ندانستم که می میری/ جوان مرگم رضاجان. انتهای پیام/ ...
برای پسر شهیدم خواستگاری می رفتم
یکی دیگر از برادرها هم به شهادت می رسد. هنگام تشییع پیکرش در بهشت رضا(ع) چادر را روی صورتش کشیده است که یکی از زنان اطرافش یواشکی می گوید: پسرش هم مفقود الاثر شده است. این جمله همه خواب هایش را تعبیر می کند: نمی دانید چه حالی پیدا کردم. یکباره همان جا پشتم خم شد. نشستم و دیگر نمی توانستم بلند شوم. بانو مریم کارگر عزیزی که عنوان مادر نمونه سال 95 را از بیناد فرهنگی بین المللی مادر در خانه
روایتی چند دقیقه ای از انتظار 30 ساله یک مادر/ شهدای گمنام پناه دلتنگی های "منوّر خانم"
پایان یابد. منور چراغیان یکی از آن مادران چشم انتظار است که هنوز منتظر دیدن عکس فرزندش از قاب تلویزیون است و روز تکریم از مادران شهدا بهانه ای شد تا با این مادر مهربان و صبور به صحبت بنشینم و او با لحنی شیرین از دلتنگی هایش برایم بگوید. از فرزند شهیدتان برایمان بگویید. اسفندیار شبان در ششمین روز از آذر ماه سال 1341 در یکی از روزهای سرد و ابری در شهرکرد به دنیا آمد
روایتی از شهادت فرزندان یک مادر دزفولی
عملیاتی و دوران دفاع مقدس به شهادت رسیده بودند. اما پای درد و دلِ یک مادر نشستن چیز دیگری بود... وقتی لب به سخن گشود سکوت غریبی بر جانم نشست... پرده اول: از روز های انقلاب گفت:18 شهریور 57 در شهر حکومت نظامی شده بود. آن روز در حیاط خانه مان مشغول نان پختن بودم. عبدالرحیم پسرم آمد. می گفت: اوضاع خیلی شلوغ شده به همه مغازه های میدان (امام) اطلاع دادم تعطیل
وقت رفتنش، عین مرغ بسمل بودم
. یک دفعه دیدم بچه ام بغلم نیست. گریه کردم. دستم را کوبیدم روی سینه و به مأمور گفتم: تو چه دانی دردم چیست و پی چه می گردم. رمضانعلی توی یکی از بازآمدن هایش وقتی بی طاقتی مادرش را می بیند، می رود توی جبهه و یک نوار کاست از صدای خودش پر می کند و با او حرف می زند. یک بار هم یک عکس از خودش را توی پاکت می گذارد و می فرستد. می گوید: توی عکس یقه پسرم لق بود. یعنی لاغر شده بود. برای همین تا وقت شهادت پسرش
مادرانی که تکان گهواره شان مسیر تاریخ را دگرگون می کند
خنده های کودکی اش در سرم می پیچید، اولین زمین خوردنش را به یاد اوردم که چطور قلبم ریش شد. حالا باید محبوب ترینم را به سردی خاک می سپردم. فقط ذکر یا زینب بود که به من آرامش می داد. از آن روز به بعد بود که تنهایی را با تمام ابعادش تجربه کردم،38 سال، یک عمر است. روحم برای شاهرخ پرواز می کرد و جسمم زمینی بود، همین فاصله ی بین جسم و روح بود، که باعث شد تن زمینی ام
زندگی زن جوان با اجنه/همه چیز از کتک زدن بچه جن ها شروع شد!
مذکور را به کلانتری انتقال دادند. در این میان زن 25 ساله ای که در خیالاتی توهم آمیز برای باطل کردن سحر و جادوی مادرشوهرش نزد این رمال حیله گر آمده بود وقتی مقابل مشاور و مددکار اجتماعی کلانتری شفا قرار گرفت قصه ای توهم انگیز درباره زندگی با اجنه در خانه وحشت را بازگو کرد. او با اشاره به این راز عجیب گفت: سه سال پیش قنبر به خواستگاری ام آمد او کارمند یکی از ادارات دولتی بود مدتی بعد از
سیزدهم جمادی الثانی روز وفات بانوی مکرم ام البنین (س)
شجاعتند. شنیده ام بر سر عباس عمود آهنین زدند، در حالی که دست هایش را قطع کرده بودند؛ اگر دست در بدن پسرم بود، چه کسی می توانست نزد او آید و با او بجنگد؟ نقش بی بدیل مادران شهید در ترویج فرهنگ ایثار شهدای هشت سال دفاع مقدس گنجینه های تاریخی و الگوی ایثار هستند اما باید دانست شجاعت و عظمت شهید متاثر و نشات گرفته از مادر ایثارگری است که تربیت چنین فرزندی را به بهترین نحو و با معیارهای اسلامی
مانع رفتن عباسعلی نشدم/ نامه ای که دلواپسی ام را بیشتر کرد
داد و او در سن 17 سالگی با شهید نوروزعلی که در آن وقت کارگر ساده ای بود ازدواج کرد. ثمره این پیوند فرخنده، ده فرزند شد که از میان این فرزندان، قربانعلی، رحیم، خدیجه و طوبی به فیض شهادت نائل می شوند و همسر باوفایش نیز در کربلای خونین جبهه های ایران لباس شهادت را بر تن کرد. این مادر شهید در خاطراتش می گوید: اولین روز مدرسه همه بچه ها با لباس های نو سر صف ایستاده بودند. چند تا دانش آموز
38 سال چشمم به در بود، مادر!
رابعه تیموری در صورت نجیب و رنج کشیده مادر غم و خستگی سنگینی نشسته است. ناصرش برگشته، ولی تا وقتی پنهان از چشم همه یک دل سیر با پسرک خوش خنده خوشرویش اختلاط نکند، دلش آرام نمی گیرد. باید از پسر از سفر برگشته اش بپرسد38سال کجا بوده؟ در این38سال به او چه گذشته؟ زیر آفتاب مانده؟ گرسنه و لب تشنه شهید شده؟... مادر به این اختلاط ها و خلوت های پنهانی با پسرکش عادت دارد. او38 سال چشم به راه
دل مادری که تا ابد در کربلا ماند/ بانویی که از شدّت گریه بر امام حسین(ع) نابینا شد/ شخصیت همسر شیرخدا در ...
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی: حضرت ام البنین (س)همسر گرامی امام علی (ع) است که بعد از شهادت حضرت زهرا (س) به زوجیت ایشان در آمدند و چهار پسر برای امام علی (ع) به دنیا آوردند که حضرت عباس (ع) یکی از آن ها است. حضرت ام البنین (س)در واقعه عاشورا حضور نداشت، ولی بعد از واقعه عاشورا تا زمان مرگ برای شهدای کربلا مرثیه سرایی کرد. وفاداری حضرت ام البنین (س) حضرت ام البنین (س) یکی از چهار