چهارشنبه ۲۷ خردادساعت ۱۵:۱۳Jun 2026 17
جستجوی پیشرفته
همشهری ۱۳۹۹/۱۱/۰۸ - ۰۰:۱۷

38 سال چشمم به در بود، مادر!

رابعه تیموری در صورت نجیب و رنج کشیده مادر غم و خستگی سنگینی نشسته است. ناصرش برگشته، ولی تا وقتی پنهان از چشم همه یک دل سیر با پسرک خوش خنده خوشرویش اختلاط نکند، دلش آرام نمی گیرد. باید از پسر از سفر برگشته اش بپرسد38سال کجا بوده؟ در این38سال به او چه گذشته؟ زیر آفتاب مانده؟ گرسنه و لب تشنه شهید شده؟... مادر به این اختلاط ها و خلوت های پنهانی با پسرکش عادت دارد. او38 سال چشم به راه ناصرش بوده و این سؤال ها را بارها و بارها از او پرسیده، اما جوابی نشنیده است ... ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)