نوشتار به نویسندگی ادامه ندهم بهتر باشد؛ زیرا خود همین یک جمله بیشتر از چندین جوک فوق خنده دار، چنان آدم را از ته اعماق وجود قلقلک می دهد که دیگر نیازی به نوشتن جمله های طنزآلود بعدی نیست. مطمئنم که همین الان هم لب های مبارک سرسخت ترین مخاطبان هم به خاطر لبخندی که رویش نشسته، کج و معوج شده است.حال چه فرقی می کند گوشه لب به سمت راست برود یا چپ؟ لطفا موضوع را سیاسی نکنید! شما همان وسط ماجرا را فرض
دربار پهلوی در شمال کشور) در رامسر می زند و پیرو آن، سروان احمدی، به عنوان کارآزموده ترین مأمور اداره آگاهی، مأمور یافتن دزد ویلای تیمسار مزین می شود. سروان احمدی، بعد از بازجویی از نگهبان ویلا برای یافتن دزد، به گرگان می رود، ابتدا سراغ جواهرفروشی ها می رود و با دادن نشانی های انگشتر گران قیمت دزدیده شده، در هتل میامی گرگان مستقر می شود و تا پایان داستان چند بار رو در روی شاهین قرار می
Dark Descent حالا می رویم سراغ بازی ترسناک های واقعی "فریکشنال” یک قلعه ی دوران ویکتوریایی ممکن است بهترین مکان برای اتفاقات یک بازی ترسناک نباشد [اتفاقا بهترین فضا برای خلق موقعیت های ترسناک است -مترجم] اما در فراموشی: هبوت تاریک استودیوی سازنده همه ی آن چه از تجربه های بازی سازی پیشین به دست آورده بود را خرج کرد، صیقل داد و یکی از ترسناک ترین بازی های دوران را خلق کرد. شما در
زرتشت است (هر چند که برخی مانند ابراهیم پورداود در کتاب فرهنگ به دینان ، میان گبر و آیین زرتشتی تفاوت قائلند) [7] . نهایتاً گَور جایی است که مسکن و منزل گبریان بوده است. در برخی مناطق دیگر ایران نیز چنین نامی وجود دارد؛ مانند قلعه گوری کوهدشت لرستان، تل گوری در شهر علامرودشت درجنوب استان فارس، تل گوری پا و تل گبری در شهرستان بهبهان و تل گبر در شهر چرام کهکیلویه. لازم به یادآوری است که