خشونتی که در پرویز هست، نداشتیم. اگر قرار بود فیلم تأثیرگذار باشد باید پرویز تا ته خط می رفت. اگر پلیس او را می گرفت، خودش پشیمان می شد یا پدرش رفتارش عوض می شد، فیلم نصفه نیمه ای در می آمد. پرویز ترویج و توصیه خشونت نیست ولی در ساخت فیلم باید پرویز را رها می کردیم تا هر کاری می خواهد، بکند. قطعا این خشونت ها پیشنهاد گروه ما نیست. ما حتی کپشن زدیم که در این فیلم هیچ حیوانی آسیب ندیده چون
گوشه اش که یاد می کند هنوز بعد از گذشت 30سال صدایش می لرزد. با بغض می گوید: پسر خوب و با ایمانی بود. با وجود سن کمش خیلی از مسائل را می فهمید و از همان نوجوانی مسجدی و بسیجی بود. روزی که مارش جنگ به صدا درآمد و صدام لعین جنگ را شروع کرد تمام تنم لرزید. گفتم نکند که رضا بیاید و بگوید که می خواهم به جبهه بروم. بالاخره روزی که از آن هراس داشتم رسید. رضا آمد و گفت مادر من می خواهم بروم
(!) بدون تلاش برای قانونمند شدن فضا کماکان با سرعت پیش می برند! در حال حاضر در کشور سالانه 400 پیوند سلول های بنیادی انجام می شود و این حجم از تبلیغات نه با تعداد بیماران سرطانی نیازمند همخوانی دارد و نه با بودجه و تحقیقاتی که در کشور صورت می گیرد. علاوه بر آن مدعیان این جریان بدون توجه به جایگاه متزلزل قانونی خود با حمله به رئیس مرکز ذخایر زیستی و ژنتیکی کشور که موضوع قانونمند شدن این حوزه
کسی صحبت کنم؟ چقدر می توانم مؤثر باشم. این زن شوهرش را به خاطر شما از دست داد و 2 فرزندش را به تنهایی بزرگ می کند حداقل می توانید پرونده اش را بیاورید تهران! حواسمان پرت است، آنقدر درگیر این حواشی ها و پاپاراتزی بازی ها هستیم که حواسمان از اصل موضوع پرت می شود. از متن غافل می شویم. هدف غایی جوانان ما مشهور شدن است؟ خدایا! چه کسی کجا اشتباه کرده که این اتفاق برای جوانان ما
/> زن جوان بیان داشت: چشمانش را بسته بود و با صدای بلند ناسزا می گفت، هرچه سعی کردم او را آرام کنم، فایده ای نداشت از مغازه بیرون آمدم او هم دنبالم آمد فریاد زد که صبر کنم اما من اهمیتی به حرفش ندادم یک دفعه دیوانه وار به سمتم حمله ور شد و در مقابل مردم شروع کرد به کتک زدن من. برای همین دیگر از او متنفرم و نمی خواهم درکنارش زندگی کنم ، برای همین تصمیم به جدایی دارم و اصلا حاضر نیستم تصمیمم را تغییر
عباس دوران به همسرش به وضوح دید. عباس دوران در مهرماه 59 طی نامه ای به همسر خود می نویسد: خاتون من، مهناز خانم گلم سلام بگو که خوب هستی و از دوری من زیاد بهانه نمی گیری. برای من نبودن تو سخت است ولی چه می شه کرد جنگ جنگ است و زن و بچه هم نمی شناسد. نوشته بودی دلت می خواهد برگردی بوشهر. مهناز به جان تو کسی اینجا نیست. همه زن و بچه هایشان را فرستادند تهران و شیراز و اصفهان و
پیکر مطهر شهید یاسینی هم با حظور مقام معظم رهبری انجام شد؛ روز پنجشنبه به من و خواهرم گفتند که پدر بزرگتان به رحمت خدا رفته و ما را به منزل عموی مان بردند که تا یکشنبه آنجا بودیم؛ وقتی به خانه آمدیم دیدم دم در خانه مان پارچه زده اند و اسم پدرم را نوشته اند اما باز هم در عالم بچگی درک ماجرا برایم سخت بود، اصلاً باورم نمی شد که پیام تسلیت برای پدر من است؛ با خودم می گفتم جنگ که تمام شده، پس بابا چطور
مشکاتیان آلبوم بیداد را بیرون دادند که گویی ترجمان دهه 60 ایران بود. بلافاصله پس از این آلبوم غمگین و موفق، مرکب خوانی نوا و آستان جانان منتشر شدند که هر دو آثاری فوق العاده ارزشمند بودند. همزمان با این دستاوردهای شجریان، شهرام ناظری با ته لهجه کردی خود طلایه دار نوعی موسیقی عرفانی جوان پسند شد. او جا پای خود را با خواندن در گروه چاوش و در کنار لطفی و شجریان بین سال های 57 تا 60 محکم
بردیا صدرنوری اجرا خواهد شد. آثار ارسال شده برای نخستین جایزه موسیقی همایون خرم بیش از 70 اثر بود که در دور اول 38 اثر برای بخش رقابتی انتخاب شدند. این مسابقه در رده سنی 6 تا 20 سال برگزار می شود و هدف ازآن فرهنگ سازی برای موسیقی اصیل در رده سنی پایین است. این جایزه را رضا خرّم (فرزند استاد همایون خرّم)، ناصر ایزدی (آهنگساز، نوازنده و مدرس موسیقی و مدیر بخش موسیقی