سروش جنبه ی معرفتی دین را مطمح نظر خویش قرار می دهد، شبستری رویکردی وجودی به دین دارد و این نگاه فردگرایانه به دین، او را از سلف خویش علی شریعتی جدا می کند؛ چراکه رویکرد شریعتی به دین، حداکثری و ایدئولوژیک است. این در حالی است که شبستری یک روشن فکر سکولار مسلمان است که تلقی مدرنی از سنت دارد و بر این باور است که ذات گرایی ، آفت تفکر و فلسفیدن است. به همین اعتبار، او راه خویش را از علی
حاضر یا همان غیبت، به مثابۀ اصلی اعتقادی، خود سبب تحول و تغییر در حوزۀ علمی و فکری شیعه شده است. از این رو برای نشان دادن صحت این استدلال نکات زیر را باید پاسخ گفت:1. باورداشت غیبت چه تأثیری در حیات علمی و فرهنگی شیعیان داشته است؟2. آثار این باورداشت چه بوده است؟روشن است که نویسنده پیامدهای باورداشت غیبت را تنها در میان شیعیان اثنا عشری بررسیده است، نه دیگر فرقه های شیعی.
/> اعوانی با تأکید بر اینکه خواجه نصیر حکمت را علم شریف و بسیار پرفایده می دانست و گفت: معمولاً برخی عقل را مانند آپاندیس می دانند که باید آن را حذف کرد، درصورتی که خواجه بسیار آن را پرفایده می دانست. شیخ طوسی هرجا که حرف می زند به آیات قرآن استناد می کند و امام را جامع حکمت و فکرت و اطاعتش را واجب می داند. طبق آیه قرآن کریم خواجه مردم را سه دسته می داند یک دسته اهل دنیا، دسته دوم اهل شریعت و