1393/10/22 - 10:02 430985 خبرگزاری شبستان- خراسان جنوبی: طلاق یکی از استرس های بزرگ قرن حاضر است که نسبت به گذشته حالت ناهنجار خود را از دست داده و به قولی مقبولیت اجتماعی پیدا کرده اما اگر یادمان باشد٬ همیشه مادربزرگ و پدربزرگ ها موقع ازدواج به عروس می گفتند " با لباس سفید می ری خونه شوهر و باید با کفن سفید از خونش بیای بیرون" و این همان معنی سوختن و ساختن برای آنان داشت و مادر و
ندامتگاه زنان شهرری به اینجا منتقل شده در رابطه با شرایط کارش در آسایشگاه روانی می گوید: گاهی زندانی ها به دلایل مختلف دچار اختلالات روانی می شوند و به همین خاطر برای تحت درمان قرار گرفتن باید همراه مامور به آسایشگاه های روانی منتقل شوند. شرایط اینجا برای من سخت است و احساس امنیت ندارم. اگر متهمی قصد فرار داشته باشد من وسیله ای برای دفاع ندارم اما 2 تا سرباز بیرون از آسایشگاه نگهبانی می دهند. به
نمی دیدم و رادا یکی دیگر از تخم ها را برای صبحانه آماده کرده بود . آماده شدم و از قلعه بیرون رفتم . کاووس نزدیک رودخانه بود و تیگرا هم خود را به او رسانده و جست و خیز می کرد . تیگرا ناگهان بی حرکت شد و کاووس شمشیر – شلاق را به حالت آماده در دست گرفت . من هم که نمی دانستم چه خبر شده ، خودم را به رادا رساندم و دست به اسلحه بردم . خیلی زود ، آن چه که منتظرش بودیم اتفاق افتاد و ده ها نفر با نیزه های
بچه اش ترک کنه و بره سر کار. هر بار که میومدم خونه ی پدرم، هی زبون می ریخت و قول می داد که ترک کنه و من هم خر می شدم و برمی گشتم سرِ خونه وزندگیم، اما بعد از چند روز انگار دلش رو زده باشم، پسم می زد و دوباره می شد همون آدم سابق. اشک پشت چشمانش آماده باش دائم است و بغض بیخ گلویش کمین زده است. بچه را نگاه می کند و دوباره پقی می زند زیر گریه، دوباره سرش را می اندازد پایین، چند لحظه گریه
شش و چهار ساله شان را گرفته. حیوان سرش را انداخته پائین و بدون کوچکترین چموشی ای، هم قدم با زن و بچه ابوعلی روان است. وقت هایی هم که ابوعلی و زن و بچه اش می نشینند تا غذایی بخورند طناب حیوان را رها می کنند. حیوان همان دوروبر می پلکد، با بچه ها بازی می کند و از پس مانده همان غذا، کمی می خورد. خیلی ها در طول مسیر حتی حیوان ها را نبسته اند. این برای روستائی هایی که از دامداری سررشته داشتند، از همه