سایر منابع:
سایر خبرها
اظهارات سلیمی نمین درباره زیباکلام، دفاعیاتش از آیت الله هاشمی و دادگاهی شدن به خاطر انتقاد از مشایی
/> استبداد مطلق موجب می شود که اطلاعات به جامعه به صورت تدریجی داده نشود. چون اطلاعات نیز همچون غذا خوردن باید روزانه و تدریجی باشد و در هر روز به میزان مشخصی می توان اطلاعات کسب کرد همان طور که نمی توان بعد از 20 سال به یک باره غذا خورد بعد از 20 سال نیز نمی توان به یکباره غذای فکری دریافت کرد. ظلم بزرگی که به نسل حاضر می شود این است که پس از برداشتن استبداد پهلوی دوم افرادی باید در
بسته پیشنهادی کتابستان با عنوان حضرت فاطمه زهرا(س)
این کتاب است. با توجه به گستردگی و تنوع مباحث مطالعه این کتاب می تواند مفید و جذاب باشد و درباره زندگانی این بانوی بزرگ بشریت اطلاعات و معارف خوبی را در اختیار خواننده قرار می دهد و از سوی دیگر برخی از شبهات وهابیون نیز برطرف می شود و مخاطب با مقدار بیشتری با جایگاه عظیم و غیر قابل توصیف حضرت زهرا(س) آشنا می شود. این کتاب در 803 صفحه از سوی مؤسسه فرهنگی هنری شمس الضحی به چاپ
ناگفته های صادق خرازی: سعید امامی علیه من پرونده سازی کرد
کردید؟ مربوط به مسائل خانوادگی یا نیاز مالی در واقع نبود خیلی علاقه به درس نداشتم؛ چند سال قبل از انقلاب ترک تحصیل کردم و در بازار در تجارتخانه پدربزرگ مشغول شدم و شرایط زندگی من شکل دیگری شد. بعد ها خیلی علاقه به تحصیل پیدا کردم. با کمک جناب آقای محدث که از فرهنگیان محترم بودند به تحصیل شبانه پرداختم و چند سالی دیر تر موفق به اخذ دیپلم شدم. قبل از انقلاب دستگیر هم شدید؟
مباحثه کیمیایی و غنی نژاد: مصدق پوپولیست بود؟
بیشتری خواست. این اتفاق اما در رمان نویسی ما نیفتاده بود، نویسنده ها و مترجم ها و اهل کتاب برآمده از طبقه متمولی بودند که رفته بودند به فرانسه و آنجا درس خوانده بودند و بعد هم شروع به نوشتن کردند. داستان های عاشقانه شان در باغ های شمیران و خانه های اعیانی با سقف های بلند می گذشت و اصلاً خیابان و پیاده رو در آن ها نبود. طبیعی است که در این میان روزنامه در زندگی روزمره مردم عادی جای بیشتری داشت، بعد ها
خلق یک شخصیت ماندگار نقطه عطف کارم است/ آرزوی کانون گرم خانواده برای همه بچه ها
این کار را شروع کردم و امیدوارم امسال به این توفیق برسم و شخصیتی در حوزه کودک و نوجوان خلق کنم که بشود به آن استناد کرد. وی که لوح زرین چهارمین جشنواره مطبوعات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و قلم بلورین ششمین جشنواره مطبوعات را از آن خود کرده است،بیان کرد: امیدوارم در سال جدید نه کتابهای زیاد بلکه کتاب خوب و با کیفیت تحویل بدهم . ما نویسندگان کارهای ننوشته خود را بیشتر از کار های
اشاره وزیر ورزش به دلایل اختلافش با رئیس فدراسیون فوتبال
، آی تی و هر آن چیزی که در علم مدیریت به عنوان 4m مطرح است، مغفول مانده و مدیران بسته به سلایق و بر حسب نگاهی که به موضوع ورزش داشتند برای این حوزه برنامه ریزی می کردند. قانون تاسیس سازمان تربیت بدنی مصوب 23 خرداد سال 1350 است. یعنی حدود 44 سال پیش. برای نوشتن قانون جدید در دوره جنابعالی اقدامی صورت گرفته است یا خیر؟ بله. قانون 1350 متناسب با شرایط آن سال ها نوشته شده و بدیهی
نقد مسعود فراستی بر فیلم هامون/1368
نسبی جو، آنتراکت داده و هالو را به صحنه آورد. پس از آن در سال 51، پستچی را عرضه کرد که به نوعی پس گرفتن گاو بود. با تغییر جدی اوضاع در نزدیکی های انقلاب، باز به ساعدی برگشته و فیلم تند اجتماعی دایره مینا را اکران کرد. دو سه سال پس از انقلاب، تحت تأثیر شلوغیهای آن روز، فیلم بد مدرسه ای که می رفتیم را ساخت. و بعد به فرنگ رفت و در آنجا فیلم ضعیف شبه عرفانی سفر به سرزمین رمبو را ساخت. بعد خسته از
گفت و گوی امیرعلی نبویان با یاس و سیامک عباسی
70 ساله را در خودش جای دهد. بچه شش ماهه ای که در قشر ویژه ای متولد می شود، 70 سال دیگر، در 20 سال و شش ماهگی باز هم متعلق به همان قشر است. اگر حرکت خاصی مثل تحصیلات و تجربیات او را از قشر فعلی اش خارج نکند، او در جای قبلی خود می ماند. یاس: من به طور کل فکر می کنم ما از نظر شعر در دنیا رقیب نداریم. سیامک: کاملا موافقم. یاس: من اگر بخواهم به طور ویژه در حوزه ادبیات
بافق در آسمان کتاب جامع ایرانگردی یک ستاره هم ندارد!!!
محمد علی قاسم زاده هفته گذشته فرصتی شد تا از نمایشگاه بزرگ کتاب یزد بازدید و چند کتاب مورد علاقه ام را خریداری کنم. تخفیف بسیار خوب و تنوع کتابهای به نمایش درآمده همراه با حضور ناشران کشوری از ویژگی های بسیار خوب این نمایشگاه کتاب بود هر چند شیرینی دیدار با نویسندگانی مانند محمود دولت آبادی و مسعود لعلی که به یمن برپایی این نمایشگاه میزبان یزد شده و ساعاتی هم درغرفه های فروش آثار حاضر شده بودند و درجلساتی گپ و گفتی پیرامون هنر نوشتن برگزار کرده بودند نصیبم نشد،اما همینکه خبر این حضور را شنیدم موجب شادمانی ام گشت. این مقدمه شیرین را گفتم تا به یک موضوع تلخ که در این نمایشگاه با آن مواجه شدم اشاره کنم و آن هم اینکه در حین تماشای غرفه ها و کتابها چشمم به کتابی به نام راهنمای جامع ایرانگردی تالیف آقای حمید اعلمی افتاد. کتابی قطور،با برگهای گلاسه ، رنگی و پرمحتوا که اطلاعاتی بسیار خوب و تصاویری زیبا از جاذبه های تارخی و،طبیعی و گردشگری شهرهای مختلف کشورمان در اختیار خواننده می گذاشت. اما با تورق این کتاب نکته ای تاسف بار برایم جلب توجه کرد. چرا که در 10 صفحه پایانی که در آن جاذبه های گردشگری و میراث فرهنگی استان یزد ذکر شده بود بجز یک بار آن هم در مقدمه که به نام بافق به عنوان یکی از شهرستاهای این استان اشاره شده بود ،در دیگر صفحات این بخش اصلا به میراث فرهنگی و گردشگری شهرمان اشاره ای نشده بود و دیدم بافق در آسمان این کتاب جامع،حتی یک ستاره ندارد. جالب اینکه گردآوری و چاپ این کتاب متعلق به زمستان 93 بود و پرداختن به جاذبه های طبس در آن با توجه جدایی این شهرستان از یزد در اسفند 92 نشان از بی دقتی گردآورنده و ناشر داشت ،اما عدم ذکر نام و تصاویرجاذبه های تاریخی،طبیعی و گردشگری بافق را نمی توان حمل بر این بی توجهی کرد بلکه این عدم درج را باید به پای ضعف شدید میراث فرهنگی شهر خودمان بافق و حتی اداره کل آن در یزد گذاشت. چرا که اگر در این زمینه فقط یک نفر مسؤل پی گیر وخلاق وجود داشت ،اینگونه داشته های با اهمیت یکی از جذاب ترین شهرهای استان در زمینه میراث فرهنگی ،طبیعی و گردشگری به بوته فراموشی سپرده نمی شد. هرچند وضعیت اسفناک امروز میراث فرهنگی شهرستان بافق بر کسی پوشیده نسیت و مدتی است در سایه بی اعتنایی مسؤلین محترم صدای کلنگ ویرانی این آثار به گوش می رسد ،اما عدم درج نام یا تصویر این آثار در یک کتاب راهنمای جامع ایرانگردی، دقیقا خاکی است که توسط مسؤلین دل نسوز این حیطه – که معمولا هم غیر بومی بوده اند – بر سر هویت تاریخی و جاذبه های مطرح شهرمان می شود و زمانی متوجه این خسران می شویم که دیگر از نه از اثر خبری هست، نه از مسؤل. ...
بازیگر جنجالی سینما : مدت ها کسی جرات ساخت فیلم اجتماعی نداشت
من فقط فیلمنامه را می خواندم و به او نظر می دادم تا اینکه در نسخه نهایی که بهرام توکلی نوشته بود یک نقش دختر اضافه شد و من هم آن را بازی کردم. بازی در جامه دران حمید رضا قطبی و خانه دختر شهرام شاه حسینی چطور اتفاق افتاد؟ نخستین فیلمی که در بین این پنج فیلم بازی کردم کار آقای قطبی بود، خب دو سال بود فیلم بازی نکرده بودم و دلم برای جلوی دوربین رفتن تنگ شده بود و می دانستم که
مردم ما را می بینند
همذات پنداری و کاتارسیس شد و این نشان داد که اگر روال تئاتر ما این بشود که به قصه، توجه نشان بدهیم مردم ما را می بینند. همچنین در این نمایش یک انرژی خاص بود که بدون شعار باید بگویم بسیار جذاب است و تمام اعضای گروه هم این انرژی را گرفته اند. انگار ما از آزمایشی، سربلند بیرون آمده باشیم و خدا کمک کرده که موفق باشیم. امیدوارم باز هم بتوانم در صورت مهیا شدن شرایط، اجرای هم هوایی را ادامه بدهم؛ زیرا ما نه سوپراستار داشتیم و نه از ترفندهای عوام گرایانه برای جذب مخاطب استفاده کرده ایم؛ بنابراین نمایش بنابر صداقتی که با مخاطب رودررو شده به موفقیت رسیده است. ...
نوشتن همیشه برایم سخت است
جا بیفتند می دهم شان به ناشر. از خدا می خواهم کتابم چاپ شود و خواننده داشته باشد. اگر می توانستم، در سال چهارپنج تا کتاب می دادم بیرون. بعضی ها ممکن است بتوانند زودبه زود کتاب چاپ کنند و هیچ اشکالی هم ندارد، اما متاسفانه من نمی توانم. کلا نوشتن همیشه برایم سخت است و فکر می کنم برای خیلی های دیگر هم این گونه است و نمی شود گفت این کار برای همه آسان است.
عرضی نیست، آنچه گذشت
اتفاق هایی نبودند که تکانی به وضعیت کنونی ادبیات ایران بدهند و در واقع هیچ اثری چاپ نشد که بتوان از آن به عنوان پدیده سال سخن گفت. در ساز و کار ممیزی هم به رغم صحبت هایی در مورد مشارکت ناشران در بررسی کتاب و نوشته شدن آیین نامه ای بر این مبنا، تغییر محسوسی اتفاق نیفتاد و راهروهای وزارت ارشاد مثل سال های قبل محل تردد نویسندگان و مترجمانی بود که برای چانه زدن بر سر کتابشان که غیرقابل چاپ اعلام شده بود
نویسنده فریاد می زند
شیما بهره مند : درست پنجاه سال از نوشته شدن سنگی بر گوری اثر متفاوت و بحث برانگیز جلال آل احمد می گذرد. اما هنوز این رمان کوتاه از مهم ترین متن های ادبیات ماست. آل احمد در یک چاه و دو چاله می نویسد: ... و بعد بپردازم به از نو نوشتن سنگی بر گوری که قصه ای است در باب عقیم بودن و البته بعد از مرگش منتشر شد و معلوم نیست که او همان طور که اشاره کرده، سرانجام فرصت از نو نوشتنِ آن را یافته باشد. به هر
سالی که مرگ خوشه چینی کرد / چهره هایی که در سال 93 با زندگی خداحافظی کردند
های بسیاری برای نوشتن داشت احمد بیگدلی: تازه پیگیر چاپ رمان عاشقانه اش بود. احمد بیگدلی هنوز حرف ها برای گفتن داشت و اگرچه بعد از مرگ همسرش دیگر دست و دلش چندان به کار نمی رفت اما نگران قصه هایش بود. او نیز وقتی که 26 شهریور بر اثر سکته قلبی درگذشت، تا آخرین لحظات داشت به ادبیات فکر می کرد و درگیر داوری در یک جشنواره داستان در شهرکرد بود. با این حال، نویسنده اندکی سایه رفت