به گزارش شهدای ایران ؛ چهره اش نشاط خاصی دارد. شوخ طبع است و انرژیِ چشم هایش وصف نشدنی است؛ وقتی پشت میز نشسته کسی باور نمی کند این مرد، 30 سال است که جانباز قطع دو پا باشد.حبیب گودرزی 19 ساله بود که دو پایش را در جبهه های جنگ از دست داد ولی وقتی از خاطرات ایام رزمندگی اش سوال می شود، می گوید من حرف چندانی برای گفتن ندارم. چون کار خاصی در جبهه نکرده ام . حبیب گودرزی کارمند صدا و سیماست
گونه فعالیت فرهنگی یا اجتماعی یا اقتصادی نیست . آن چه موجب فلج کردن نیروی اجتماع است آلوده کردن محیط کار به لذت جویی های شهوانی است . آیا اگر پسر و دختری در محیط جداگانه ای تحصیل کنند و فرضا در یک محیط درس می خوانند دختران بدن خود را بپوشانند و هیچ گونه آرایشی نداشته باشند بهتر درس می خوانند و فکر می کنند و به سخن استاد گوش می کنند یا وقتی که کنار هر پسری یک دختر آرایش کرده با دامن کوتاه تا
کرمانی و یزدی بعد از عاشورا در مشهد یا قم خبر داد. جلالی افزود: به خاطر مشغله علما هماهنگ کردن زمان این دیدار سخت است و با وجود اینکه قرار بود امروز یا چهارشنبه این دیدار صورت بگیرد، دو نفر از این بزرگواران نتوانستند هماهنگ شوند لذا این هفته دیدار صورت نمی گیرد. مسئول دفتر آیت الله مصباح در عین حال تصریح کرد: اگر این دیدار هفته آینده در مشهد برگزار نشود، بعد از عاشورا و
برای خود به همراه آورده بود و تناول کردند و بعد هم زیارت امامزاده و ادامه راه... بیداری شب اول از نکات قابل توجه در این اردو است، چیزی که در روزهای آخر کاملا برعکس می شود، دانشجویان تا ساعتی قبل از نماز صبح بیدار بودند و پچ پچ های دانشجویی... نماز صبح را در نمازخانه بین راهی خواندیم و بعد هم دعای عهد، قرآن، توزیع شکلات صلواتی تا 7 صبح که صبحانه آماده شد و یکی یک قالب کوچک پنیر
داشت که باید همه بچه ها و طلبه ها در مدرسه باشند. در همان روز هم بعد از خواندن دعای عهد صبحانه ای هم به همه می دادند. آن اولین سال و اولین صبحانه من بود. تخم مرغ، سیب زمینی، سیب و نان بود. بعضی ها شکسته و بعضی ها سالم بود. دقت کردم که طلبه هایی که اول می رفتند و صبحانه شان را برمی داشتند آن شکسته ترین تخم مرغ و سیب زمینی و سیبی که کوچکتر بود و یا احیاناً لکه داشت را برمی داشتند. برای من عجیب بود