توانست عمق نابسامانی های عرصه فرهنگی کشور را بازگو کند. به کار بردن این واژه در بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در حالی بیان می شود که معظم له قبل از این بارها از تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی و در یکی دو سال اخیر از نفوذ فرهنگی دشمن نام برده اند. اینکه چه می شود در مقابل این هجمه ها این بار از ولنگاری فرهنگی در همه نهادهای فرهنگی کشور اعم از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و دیگر نهادهای غیردولتی یاد می
/> شبکه خبری سفیر, [11.06.16 00:34] yon.ir/9nIq پیام تسلیت رهبرمعظم انقلاب در پی درگذشت شاعر نامدار حمید سبزواری در پی درگذشت شاعر نامدار و هنرمند ثابت قدم استاد حمید سبزواری، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیام تسلیتی صادر کردند. متن پیام معظم له به شرح زیر است: بسمه تعالی با دریغ و تأسف خبر درگذشت شاعر نامدار معاصر جناب آقای حسین آقا
حمید سبزواری که متولد 1304 بود، سحرگاه 22 خرداد 1395 چشم از جهان فرو بست. آنچه در ادامه خواهید خواند بخش دوم متن گفتگویی مفصل و سه ساعته با حمید سبزواری است که در سال 1390 انجام شده است. در آن روزها پدر شعرانقلاب هر چند خاطرات بسیاری به خاطر داشت اما تا حدودی بیماری آلزایمر بر روی او تاثیر گذاشته بود. سبزواری به شدت نسبت به زادگاهش سبزوار عشق می ورزید. زمانی که برای هماهنگ
با قدس عشق بازی می کرد. فوق العاده به آزادی قدس امیدوار بود، و باور داشت که سرانجام قدس عزیز روزی به وسیله افراد خداجوی، مؤمن، و فداکار آزاد خواهد شد. در همه سال های اسارت، حسرت یک آخ گفتن را بر دل دژخیمان صهیونیست گذاشت. پس از آزادی هم راهکار مقاومت را با جدیت تمام دنبال کرد. اشاره کردید که شهید سمیر قنطار راه آزادی قدس را شناخته بود. حال با توجه به شناختی که از جامعه صهیونیست در دوران
قدرش را می دانستیم خواننده به نام موسیقی ایران گفت: همه ما در کودکی و نوجوانی خاطراتی از صدای حبیب داریم که هیچگاه نمیتوانیم فراموش کنیم، هر حسی که نسبت به او داشتم بعد از شنیدن خبر فوت اش هزاران برابر شد، ای کاش زمانی که کنارمان بود قدرش را بیشتر می دانستیم. خراطها با اشاره بر بازگشت حبیب پس از چند سال به ایران و درخواست برای ادامه فعالیت در زادگاهش بیان کرد: روزی هزار بار می گوییم بسم
دورود دوست دارد ولی توان آن را ندارد، شاید زجرآورترین صحنه های زندگی را برای مادری رقم می زند که دوست دارد پسرش همانند سایر هم سن و سالانش بخندد، بازی کند و حرفهای شیرین و با نمک بر زبان جاری کند،اما نتواند. حس و حال این گزارش، زندگی سراسر غم و اندوه خانواده ی بلبلوند است،که پسر 11 ساله ایی به نام رضا در این خانواده متولد شده است،مادر،خانه دار و پدر کشاورز بوده است که دیگر نیست؛ این گزارش
و معنا پذیرفته است. البته که نهایت خواسته و عشق من کار در داخل مملکتم برای مردمانی است که با من می گریند و با فغان من همنوایی می کنند. موسیقی زبان همدلی ملت ها با یکدیگر است. من و همکارانم همواره از دو سو پیام آور و پیام رسان بوده ایم. این ارتباط و پیوند را هرگز گزندی نبوده و نخواهد بود. چه اینجا و چه آنجا، جهان برای من ایران است و ایران برای من جهان است. تفاوت اشرف مخلوقات با هستی زنده، حفظ
نشاندند سر سفره احسان، ما را راه دادند در این روضه ی رضوان، ما را یعنی از سمت سماوات ،بشارت دادند! رمضان می دهد آرامش قرآن ،ما را کیست هر آینه در عرش ،پر از آوازست؟ نیمه شب خوانده به دل ،سورۀ انسان ، ما را! فرصت عاشقی از جانب حق صادر شد! محو عشق است نماز شب جانان، ما را باز از مأذنه ،گلبانگ وفا می آید