سایر منابع:
سایر خبرها
گفتاری از رحیم پور ازغدی: مهاجرین افغانستانی در ایران ، فرصت هستند نه تهدید
مواجه شد، سال هاست که دغدغه و حتی اختلاف نظر بوده است. 2- ایران و افغانستان، یک ملّت و یک فرهنگ افغانستان و ایران را ما دو ملّت حساب نمی کرده ایم. بنده تاکنون هیچ وقت مردم افغانستان بویژه فارسی زبانان را خارجی حساب نکردم. وقتی می گویند "خارجی" ها، من آنها را منها می کنم. بخصوص ما مشهدی ها و خراسانی ها. البته دو پرچم می گذارند، و این بحث اعتباری است. مرز میان ایران و
24 فروردین - 13 آوریل؛ در تاریخ چه گذشت؟
بلکه گسترش یافت و به داخل شوروی سابق هم راه یافت و در همان پایگاه هایی که با پول روسها در سه کشور بالتیک شوروی ساخته شده اند مستقر شد. وزیر دفاع روسیه در آوریل 2007 و 16 سال پس از فروپاشی شوروی، برای نخستین بار اظهارداشت که در نیمه دوم دهه 1980 روس ها فریب غرب را خوردند و با ابطال پیمان ورشو و تخلیه اروپای شرقی از نیروهای خود موافقت کردند که دنباله آن فروپاشی شوروی بود. چند صاحب نظر در چهار روز گذشته
شهید فاتح فاتح دل ها شد
هستند. از همین خاک هستند. قبل از انقلاب به ایران آمدند. چوبدستی تراشیده شده غلام حسین بخشی، پدربزرگ رضا را خیلی ها می شناسند. مشهور است که آن را همراه با دوستانش زیر کت خود مخفی کرده و در تظاهرات قبل از انقلاب شرکت می کرد. از صبح که از خانه بیرون می زدند، بعد از تظاهرات حوالی ظهر به سمت قلعه ساختمان، نزدیکی های جاده سرخس می رفتند و برای برنامه ریزی کارهای روزهای بعد آنجا مستقر می شدند و جلسه می
پرونده عجیب ناموسی - جنایی زوج افغانی
روز نو : مردی افغان به نام احمد، خرداد سال 1387 به پلیس شهریار خبر داد که همسرش گم شده است. او گفت: زنم مهرناز از خانه خارج شده و برنگشته در حالی که به من گفته بود سرکار می رود اما چون آدرس محل کارش را هم نمی دانم، نتوانستم او را پیدا کنم. مأموران چند روز بعد جسد زنی جوان را پیدا کردند که به طرز فجیعی به قتل رسیده بود. این زن بعد از به قتل رسیدن، مُثله و جسدش رها شده بود
راز قتل همسر پس از 10 ماه فاش شد
فریاد کرد. برای این که همسایه ها متوجه درگیری ما نشوند، دستم را جلوی دهان مریم گرفتم که او بی حال روی زمین افتاد. بعد هم با روسری خفه اش کردم. مرد همسرکش ادامه داد: بعد از قتل، جسد را به خانه قدیمی پدرم در فیروزکوه بردم و تا صبح صبر کردم. همزمان با روشن شدن هوا در شهر گشتی زدم و با تهیه بیل و کلنگ، به خانه برگشتم و جسد را دفن کردم. یک روز بعد دوباره به آنجا برگشتم. همه چیز عادی بود به همین
پرونده عجیب ناموسی - جنایی زوج افغانی
مردی افغان به نام احمد، خرداد سال 1387 به پلیس شهریار خبر داد که همسرش گم شده است. او گفت: زنم مهرناز از خانه خارج شده و برنگشته در حالی که به من گفته بود سرکار می رود اما چون آدرس محل کارش را هم نمی دانم، نتوانستم او را پیدا کنم. مأموران چند روز بعد جسد زنی جوان را پیدا کردند که به طرز فجیعی به قتل رسیده بود. به گزارش ایسناجمهوریت به نقل از پارسینه، این زن بعد از به قتل رسیدن، مُثله و
جولان قاچاقچیان انسان در جاده های کشور/ سفر های پرمخاطره مهاجران افغانی
شوند. توجه به گستردگی مرز زمینی این استان با دو کشور افغانستان و پاکستان و نیز عدم کنترل و نظارت درست قانونی از سوی مرزبانی این دو کشور تمام بار مبارزه با قاچاق انسان را بر دوش طرف ایرانی گذاشته است. البته مرزبانی و نیروی انتظامی در حد توان خود سعی در کاهش ورود غیرقانونی اتباع افغان به داخل کشور را دارد. از طرف دیگر باتوجه به آلودگی مرزهای شرقی به ویژه در استان سیستان و بلوچستان درخصوص ترانزیت مواد
قتل فرزند بخاطر لایک بیشتر! +تصاویر/ طوفان تبریز سه کشته داد/ دوربین دزدان تاریخ بریتانیا را لو داد +عکس
انتشار فیلم عروسی با همسر سابق فرمانده انتظامی شهرستان "فسا" استان فارس از کشف پرونده انتشار فیلم خصوصی و خانوادگی زن جوانی در فسا خبر داد . دفن پدر در محل کار پس از قتل او این مقام انتظامی ادامه داد: در این ارتباط بلافاصله از نامبرده بازجوئی که متهم اذعان داشت؛ بخاطر اختلاف خانوادگی و سلیقه ای روز حادثه با یکدیگر درگیر و در اوج عصبانیت با ضربات چاقو وی را به قتل رسانده و
گفته ها و ناگفته های شنیدنی فیلم محمد(ص)-ناگفته های شنیدنی آهنگساز فیلم محمد(ص) و خبرهای مرتبط با فیلم ...
بازیگر که نقش اش در فیلم روز واقعه در خاطره ها مانده است، درباره حضورش در محمد رسول الله (ص) به ایسنا گفته بود: من با ذهنیت متفاوتی نسبت به روز واقعه به محمد (ص) رفتم و فرق عمده این فیلم با دیگر آثار ایرانی این بود که فیلم های ایرانی اول ساخته می شدند بعد جهانی می شدند اما فیلم محمد (ص) قبل از ساخته شدن جهانی شده بود. هم سوژه این فیلم جهانی است و هم ساختار جهانی دارد. عوامل طراز اول سینمای جهان در
بزرگ تشیع انگلیسی هیچ وزانت علمی در حوزه ندارد
گرایی اسلام را می خواهد نشان دهد، مناسب نیست. این جریان دارد دامن می زند یعنی مثلاً فرض کنید که قدیم اگر کسی یواشکی باید عکسی می گرفت و برای این آقا می برد امروز اینها در سایت هایشان از چند وقت قبل از عاشورا تا چند ماه بعد از عاشورا تصاویر خونریزی را نشان می دهند که طرف مقابل اصلاً نمی فهمد که اینها دارند چکار می کنند و در ذهنش می اید که اینها که با خودشان این کار را می کنند با ما می
پرونده مرد خشمگین ورق می خورد
رو شدم. در حالی که تیم جنایی متوجه تناقض گویی های بهرام شد ، تحقیقات بیشتر نشان داد وی از مدت ها قبل با همسرش اختلاف داشته است. بنابراین وی را مورد بازجویی تخصصی قرار دادند. بهرام وقتی دید چاره ای جز بیان حقیقت ندارد لب به اعتراف گشود و به قتل سه عضو خانواده اش اقرار کرد. متهم گفت: همه چیز از یک بدگمانی شروع شد. یک روز گرم خردادماه داخل سرویس محل کارم در حال برگشت به خانه بودم که پشت چراغ
پایان تحقیقات پرونده جنایت در ساختمان نیمه کاره
سر داشتم عملی کنم که او در برابرم مقاومت کرد و من هم او را به قتل رساندم. بعد از آن چون خارج کردن جسد از ساختمان برایم سخت بود جنازه را در همانجا دفن کردم و روی آن محدوده را هم با سیمان و سنگ پوشاندم. چند ساعت بعد هم به یکی از دوستانم گفتم می خواهم فرار کنم و بلافاصله به سوی افغانستان به راه افتادم اما قبل از آنکه از مرز عبور کنم دستگیر شدم. به دنبال اعترافات اولیه متهم به قتل، او صحنه جنایت را نیز بازسازی کرد و با تکمیل تحقیقات چند روز قبل کیفرخواست پرونده صادر شد. براساس این گزارش قرار است به زودی با ارسال کیفرخواست به دادگاه کیفری استان تهران، متهم به زودی محاکمه شود. ...
آدمکش اجیر کرد م
کردند، به پزشکی قانونی انتقال دادند. همزمان با ادامه تحقیقات، سجاد چندی قبل به قتل همسرش اعتراف کرد. متهم گفت: من چند وکالتنامه از مریم داشتم که می توانستم اموالش را بفروشم به همین خاطر روز حادثه وسوسه شدم و او را خفه کردم و بعد هم جسدش را در باغ عمویم دفن کردم. اما سجاد چند روز قبل دوباره ادعای جدیدی را درباره قتل همسرش مطرح کرد. وی گفت: مدتی قبل با مردی به نام شایان آشنا شدم. من از او خواستم تا
تماس تلفنی راز رابطه را برملا کرد
ها مأموران یکی از دوستان بهاره را شناسایی و از او تحقیق کردند. این زن گفت چند سال قبل بود که با بهاره آشنا شدم. هر دو در کارگاه تولیدی کار می کردیم. در همان زمان بود که حامد و بهاره با هم آشنا شدند و بعد با هم ازدواج کردند. این زن ادامه داد: روز حادثه بهاره با من تماس گرفت و گفت شوهرش رفتار عجیبی دارد و از من خواست به خانه آنها بروم. گفت که شوهرش او را در خانه حبس کرده و از او می ترسد