الناس و الاشتغال بذکر القلب و نطق النفس عن نطق اللسان إلا فیما أوجب اللَّه علیه... (ابن عربی، بی تا، ج 2، ص 206). مقصود من از صمت، ترک سخن با مردم، و اشتغال به ذکر قلبی، و نطق نفسی به جای نطق لسانی است، مگر در مواردی که نطق لسانی واجب باشد (ابن عربی، بی تا، ج2، ص206). ابن عربی صمت را مقدمه اشتغال ذکر قلبی می داند و با اشاره به خطرات پرحرفی و لزوم صمت برای سالک می نویسد
رسد که هر چند سخن شیخ صدوق رحمة الله از نظر اصولی صحیح است ، چون غالبا احادیث طبی ، فاقد سندند و زمینه جعل در آنها به طور جدی وجود دارد؛ لیکن حاصل این گونه ارزیابی ، بی بهره شدن مردم از بخشی از ذخایر علمی اهل بیت (علیهم السلام ) خواهد بود؛ زیرا ضعف سند، بی تردید، نشانه عدم صدور حدیث نیست ، چنان که درستی سند، نمی تواند دلیل صدور قطعی آن باشد. از سوی دیگر، قضاوت درباره این که شماری از درمان هایی که در
گرفت، جمعی از این بیعت روی برگرداندند و از همراهی با حضرت تن زدند. از جمله سعدبن ابی وقاص، عبدالله بن عمر، اُسامة بن زید، محمد بن مَسلمة، حسّان بن ثابت، کعب بن مالک، نُعمان بن بشیر و چند نفر دیگر. البته نظر برخی محدثان و مورخان از جمله حاکم نیشابوری بر این است که این اشخاص هم بیعت کردند ولی چون از همراهی با امام تن زدند و از شرکت در جنگ یعنی جنگ جمل، در کنار وی خودداری کردند، آن ها را
شاخص های توسعه، نظیر فراونی تولید کالاها، گسترش ارتباطات، پیشرفت علوم و فنون، مسکن، شهرسازی، آسایش و رفاه، رهایی از غم و اندوه ، خوف و ترس و وحشت سخن به میان می آورد. به بیان قرآن و به مضمون روایتی که از دو امام، امام باقر(علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه هشتم سوره تکاثر رسیده است، امنیت یکی از نعمت های بزرگ خداوند است و در برابر این موهبت بزرگ، انسان را در روز قیامت