در منطق ژرف نگرِ زنانه —که رسالت ذاتی اش پرورش تاب آور، حفظ انسجام و پیوند دادن گسست ها است— توفان ها و بحران ها صرفاً پدیده هایی ویرانگر نیستند بلکه بستر شخم خوردن زمین برای رویش های تازه اند. زنانگی اصیل و خردمند هرگز منتظر فرونشستن غبار معرکه نمی ماند تا سرپناه فردا را بنا کند بلکه در قلب آتش و در میانهٔ التهاب با ظرافتی آمیخته به استقامت، تار و پود آینده را می بافد. اگر در دل واقعه برای فردا تدبیری اندیشیده نشود، آینده به جای خلق شدن به شکلی بی رحمانه بر ما تحمیل خواهد شد. ... ... ادامه خبر
رویداد24| علیرضا نجفی- یکی از آخرین غول های عالم اندیشه از میان ما رفت. با خاموشی یورگن هابرماس، گویی ستونی نامرئی، اما استوار از خیمه خرد فروریخت. با رفتن او، از ذخایر معنوی و گنجینه های پنهان جهان سکولار کاسته شد؛ گوهری بس گران بها که هرگز با سنجه های مادی روزمره به چنگ نمی آید. جهان امروز ما که پیش از این نیز از فرط ابتذال، هیاهو های کرکننده و سبک سری های جان فرسا فرسوده شده بود، اکنون با غیبت او فقیرتر و بی پناه تر از همیشه است. هابرماس نود و شش سال در این غبارآباد زیست و سراسر این عمر درازدامن را به اندیشیدن و کاویدن روان آدمی سپری کرد. او تمام این سالیان متمادی را به نوشتن، پروردن معنا ...