2 سال هم استراحت کنم. از کدام ناحیه مجروح شدید و بعد از مجروحیت چه کردید؟ آیا دوباره به منطقه برگشتید؟ خوب همان طور که قبلاً هم گفتم چشم هایم بسیار آسیب دیده بود و استراحت مطلق داشتم؛ اما نمی توانستم این گونه ادامه دهم که دکتر جوادی پزشک معالج بنده در بیمارستان لبافی نژاد دستور پیوند قرنیه را داد. 6 بار پیوند قرنیه چشم انجام دادم و هم اکنون یک چشم من به رنگ سبز است و آن یکی
رزمندگان و خانواده های شهدا منشور گنجی هستند که جنگ را باید از دل آنها جست وجو کرد، واژه به واژه ای که بیان می کنند، گوشه ای از سند افتخار سربازان روح الله و برگی زرین از تاریخ شیعه است. * لحظات جانکاه یک سرباز خمینی اسماعیل قلیان از رزمندگان لشکر ویژه 25 کربلا در دوران دفاع مقدس در گفت وگو با فارس اظهار می کند: بعد از عملیات کربلای 4 و پس از صدور فرمان تاریخی حضرت امام خمینی(ره) مبنی
90 در منطقه جاسوسان سردشت به وسیله اصابت گلوله تک تیرانداز دشمن به سجده گاهش دعوت محبوب خویش را لبیک گفت و به درجه رفیع شهادت نائل آمد. عباسعلی در جنگ آتش ها، شکوفا شد سردار یعقوب زُهدی؛ فرمانده اسبق توپخانه سپاه و از همرزمان شهید در ارتباط با نقش این شهید بزرگوار در عملیات های دوران دفاع مقدس گفت: در شلمچه جنگ ما، جنگ آتش بود و برای تمام رزمندگان جبهه شلمچه فقط کلید واژه آتش در ذهنشان
. نمی دانستم به مادرم چه جوابی بدهم. به هر بدبختی بود رفتم و هرچه توانستم عذر و بهانه آوردم. اواخر ماه رمضان 62 بود که با شهید رضا سالار همراه شدم و به بسیج رفتم. با این که 15 ساله بودم ولی باز هم خیلی اصرار کردم تا ثبت نامم کردند. این بار ما را به پادگان 21 حمزه تبریز فرستادند. عید فطر را در پادگان بودیم. یک ماه دوره آموزشی داشتیم ولی من طاقت ماندن نداشتم. از خدا می خواستم طوری
هایی را در همین زمینه با نشستن پای صحبت های اهالی دفاع مقدس و خانواده های شهدا تولید می کند که در ادامه نسخه ای دیگر از این میراث ماندگار از نظرتان می گذرد. * تاب ماندن ندارم شهید محمدصادق بخشی فرزند علی اکبر و شمسیه جعفری که در 20 فروردین ماه 1342 در شهرستان قائم شهر دیده به عالم هستی گشود، به عنوان معاون گروهان ابوالفضل(ع) تیپ مستقل کماندویی نیروی مخصوص 58 مالک اشتر که از