درباره من بالا رفت و کار به اینجا کشید. خاستگاه هنری شما کجاست، شعر یا موسیقی؟ به نظر من برترین، اثرگذارترین و زیباترین هنر، ادبیات است و در ادبیات هم، شعر اثرگذارتر از دیگر شاخه های ادبی است. من از کودکی با شعر و نقاشی و موسیقی انس داشتم اما اولویت نخست من شعر است. برای من سرودن یا انتخاب شعری که بامفهوم و مناسب زمانه باشد و پیام اخلاقی و انسانی داشته باشد و انسان را به راه درستی
دستگاه قضایی خلافت به اصطلاح اسلامی آن روز بوده است، مغازه دار نزدیک منزل قاضی، زرقا نامی بود و قاضی با زرقا رفیق بود، روزی به زرقا رسید، در حالی که قاضی سخت پریشان بود، زرقا پرسید: جناب قاضی چرا امروز این قدر ناراحت هستی؟ گفت: اگر بدانی در محضر خلیفه چه مصیبتی بر من وارد آمد؟ دزدی را آوردند که سرقتش ثابت شده بود، در اجرای حد از من پرسید چه مقدار از دستش را باید قطع کرد، من گفتم در قرآن مجید
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه که پنج شنبه شب از جاکارتا بازگشت و یکشنبه به نیویورک می رود در صفحه فیس بوک خود شعری از سهراب سپهری نوشت: من به آنان گفتم : آفتابی لب درگاه شماست، که اگر در بگشایید ، به رفتار شما می تابد. ظریف قرار است در همایش ان .پی.تی در نیویورک شرکت کند و در حاشیه ان مذاکرات هسته ای را پی بگیرد. تیم مذاکره کننده ایران
و دولت کوچک شود و این تدبیر دولت تدبیر و امید است. ظریف: من به آنان گفتم شنیده شد که محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه که پنج شنبه شب از جاکارتا بازگشت و فردا به نیویورک می رود در صفحه فیس بوک خود شعری از سهراب سپهری نوشت: من به آنان گفتم : آفتابی لب درگاه شماست، که اگر در بگشایید ، به رفتار شما می تابد. ظریف قرار است در همایش ان .پی.تی در نیویورک شرکت کند و در حاشیه آن مذاکرات
به رفتار شما می تابد . محمدجواد ظریف در این مطلب نوشته؛ متن کامل شعر پشت زمینه از سهراب سپهری به تماشا سوگند و به آغاز کلام و به پرواز کبوتر از ذهن واژه ای در قفس است. حرف هایم، مثل یک تکه چمن روشن بود. من به آنان گفتم: آفتابی لب درگاه شماست که اگر در بگشایید به رفتار شما می تابد.
نظامی محسن سیاهپوش، مهدی ملاحسینی و حسین قاسمی در این طرح ترور مشارکت داشتند. محسن شجاعی راننده و محافظ شهید قرنی که شاهد ترور او بوده، درباره نحوه این ترور می گوید: یک روز متوجه شدم یک گروه نقاش ساختمان به خانه او آمده تا جاهایی از منزل را رنگ کند؛ به نقاش ها گفتم شما که دارید اینجا کار می کنید، مواظب باشید که یک وقت در حیاط را باز نکنید، کلتم کنارم بود و لب حوض نشسته بودم