سایر منابع:
سایر خبرها
به گزارش خبرگزاری مهر، حیاتی ترین عضو تشکیل دهنده پیکره جامعه، خانواده است که سلامت و قوام جامعه درگرو سلامت و قوام آن است؛ در شریعت مقدس اسلام خانواده نهادی است مقدس. قرآن کریم به خانواده نظری خاص داشته و آیات زیادی از قرآن به بحث از خانواده و چگونگی تعامل میان زوجین و حقوق و تکالیف هر یک از افراد خانواده پرداخته است؛ ازجمله مسائل مورد توجه در روابط زوجین، نحوه معاشرت آن هاست. زن و
، نگرانند مبادا با فرزندشان کمرنگ شود یا دیگر برای کودک اهمیتی نداشته باشند و فرزندشان دیگران را بیشتر دوست داشته باشد بنابراین سعی می کنند با دعواکردن کودک یا تحریک احساسات او، تمام توجه اش را به خود اختصاص دهند؛ در حالی که باید در مرحله اول سعی کنند جایگاه اقوام را برای کودک مشخص و نقش آنها را تعریف کنند. در مرحله بعد، کمی درباره شیوه های تربیتی خود تجدیدنظر و پل عاطفی که بینشان وجود
آگاهی به شکل تهدیدی استفاده می کنند تا آنچه را می خواهند به دست آورند. باجگیری عاطفی آهسته آهسته و به شکل خزنده بر ما غلبه می کند. در مقابل این باج خواهی تعادل خود را از دست می دهیم، سلامتمان به خطر می افتد، احساس شرم و گناه می کنیم و اعتماد به نفس و اثربخشی مان از بین می رود، از همه بدتر این که وقتی با یک باجگیر زندگی می کنیم، رفتار استثمارگرانه اش چون خوره ای به جانمان می افتد و مهم ترین روابط مان
این را ندارد که از نیروی آنها استفاده کند. اما ما دولت 60 و حتی 80 درصدی هم داشته ایم. آن دولت ها تمام انرژی خود را صرف مقابله با طرف مقابل کردند. شاید طرف مقابل با آنها مقابله می کرد. فرقی ندارد. اگر طولی به مطلب نگاه کنیم می بینیم این نیروهای اجتماعی مدام با هم درگیرند. چه منفعتی برای کشور دارد؟ تا چه زمانی می توانیم ادامه دهیم. الان به ظاهر دولت در مقابله نیست و
وی بود و حتی به خرده گیری های برادرش نیز توجه نداشت که از علم (وزیر دربار) خواسته بود به خواهرش بگوید آن همه مسافرتها و خرج تراشیدنها چه فایده دارد، که نتایج آن سفرها به صورت صدور تصویبنامه های محرمانه هیأت وزیران و پرداخت چکهای چند صد هزاری و چند میلیونی به اشرف ظاهر می شد. [اشرف را می توان دچار عارضه شدید خودشیفتگی دانست. این عارضه زیر بنای جنسی دارد و فردی که بدان مبتلاست بیش از اندازه
بسیاری از موارد بی اخلاقی نه تنها نفی نمی شود بلکه نوعی فضیلت شده است. از طرف دیگر نسل فعلی بدون توجه به روندی که پدران خود در زندگی طی کرده اند فقط به نیازهای خود توجه می کند و این توجه به نیاز خود آن ها را زیاده خواه کرده است. به همین دلیل ما شاهد هستیم که بخشی از فاکتورهای زندگی جمعی مثلا ازدواج با رشد منفی مواجه شده یا آمار طلاق افزایش یافته است زیرا وقتی خانواده ای نداشته باشند؛ می توانند همه
فراخوان می کنند. این دوست عزیز باید توجه کنند که بداندیشان آدم هایی هستند که پشت به خدا، زیبایی و خیر کرده اند و به خاطر همین هر چیز زیبایی را زشت می بینند. (در مقابل آن آدم های مثبت اندیش حقیقی توحیدی، آدم های نورانی هستند.) پس به هر اندازه به خدا که نور آسمان و زمین است ایمان حقیقی داشته باشیم میزان مثبت اندیشی مان افزایش پیدا می کند. البته ممکن است جایی در زندگی ما تاریکی وجود داشته
درواقع بی توجه به حرف دیگران باشد و بی توجه هم بماند. کسی که فرد معلول را برای زندگی انتخاب کرده پس مطمئنا دیدگاه مادی گرایانه به ازدواج نداشته و ظاهر همسر برایش مهم نبوده بلکه باطن و مهم تر از همه به اصل ازدواج که همانا تکامل و رسیدن به آرامش است، اعتقاد داشته بنابراین باید این اعتقاد را همواره حفظ کرد. - شما با فردی ازدواج می کنید که محدودیت داشتن برای او عادت شده و یک مسأله حل