سایر منابع:
سایر خبرها
اس ام اس 94 تبریک روز مرد و روز پدر
ام اس تبریک روز مرد توی این روز عزیز ، توی این لحظه های قشنگ زیباترین کلمه ای که میشه گفت یک ” دوستت دارم “ به همراه یک آسمان عشق و تمنا تقدیم به تو همسر عزیزم ، روزت مبارک اس ام اس 94 تبریک روز مرد اس ام اس 94 تبریک روز پدر پیامک 94 تبریک روز مرد پیامک 94 تبریک روز پدر اس ام اس تبریک روز مرد چه حکایت
بابا آب داد... بابا نان داد... بابا جان داد
پدرم است. جایی هست که اینطور حرف می زند چقدر درد دارم از این طعنه ها/ تو نیستی من این درد به کی بگم؟/ ازم وقتی می پرسه بابات کجاست؟/ به یه همکلاسی باید چی بگم؟ لیلا وزینی: روزی که تمام وجودم پر می کشید که ای کاش بابا بود، روز عروسی ام بود؛ وقتی که قرار بود بابا دستم را به دست همسرم بسپارد و بگوید دخترم، همه وجودم، دست تو امانت باشد. اما بابا نبود، حیف! تا حالا شده توی خلوت
تصویری از زیبایی های پدرانه
جنوبی اظهار کرد: در آن زمان رانندگی موتور با من بود اما در یک لحظه حس کردم پدر با تمام توان موتور را گرفته تا از من محافظت کند و در حقیقت خودش را رها کرده بود. اسدالهی افزود: بعد از آنکه تصادف رخ داد پای پدرم در رفت و درد شدیدی داشت و اما برای من اتفاق خاصی نیفتاد اما با این وجود دائم به من می گفت مهدی تو حالت خوب است، و در آن لحظه محبت عمیق پدر را به خودم حس کردم. وی یادآور
میم مثل مرد...میم مثل من
کردم و اسمم بچه بود. کسی نمی فهمید تو دل این بچه چیست. گفتم دوران بچگی تمام میشود بزرگ شدم و اسمم شد یک نوجوان سیزده ساله، اما هنوز پدر ندارم. پدر بالای سرم نبود که مثل همه پدران هوایم را داشته باشد اما برادر بزرگترم بود ، یک بزرگتر بود که وقتی دلم می گرفت با او درد دل کنم و برای او گریه کنم تا کمی خالی شوم ، آن روزها برادرم برای من حکم پدر را داشت اما...تقدیر روزگار او را از من گرفت تا خودم
نگاه تازه به زندگی اشرف پهلوی /تصاویر
شرایط سنتی زن بودن و به کارهای مردانه پرداختن بود، میدان می داد. ]او همیشه به مادرش در جواب اینکه چرا تو هم مثل شمس نمی خواهی خانم خانه بشوی جواب می داد دوست دارم که پیش محمدرضا باشم. پیش محمدرضا و دوستانش. با مردها حرف بزنم. ورزشهایی مثل اسب سواری، اتومبیلرانی و ورزش های پسرانه انجام دهم. در سال 1317 رضا شاه تصمیم می گیرد که دو دخترش اشرف و شمس را به خانه بخت بفرستد و یکی از حوادث تلخ
حقایقی درباره لیلا حاتمی به بهانه اکران آشنایی با لیلا
زندگی داری، روزهایی که توی اکثر خونه ها بوی غذا می پیچید. لیلاحاتمی: (می خندد) تازه سعی کردم که مدرنش کنم، اما آره اون جور زندگی مثل قدیما رو دوست دارم، یعنی می گم لابد خب یک حکمتی بوده که آدما اون جوری اون همه سال در آرامش زندگی کردند. رهنما: این نگرش رو اگر دختر علی حاتمی هم نبودی داشتی؟ یعنی چقدر ذاتیه به نظرت؟ حاتمی: (فکر می کند) آره به نظرم مقداریش مال خودمم هست
اس ام اس (متن تبریک) روز پدر،شوهر،مرد 94
پدر عزیزم از تو آموختم چگونه سبکبال زندگی کنم تا هجرتم نیز سبکبال باشداین بالهای پرواز قناعت و امید و عشق را تو به من بخشیدی, روزت مبارک اس ام اس روز پدر ای چراغ خونه! مرد دریا، مرد بارون با تو زندگی یه باغه، بی تو سرده مثل زندون هر چی دارم از تو دارم ، تو بهار آرزوها هنوزم اگه نگیری، دستامو می افتم از پا . . . اس ام اس روز پدر ای تکیه گاه محکم من، ای
شعر میلاد جواد الائمه(ع)
به جمال ازلی شاهد و مشهود است این کنز مخفی ابد را در مقصود است این گوهر هشت سپهر کرم و جود است این صاحبان کرم و جود جوادش گویند کعبة اهل دل و باب مرادش گویند ای به هر لحظه دو صد جان و سرم قربانت نیست چیزیم که گویم، هنرم قربانت جان چه قابل که ز جان خوب ترم قربانت پدرت گفت که جان پدرم قربانت تو به تن روح و به سر
ناگفته های آزاده نامداری از ازدواج و طلاقش
پدر من در آن پرونده این بود که ما در صورتی رضایت می دهیم که دخترم حق طلاق داشته باشد و پس از آن بود که بعد از مدت ها پدرم اجازه داد با ایشان حرف بزنم. یعنی به ازای گرفتن حق طلاق مصالحه کردید. بعد چه شد؟ کلا از روز عقد تا زمان جدایی ما فقط 10 ماه طول کشید. من بعد از آن اتفاق دچار نوعی ترس شده بودم که دیگر نمی توانستم ایشان را حتی یک ثانیه ببینم و حتما باید نفر سومی حضور می داشت
از همراهی همیشگی پدر تا تفقد رهبری بر تلاوت حمید شاکرنژاد + عکس
اعزام شدم؛ یک روز بعد از اجرای قرائت در حال خروج از مسجدالحرام بودم که یکی از پلیس های درجه دار سعودی من را گرفت، البته چند مرتبه دیگر نیز به جهت انجام تلاوت در مسجد من را گرفته و بیان می کردند شما نباید در اینجا بخوانید؛ خلاصه آن لحظه خیلی ترسیدم، عربی هم زیاد بلد نبودم، زیاد متوجه صحبت های آن مأمور نشدم. او من را به کناری کشید و گفت: تو خیلی خوب قرآن می خوانی، بعد از برنامه ات بیا من در باب
گفتگوی تازه آزاده نامداری درباره انتشار عکس جنجالی و مسائل مربوط به جدایی اش +تصاویر
گرفت و فقط عکس هم نبود و فیلم هم گرفتیم. در بیمارستان هم نیست. شب است که به خانه آمده ام. *یعنی فکر می کردید یک روز از این عکس و فیلم که هنوز منتشرش نکرده اید علیه همسر سابق تان استفاده کنید؟ خدا شاهد است که نه. اصلا حالم خیلی بد بود. آن فیلم یک چیز کاملا شخصی است. در آن فیلم حال و روزم را گفته ام. آن عکس که منتشر شد، چون در خانه گرفته شده بود و من پوشش کافی نداشتم و عکس کراپ
ناگفته هایی از زبان اکبر عبدی
خودشان را گاهی عرضه ندارند داشته باشند؟ تا چه برسد به اینکه بخواهند مثل ما مسئولیت پذیر باشد. البته بعضی هایشان. - و سخن پایانی... در آخر می خواهم برای پدرم مردم دعا کنند که چند وقت پیش بستری بودند.( این مصاحبه در زمانی گرفته شد که پدر آقای عبدی در بیمارستان بستری بودند). منبع: فارس
پسربچه 14 ساله گروگان 3 میلیاردی 3 آدم ربا
کرد و در ماشینش انداخت. گفت نترس. همینطور روی صندلی ماشین نشسته بودم. در جاده با پدرم تماس گرفتند. فقط چند لحظه حرف زدند و زود قطع می کردند. گفتند به پدر و مادرت بگو حرف ما را گوش کنند. بگو حالم خوب است و خوش می گذرد. کجا از تو نگهداری می کردند و رفتارشان با تو چطور بود؟ من را به طبقه چهارم یک ساختمان بردند. رفتارشان بد نبود. کتک نزدند و بدرفتاری نکردند اما یک مرتبه خون دماغ