سلامانه : روی یکی از تخت های بخش آی سی یو بیمارستان هفت تیر شهرری، زن جوانی خوابیده بود که میان مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می کرد. جانی در بدن نداشت اما قلبش می تپید. نفس می کشید آن هم با دستگاه. 31 سال زندگی کرده بود اما 5 روز بود که بی صدا و بی حرکت روی تخت خوابیده بود و تنها صدای نفس هایش از درون دستگاه های متصل به او از اتاقش شنیده می شد. خانواده اش پشت در اتاق منتظر یک معجزه بودند. اکرم زارعی 31 سال بیشتر نداشت که برای همیشه با زندگی خداحافظی کرد ... ... ادامه خبر
بعد از چند روز بازجویی اعتراف کرد نگار را به قتل رسانده، جسدش را مثله کرده و در زباله ها رها کرده است. متهم اعتراف کرد نگار را سه روز شکنجه کرده و وقتی متوجه مرگ او شده برای ازبین بردن جسد، آن را مثله کرده است. رضا رابطه اش با نگار را این طور برای مأموران توضیح داد: چند سالی می شد که نگار را می شناختم و با هم رابطه داشتیم. او به من نگفته بود خانواده دارد و من فکر می کردم تنها
خانواده اش ندارد. تنهایی را پیشه می کند و روزها را سپری تا پس از چند دهه شاید بچه ها یا زن سراغش را بگیرند که هیچ اتفاقی رخ نمی دهد و مرد هر روز پیر و پیرتر می شود و با نجاری زندگی را سپری می کند. هر چه درآمد دارد خرج افراد فقیر محله می کند و خودش از زندگی هیچ مال و اندوخته ای جمع نمی کند. ناتوانی و کهنسالی که بر جسمش غالب می شود، پیرمرد تنهای تنها به دلیل فقر و نداری با کمک همسایه ها