، فقط خندید و سرتکان داد. چه شد که دستگیر شدی؟ چند روز پیش تصمیم گرفتم اعتیاد را ترک و کنم و با تن سالم به نزد پدر و مادرم برگردم، از خانه پدر شوهرم با مقداری پول فرار کردم و به خیابان آمدم، شب و روز را در خیابان سپری می کردم و هر طور که بود می خواستم یا ترک کنم و یا در گوشه ای از این شهر بمیرم که توسط ماموران کلانتری بازداشت شدم. سودابه که تنش از درد می لرزید و صدایش
تلفن را از بنده گرفتند و گفتند: اگر توانستم، تلفن می زنم و به شما اطلاع می دهم. چند روز از فروردین گذشته بود که استاد تلفن زدند و آمدند. در تمام یک هفته ای که ایشان تشریف آوردند، با وجود هوای مساعد و محیط مناسب برای قدم زدن و گردش، در داخل ساختمان ماندند. فقط مشغول نوشتن و مطالعه بودند. روزی به ایشان عرض کردم: شما که خسته بودید و برای رفع خستگی و استراحت مسافرت کرده اید، بهتر نیست قدری هم
بدانید قلعه بیاضه امکاناتی مانند مسجد، آسیاب و چاه آب دارد و خندقی هم دورتادور قلعه را با عرض بیش از 10 متر احاطه کرده است. ظاهراً این قلعه در منطقه ای قرار گرفته که در گذشته، بسیار مورد هجوم اشرار بوده است. به همین دلیل، مردم روستاهای اطراف نیز بیشتر مواقع سال، در داخل این قلعه پناه می گرفتند، به گونه ای که انبار نگهداری آذوقه، خمره ها و کوزه های قدیمی و محل اسکان ساکنان قلعه، هنوز هم مشخص است
برای هر دو قایل بودند. با اینکه اساساً اهل دست بوسی نبودند، تا دست پدر و مادر را نمی بوسیدند، رها نمی کردند. البته برادر بزرگ ما؛ به گردن همه مان حق پدری دارند. هزینه تحصیل شهید را هم ایشان تقبل کردند. شهید برای ایشان نیز احترامی در حد و شأن یک پدر قایل بودند. ایشان به همه احترام می گذاشتند و حتی جلوی پای یک بچه ده دوازده ساله هم بلند می شدند. *از رابطه امام و پدر بزرگوارتان چه خاطراتی
لطمه بزنند. امام هیچ وقت تحت تاثیر آقای هاشمی نبود. بله، از مشورت و نظر ایشان استفاده می کرد اما تحت تاثیر کسی قرار نمی گرفت. امام آنقدر به شهید مطهری ایمان داشت که می توان گفت اگر تحت تاثیر یک نفر قرار می گرفت او، شهید مطهری بود. برای اینکه این را ثابت کنم، بگویم امام وقتی می خواست به ایران بیاید قرار بود که بچه های مجاهد خلق بیایند و جلوی امام نطق کنند بعد پدر به حاج احمدآقا گفتند این را بدانید
اندازه نزدیک شده بودیم. اما آن ها دست از تیراندازی برنداشتند. ما به سختی توانستیم فرار کنیم. ارتش به من اجازه نداد تا دوباره نزدیک این محل شوم. اما افراد روستا وقتی به آن محل رفتند با گوشی خود از قاطرها عکس و فیلم تهیه کرده بودند. قاطرهای کشته شده در دامنه کوه قاطرها توسط تیرانداز کشته نشده اند، بلکه آن ها زیر رگبار گلوله قرار گرفته اند این حیوانات بی