لشگر 21 امام رضا(ع) در جلسه ماهانه خود، یاد و خاطره شهید حسن شاد و 175 غواص شهید دست بسته را، گرامی داشتند. این مراسم در مسجد امام سجاد(ع) برگزار شد و در آن علیرضا دلبریان، راوی دفاع مقدس طی سخنانی گفت: دیدن شما ایثارگران و یادگاران هشت سال دفاع مقدس، باعث می شود که دلمان شاد شود. از آن طرف هم در این معذوریت قرار می گیریم که حداقل راهمان را درست طی کنیم. امروز که کلیپ جنگ در سوریه را دیدم، به من
تنها بادرک شرایط ان زمان می توانید قضاوتی صحیح از ان دوران داشته باشید .این حقیر در تمام رسته های بسیجی سربازی و خبرنگاری در اکثر عملیات های ان زمان حضور داشتم بدانید که اگر با اسلوب های جنگ های متعارف ان زمان می خواستیم بجنگیم حتما نیمی از مناطق اشغالی دشمن را از دست می دادیم .شرایط کنونی جامعه با ان دوران قابل مقایسه نیست در ان دوران همه و همه و همه تنها به کشور و ارزشهای معنوی انقلاب فکر می کردند
ستاره دارد! وه که چه رویایی است صفای قدوم شما! هان ای شهدا! روح و روان و جان ما شمایید! لطفا کمی آهسته تر این استخوان های نحیف را مشایعت کنید، بلکه اندکی بیشتر با شما نجوا کنیم! ای ساربان! آهسته ران... که اینجا بهارستان شماست! این شهر، شهر شماست! آسمان مال شماست! این مرز و بوم، خانه و کاشانه شماست! رفتن شما نبود، شهادت شما نبود، دست بسته شما شهدای غواص نبود، قایق عاشورای هور نبود، اسلحه بلندتر از
دست او روی زمین افتاده بود. از صورت پدرم خون می ریخت و نمی دانستم باید چه کاری کنم. فقط موی او را می کشیدم تا او را از پدرم جدا کنم. اتاق دو در داشت و من آنقدر حالم بد بود اصلاً متوجه نشدم مادرم چه زمانی وارد اتاق شده بود. در همین لحظه بود که همان فرد که آدرس را تلفنی می پرسید وارد اتاق شد. من از دیدن او خوشحال شدم و تصور می کردم به ما کمک می کند اما ناگهان او هم اسلحه اش را بیرون کشید و رو به
از 2 سال براساس نیاز و تبحر، تخریب چی، تفنگدار دریایی و... می شود. غواصانی که در جنگ بودند هیچ کدام تخصص کامل نداشتند. نیروهای گردان های غواصی عمدتا بسیجی ها بودند. آن ها نیز 2 ماه به 2 ماه به جبهه می آمدند. این نیروها در یک عملیات تخریب چی در عملیاتی دیگر نیروی پیاده و در عملیاتی دیگر نیروی زرهی بودند یا روزی تیربار به دست می گرفتند و روزی دیگر در توپخانه فعالیت داشتند و این برحسب نیاز
روستای تنگ کلوره از توابع شهرستان لردگان و افتخاری برای استان چهارمحال و بختیاری است. ظفر خالدی نخستین بار از طریق تیپ 114امام حسین(ع) به جبهه اعزام شد و در عملیات های فتح خرمشهر و رمضان به همراه پدر و تنها بردارش حضور پیدا کرد. شهید خالدی در عملیات رمضان و در روز 23 ماه مبارک رمضان حین عملیات با برادرش در یک سنگر و در آغوش هم در حالی به شهادت رسیدند که کمتر از 12 سال داشت. پیکر مطهر این شهدا
ترکش به شهادت رسید. راوی: سکینه جلالی - مادر شهید علی اکبر مزینانی قدس یکشنبه 24/3/94 پیکر جانباز 70 درصد دفاع مقدس در مشهد تشییع شد پیکر پاک و مطهر یکی از جانبازان 70 درصد دفاع مقدس صبح دیروز با حضور اقشار مختلف مردم شهید پرور مشهد تشییع شد. مردم شهید پرور و ولایت مدار مشهد صبح دیروز پیکر پاک و مطهر شهید احیا دهقانپور یکی از رزمندگان دفاع مقدس را تا آرامگاه
روزه الفت گرفته بود که ترک آن ممکن نبود. شهیدخالدی در طول زندگی کوتاه خود دو بار با امام خمینی(ره) دیدار داشت و عکس های امام(ره) را از بسیج به خانه می آورد و به دیوار نصب می کرد. لباس های بسیجی اندازه قامت ظفر نبود و به اصرار لباس های برادرش را به خواهرش می داد تا برای او اندازه کند. سال 1360هنگامی که شهید خالدی 11 سال داشت، پدرش عازم جبهه شد موقع مرخصی اصرارهای مکرر شهید باعث شد او پس
چهارمحال و بختیاری در گفت و گو با ایسنا اظهارکرد: کم سن و سال ترین رزمنده شهید کشور، شهید ظفر خالدی اهل روستای تنگ کلوره از توابع شهرستان لردگان و افتخاری برای استان چهارمحال و بختیاری است. قدرت الله رییسی با اشاره به فعالیت های این شهید بزرگوار در طول دفاع مقدس، اظهارکرد: ظفر خالدی نخستین بار از طریق تیپ 114امام حسین(ع) به جبهه اعزام شد و در عملیات های فتح خرمشهر و رمضان به همراه پدر و
گذاشته بودیم. بهرام همیشه دو اسلحه کلت بر کمر و من یک اسلحه ژ3 همراه داشتیم. در میهمانی ها همیشه بی سیم همراهش بود که اگر برای ماموریتی فراخوانده شد خود را برساند. طرح های جسورانه ای داشت و اعلام کرده بود اگر یک گروه به من بدهید صدام را ترور خواهم کرد، طرح این کار را ریخته بود ولی فرصتی برای اجرایش نیافت. سه ترور نافرجام چندین مرتبه ترور شد. نخستین بار زیر پل سیدخندان