سایر منابع:
سایر خبرها
راننده تاکسی: اصلاً حرف نمی زنیم، خوبه؟
زد، روح آدم تازه می شد. اگر مسیر طولانی بود، چرت درست و حسابی هم می شد زد. اما برخلاف دو سه روز قبل بحث و حرف زیاد پیش آمد. از موضوع معمول توافق هسته ای تا تحریم و تلویزیون و پایتخت 4 و.... وسط بحث ها بود که داشتم با گوشی تلفن ور می رفتم و در یکی از این شبکه های اجتماعی بودم. اظهار نظر تازه ای از نوبخت، سخنگوی دولت دیدم. گفتم بگذار با اهالی تاکسی در میان بگذارم. گفتم: بله! آقای نوبخت
تعرض به دختر 19ساله در پاتوق شیشه ای!
، صورتی سفید و بچه گانه، قدی کوتاه و قامتی نحیف. در بازجویی ها گفته بود از 12 سالگی شیشه می کشد و سر کلاس راهنمایی خوابش می برد. او درباره نحوه آشنایی اش با مقتول گفت: من از راهنمایی شیشه مصرف می کردم. مهدی – مقتول – شیشه می فروخت و ما از این طریق کم کم با هم دوست شدیم. شب حادثه طرف های ساعت یک نصف شب بود که به خانه دوستم سولماز رفتم. آنجا شیشه کشیدیم. چند ساعت بعد مهدی در زد و آمد تو. یادم نمی آید چه
مظلومیت حامی روزهای سخت پیامبر خدا
مورد توجه دنیای آن روز بود که او را با لقب سید البطحاء آقای سرزمین مکه و حومه آن و ساقی الحجیج آب دهنده حاجیان خانه خدا و ابوالساده پدر بزرگواری ها و حافر الزمزم ایجاد کننده چاه زمزم می خواندند. (الفصول المهمة، ص 30) مادر ابوطالب، فاطمه دختر عمرو بن عائذ بن عمران بن محزوم، زنی آراسته به زیور ایمان و صاحب فضایل انسانی و کمالات روحانی فراوان بود. خداوند او را بر زنان دیگر برتری داد و نور
سپیده خداوردی: همین روزها مامان می شم...
، هیچ وقت به پدرشدن فکر نکرده بودم و به روابط پدرها با فرزندان شان هم توجه چندانی نداشتم، اما بعد از گرفتن این تصمیم نگاه من هم تا حد زیادی تغییر کرد، وقتی در کوچه و خیابان پدر و بچه های شان را می بینم، ناخودآگاه دلم ضعف می رود و نسبت به نوع رفتار آنها کنجکاو می شوم. دنیای ناشناخته مادران و پدران سپیده: وقتی که باردار شدم، حس کردم پا به دنیای ناشناخته ای گذاشتم، به همین خاطر
از بیژن استرس تا بیژن استار!
آید. من آن زمان 9 ساله بودم و زمان زیادی از آن می گذرد. البته فیلم چند سال بعدش پخش شد. واقعا یادم نمی آید چرا آن روز این طور شد. فکر کنم معلم اصلا آن قسمت را درس نداده بود و سوال می پرسید یا چیز دیگری که من یادم نمی آید. فیلم را هم همان زمان پخش نکرد، بعد از 4-3 سال پخش کرد. البته نمی دانم واقعا خود معلم فیلم را پخش کرد یا نه، فکر کنم آن فیلم را گرفت که به دوستان و رفقایش نشان بدهد و آنها فیلم را
شهیدی بازمانده از غافله شهدا
منتقل شدم. سین: وقتی فهمیدید مجروح جنگی شدید چه حسی داشتید؟ جیم: یک دفعه انسان چشمش را باز میکند و متوجه می شود دست، پا و اعضا بدنش از کار افتاده و زندگی ای کاملا متفاوت با قبل دارد، حس و حال خاصی پیدا می کند.باعهده دار بودن مسئولیت چند خانواده نمیتوان گفت از این موضوع شاد بودم اما پیشینه مذهبی خانواده توانست کمک خوبی برایم باشد. مادرم عاشقم بود من فکر میکردم زمانی که به مادر خبر
مهدی محقق، هم کلاسی بهشتی، از بهشتی می گوید
هردو به شوق دانستن و یادگیری بیشتر از حوزه به دانشگاه آمده بودند. در یک صبح خردادی به همراه علیرضا بهشتی، فرزند شهید بهشتی، و محمدحسن اصغرنیا، از بازمانده های حادثه هفت تیر، میهمان مهدی محقق بودیم تا از خاطراتش از هم کلاسی شهیدش برایمان بگوید: شما هم کلاسی دکتر شهید بهشتی بودید. نخستین خاطره ای که از ایشان دارید چیست؟ سال 1325 بیش از 40، 50 نفر از طلاب قم و جاهای دیگر، در امتحان دانشکده الهیات، یا معقول و منقول شرکت ک
لحظه وداع به پسرمان گفتیم از پشت سر تیر نخور!
مرادی و سیده هاجر بیگم حسینی پدر و مادر آن شهید بزرگوار را پیش رو دارید. پدر شهید گویا خود شما هم در جبهه های دفاع مقدس حضور داشتید؟ از آن ایام بگویید و اینکه محمد حسین چیزی از شور و حال آن دوران متوجه می شد؟ وقتی جنگ شروع شد، بنده ازدواج کرده بودم و صاحب چند فرزند بودم. با این وجود اگر فرصتی پیش می آمد به جبهه می رفتم و توفیق یافتم 24 ماه حضور در مناطق عملیاتی را در
ترتیل جزء هشتم قرآن کریم با قرائت استاد کریم منصوری + متن و صوت
به گزارش گروه فیلم و صوت باشگاه خبرنگاران ، قرائت جزء هشتم قرآن کریم در روز هشتم ماه مبارک رمضان را با صدای استاد "کریم منصوری" می شنوید. به نام خداوند رحمتگر مهربان بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ و اگر ما فرشتگان را به سوی آنان می فرستادیم و اگر مردگان با آنان به سخن می آمدند و هر چیزی را دسته دسته در برابر آنان گرد می آوردیم باز هم ایمان نمی آوردند جز
امین حیایی از چه خسته شده؟
نیز مرتبط شود. اصولاً چهره هایی که تنها به واسطه صورت به عنوان سکاندار یک اثر سینمایی قرار می گیرند، خیلی زود جایگاه شان را از دست داده و تاریخ مصرف ستاره ماندنشان دیری به طول نخواهد انجامید. اینکه بازیگری بتواند در طول دوران حرفه ای اش (در رأس تیتراژ) با حضوری متفاوت و دور از هرگونه کلیشه نظر مخاطب را جلب کند نشان از هوش، استعداد و توانایی آن بازیگر دارد. امین حیایی و
از دوستی با مرحوم کافی، علی ضیاء و بنیامین تا ماجرای عروسی آقای مداح
به گزارش خبرنگار حوزه قرآن و عترت گروه فرهنگی باشگاه خبرنگاران – محمد لطفی زاد - محسن طاهری، در 12 آبان 1339 در محله ی نازی آباد متولد شد. در خانواده ای مداح به دنیا آمد و از همان کودکی راه پدر را برگزید و از آن زمان تا به حال به عشق اهل بیت می خواند. مداحی که دیگر کمتر می توان او را در ماه های رمضان و محرم داخل کشور یافت چرا که او این سال ها برای اجرای مراسم مختلف به کشورهای خارجی می رود. به
الیاس ؛داستانی کوتاه برای 175 شهید غواص
پرتی ات. البتّه سه برادر بزرگترم که آن روزها حسابی گرفتار کارهای خودشان بودند و الآن هم به گمانم هستند، حق داشتند فکر کنند شما الیاس را بیشتر از آن ها دوست داری و کمتر به حرف هایت بها بدهند. تا این که باز دمِ رفتن، توی بیمارستان تخصّصی قلب، برای من که شبانه روز بالای سرت بودم، یک بار دیگر خاطره ات را روشن و واضح تعریف کردی. دست آخر هم گفتی، صدای آب می شنوی و فکر می کنی الیاس است که دارد شنا می کند
زورگیری مقابل چشمان پلیس
؟ نه، پنج روز بود که دانشگاه تعطیل شده بود و مرا از خوابگاه بیرون کردند. من شب ها در پارک ها می خوابیدم و روز ها به دنبال کار بودم اما کاری پیدا نکردم تا اینکه روز حادثه مؤسسه کاریابی با من تماس گرفت و گفت برای من کار پیدا کرده است. وقتی به مؤسسه رفتم، مدیر آنجا گفت که باید 120 هزار تومان پرداخت کنم تا مرا به محل کار معرفی کند اما من پولی نداشتم که بدهم به همین خاطر ناامید از مؤسسه برگشتم
جاهلیت در غرب/ دخترکشی به عشق پسر +تصاویر
زندانی ادامه خواهد داد . گفتنی است، این مادر قاتل(پائولو ) حدود سه دهه پیش،ابتدا ادعا کرد که هر دو دخترش لورالی و هیلتر، توسط بچه دزدی مسلحه با ماسک بر روی صورتش از خانه شان در بریگتون لینوز ربوده شدند. اما وقتی جسد لورالی سیمز 15 روزه،در 17 ژوئن 1986 در جنگل پشت خانه پیدا شد وجسد هیلترسیمز کوچک ،چند روز بعد از گزارش گم شدنش در 29 اپریل 1989در یک سطل اشغال واقع در وست التن
قتل عام خانوادگی مرد 2 زنه
به گزارش جام جم، ساعت 10 و 30 دقیقه دیروز صدای شلیک چند گلوله، سکوت محله استرآبادی شهر گرگان را شکست. اهالی سراسیمه از خانه های خود خارج شده و مرد جوانی را دیدند که سلاحی در دست دارد. مرد جوان سلاحش را به سمت اهالی گرفت و با تهدید از آنها خواست سد راهش نشوند. در این هنگام چند کارگر ساختمانی که شاهد این صحنه بودند، به سمت مرد مسلح حمله ور شده و با تهدید چوب او را خلع سلاح و دستگیر کردند
قاتل های ترسو
10 بخیه به سرش زده اند شب حادثه پسرم را به پارک برده بودم که ناگهان این اتفاق افتاد ولی ممکن بود حادثه بدتری هم رخ دهد اما همین که راننده ما را به حال خودمان رها نکرد و سریع به بیمارستان رساند از او ممنونم هرچند که همسرم پیگیر ماجراست اما از اینکه حال پسرم بهتر است خدا را شکر می کنم. این زن افزود: متأسفانه در این مدتی که در بیمارستان هستم چند مصدوم را دیده ام که راننده پس از تصادف با آنها از صحنه
ارث زنان دو برابر مردان است!
. در آیه 11 این سوره سهم الارث فرزندان پسر و دختر، پدر و مادر و برادران و خواهران با فروض مختلف آن به زیبایی و دقت بیان شده است. در ابتدای این آیه می خوانیم: یُوصِیکُمُ اللَّهُ فِی أَوْلادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ... خداوند درباره (ارث) فرزندانتان به شما سفارش می کند، برای پسر مانند سهم دو دختر است... (سوره نساء، آیه 11) یک سوال: در اینجا سوالی پیش می
58 سال طبابت بدون مطب /جایزه نوبل ایرانی به نام پرفسور یلدا
خوب من را سریع پذیرفتند. باوجود اینکه من از یک مدرسه معمولی به آنجا رفته بودم ولی زمانی که معلم های دبیرستان البرز علاقه و تسلط مرا دیدند، از من خواستند، صبح ها زودتر به مدرسه بروم و با بقیه بچه ها تمرین کنم و من باکمال میل قبول کردم. به یاد می آورم صبح های خیلی زود بیدارمی شدم، برای سماور، آتش روشن می کردم و چای را برای مادرم دم می کردم و بعد به مدرسه می رفتم و بچه هایی که در
جنایت در نیمه شب
سلول انفرادی می گذراند برایش شبیه به مرگ بود: صبح که شد مأمور بدرقه ام آمد و گفت بیا بیرون. فکر کردم می خواهند برای اجرای حکم ببرند دوباره دست وپایم شل شد اما وقتی مدیر زندان را دیدم، با خوشحالی به من گفت فعلا حکم متوقف شده است و تو می توانی به سلولت برگردی. فکر می کردم خواب می بینم، چند دقیقه ای کاملا منگ بودم تا به خودم آمدم. چند ساعت بعد وقتی با پدرم صحبت کردم، گفت برای نجات من حتی پیش رئیس
گزارشی غم انگیز از سفر به دره تباهی در شمال تهران/بومی ها یا معتاد شده اند یا جان باخته اند+تصاویر
ساعت 10 صبح از میدان 15 خرداد فرحزاد به سمت یکی از پاتوق های معتادان دره فرحزاد حرکت کردیم. 15 دقیقه بعد به محلی رسیدیم که به نام چهل پله اول معروف است. همراه من و عکاس تیمی از مددکاران شهرداری و مسئولان DIC فرحزاد حضور داشتند. به گزارش فارس، در میان مسئولان DIC تعدادی از بیماران تحت درمان هم حضور داشتند و به عنوان راه بلد جلوتر از بقیه حرکت می کردند. وقتی از اولین پله از چهل پله پایین
تأثیر مناجات رمضان بر عراقی ها
نظر می رسید چند بار تکرار شد و مانند صدایی بود که در کوه منعکس می شد فضا را پر کرد او نیز به شهادت رسید و رفت تا عند ربهم یرزققون باشد. آن ها که توانستند با محمد پور رفتند و خود را به پشت خط رساندند و من در آن جا تنها ماندم!!! بچه ها یا اسیر شده بودند یا شهید و یا برگشته بودند اما من دو روز در بیابان افتاده بودم و قادر به حرکت نبودم!!! روز 20 بهمن سربازان دشمن که در حال جستجو بودند مرا دیدند و با
نفر اول مسابقات حفظ قرآن؛ از تلاوت در مدرسه تا آرزوی دیدار دوباره با رهبر انقلاب
کردم و شکرگذار خداوند به خاطر این موضوع بودم. هژبری افزود: در محضر رهبر معظم انقلاب وقتی برای تلاوت به جایگاه مخصوص رفتم چون در مقابل نایب ولی عصر(عج) قرآن می خواندم در دلم نیت کرده و از خدا خواستم که به برکت این موضوع تلاوت قرآن را در محضر امام زمان (عج) برایم نصیبم کند. وی بیان کرد: بعد از تلاوت قرآن با امام خامنه ای دیدار و روبوسی کردم که رهبر معظم انقلاب بنده را مورد
همدستی زوج جوان در قتل 2 نوزاد خود
ششم دادسرای جنایی تهران دیروز پس از بازجویی دوباره از سپیده او را در قتل ابوالفضل قاتل ندانست و با توجه به این که کودک یک ساله دو روز بعد از خودکشی مادر فوت کرده و شش ساعتی نیز در خانه تنها بوده، دستور دستگیری سامان پدر کودک را به عنوان مقصر قتل کودک یک ساله صادر کرد. این در حالی است که سپیده به اتهام قتل کودک دو ماهه اش همچنان در بازداشت به سر می برد.
فاطمه معتمدآریا: مثل خودم حرف می زنم
راش ها دست وارث ایشان است. امیدوارم مشکلش حل شود. چون از جمله نخستین فعالان خانه سینما بوده اید، بحث هایی هم درباره فعالیت های شما در خانه سینما مطرح است که وقت تنگ است و بماند برای زمانی دیگر. سپاس. من باید باعجله خودم را برسانم به تماشاخانه باران که چندماهی است راه افتاده برای اجرای یک نمایش ضدجنگ! نمایش تونل کار گروه تئاتر ترمینال به کارگردانی سیامک احصایی! موفق باشید.
برخی با پول بیت المال به سفرهای خارجی می روند
دکتر محمد دادکان بازیکن قدیمی و رئیس سابق فدراسیون فوتبال که برخی از آن به گرگ باران دیده فوتبال ایران یاد می کنند در گفت وگو با آرمان به صراحت، بسیاری از پشت پرده های فوتبال ایران را بازگو کرد. مصاحبه ای که در ابتدا با اتفاقات ورزشگاه تبریز آغاز شد اما به حقایق تلخی در فوتبال ایران منجر شد که خواندش برای هر شهروند ورزش دوستی ایرانی لازم و ضروری است. در ادامه ماحصل این گفت وگو را از نظر می گذرانید. اتفاقات رخ داده در دیدار تراکتور سازی و نفت تهران با حواش
جادوی انگشت های نامرئی/ اگر معتاد بودم خوب بود؟!
اگر ساعت 7صبح راه بیفتم یک ربع به 8سر کارم هستم. از آرزوهایت بگو؟ من هیچ آرزویی ندارم، شاید تنها آرزویی که دارم سلامتی پدر و مادرم است. چرا باید در دل آرزویی داشته باشم وقتی می بینم بعضی جوان های هم سن و سال من معتاد هستند و داخل جوی آب و کنار خیابان شب ها را به روز می کنند. اگر یک قاتل، یک دزد، یک شرور بودم خوب بود! الان پدر و مادرم به من افتخار می کنند و خدا را به خاطر این همه خوشبختی که به من داده شکر می کنم. شما هم جای من بودید خدا را از ته قلبتان شاکر بودید.
شعار بی غیرت از خود تیم روی سکوها رفت | خودمان اشتباه کردیم که زاید گل زد وگرنه او بازیکن خوبی نبود | ...
بیشتری بزنیم. مثلاً در همان بازی حذفی موقعیت های زیادی از دست دادیم. ما در آن مسابقه واقعاً می توانستیم گل های بیشتری بزنیم. بعد از گل دوم چند موقعیت از دست دادیم. پس فکر می کنی ایمون تنها به خاطر مشکلات شخصی آن حرف ها را زده است؟ بله، این کاملاً شخصی است و به نظرم به دربی هم ربط ندارد. شاید چون مظلومی او را بازی نداد، این طور می خواست تلافی کند. او گفت انتخاب مظلومی یک
بازیگر خوش رکاب: احساس می کنم زندگی ام را باخته ام
نگاران و مدیران ناباب فرهنگی در به وجود آمدن وضعیت امروز سینما دخیل هستند. سینمایی که دیگر کسی را برای مدت طولانی راضی نگه نمی دارد. کاسبی در ادامه افزود: با اینکه یک متن را با وسواس شدید انتخاب می کنم باز هم هر روز که بر سر کار می روم احساس کسی را دارم که دارند او را به سلاخی می برند. انگار ناامنی و نا آرامی همیشه در من وجود دارد. آن هم از این بر می آید که همواره ترس داشته ام از اینکه کار
رییس جمهور عاشق، در بیان مصطفی ملکیان
گفت: من که این ها را از کسی نگرفتم؟ خودم علم وفن یاد گرفتم، رفتم و فلان کارها را انجام دادم و پولدار شدم. جواب قارون این است که آن علم که تو داری و بقیه نداشتند را چه کسی به تو داد؟ ممکن است بگویی پدر و مادرم، آی کیو شان بالا بود، باز می پرسند آیا پدر و مادرت را خودت انتخاب کرده بودی؟ کجایش را می خواهید بگویید مال خودم است؟ بنابر این، وقتی بنا است که من هیچ چیزی از خودم نداشته باشم به این معنی
چهره ها در شبکه های اجتماعی
از مردم بابت پیام های تبریکشان به مناسبت تولدش تشکر کرد و نوشت: "16 والیبالیست برای بازی با آمریکا به خط شدندیادم افتاد تکه برگی که پدر در اردیبهشت پنجاه و چهار با دست خط خودش روی اون تاریخ و ساعت و محل به دنیا آمدن و اسم پسرشو یادداشت کرده رو به عنوان یادگاری که همیشه حس خیلی خوبی بهم میده نگه داشتم. فک کردم بد نباشه تصویرش رو برای شما عزیزانم ضمیمه ی این پیام تشکر کنم. تشکر از یک یک