سایر منابع:
سایر خبرها
مرگ غم انگیز پسر نوجوان پس از گرفتن کارنامه
/> مادر او گفت: پسرم دانش آموز کلاس پایه اول عمومی دبیرستان شهید امامی است. روز حادثه من به مدرسه پیام رفتم و کارنامه اش را گرفتم. وقتی معاون مدرسه کارنامه را که در پاکت در بسته ای بود به من داد، گفت که از پیام به خاطر تلاش زیادش در درس خواندن تشکر کنم. من از لحن معاون مدرسه فهمیدم که پیام تجدید آورده است اما پاکت را باز نکردم و سر بسته در خانه به پسرم دادم. به او گفتم که معاون مدرسه گفته از
ناگفته هایی از حصر
چشم داشتند ولی حتی یک نفر برای رفتن اعلام آمادگی نکرد. از آنان خواستم با خانه هایشان و با خانه فرهنگیان تماس بگیرند و بگویند زن و بچه ها با یک چمدان لباس به سفارت بیایند. خوشبختانه توانستیم حدود 140 نفر را با آن پرواز به تهران برگردانیم ولی به علت کمبود جا، همسر و فرزند من و همسر و فرزند آقای محمدحسن اردوش دبیر سوم سفارت در بغداد ماندند و چند ماه بعد با دردسر بسیار از طریق کویت راهی تهران شدند.
کور کردن چشم برادر به خاطر هیچ
، وسایل کولرم را داخل حیاط ریخت و سر و صدا به راه انداخت. آن روز به علت این که عصبانی بود، چیزی نگفتم. 24 اردیبهشت می خواستم کولر خانه را راه بیندازم. خواستم به پشت بام بروم که دیدم محمدرضا در را قفل کرده است. در حال باز کردن قفل بودم که او سر رسید و مرا دید. بعد هم سراسیمه به داخل ساختمان رفت و با برداشتن یک میله آهنی به سمت من حمله ور شد و بشدت مرا کتک زد. او وقتی متوجه خونریزی چشمم شد، فرار کرد
خودکشی پسر 14 ساله بعد از دیدن کارنامه !
بیمارستان بردند اما هشت ساعت بعد، وی جان باخت.مادر او به مأموران گفت: روز حادثه همراه همسرم به مدرسه پسرم رفتیم و کارنامه او را گرفتیم. وقتی به خانه برگشتم پسرم پاکتی را که کارنامه داخلش بود از من گرفت و بعد از دیدن نمره هایش کمی به هم ریخت و ناراحت شد. بعد از آن به اتاقش رفت و در را بست. 20 دقیقه بعد به اتاقش رفتم که دلداری اش بدهم اما هرچه صدایش کردم جوابم را نداد. آنجا بود که دیدم در بالکن باز است. به سمت بالکن رفتم و ناباورانه پسرم را دیدم که خودش را حلق آویز کرده بود.با دستور بازپرس جنایی جسد پسر نوجوان به پزشکی قانونی منتقل شد و بررسی ها در این خصوص ادامه دارد. ...
مرد جوان در آتش هوس همسرش سوخت
به گزارش شهدای ایران به نقل از جام جم، رسیدگی به این پرونده اوایل بهمن سال گذشته زمانی در دستور کار پلیس آگاهی شهرستان تنکابن قرار گرفت که مردی با مرکز فوریت های پلیسی 110 این شهر تماس گرفت و از وقوع آتش سوزی در خانه همسایه شان خبر داد. در ادامه ماموران انتظامی و آتش نشانی در محل حاضر شده و پس از دقایقی شعله های آتش را خاموش کردند. در بازرسی از خانه، آتش نشانان با جسد سوخته مردی روبه
خودکشی پسر 14 ساله به علت تجدید آوردن
قیطریه تهران اعزام شد. پسر 14 ساله که به سختی نفس می کشید بعد از معاینات اولیه تکنیسین های اورژانس به بیمارستان لولاگر منتقل شد. پزشکان بیمارستان با بررسی علایم حیاتی علی متوجه شدند او در وضع جسمانی بدی قرار دارد به همین خاطر خانواده پسرک، او را به بیمارستان رامتین منتقل کردند. یک روز زمان کافی بود تا پسرک 14 ساله روی تخت بیمارستان به کام مرگ فرو رود. با اعلام خبر مرگ علی به کلانتری 163
شهیدی که پرچم یاحسین(ع) را برفراز سنگر داعشی ها نصب می کرد+ تصاویر
خمینی (ره ) روح الله گذاشتیم. سه سال بعد هم خدا فرزند دومم را به من داد. نامش را رسول انتخاب کردیم، اما از آنجایی که ولادتش شب تولد امام حسن عسگری (ع) بود اسمش را محمد حسن گذاشتیم. علاقه خاصی به اسم رسول داشتم، برای همین در خانه رسول صدایش می کردم. اینطوری پسرم دو اسمه شد. ما در زندگی مقید به مسائل دینی بودیم. بچه ها در خانواده ای مذهبی رشد یافته بودند که خیلی به حرام و حلال توجه داشتیم. همسرم اهل
سرنخ دختر گمشده دست داماد خانواده بود
به گزارش جوان، دو هفته قبل زن میانسالی پلیس را از ناپدید شدن ناگهانی دختر 18 ساله اش باخبر کرد. شاکی گفت: دخترم امروز برای گرفتن کارنامه از مدرسه خانه را ترک کرد. وقتی آمدن او طولانی شد، نگرانش شدم، ابتدا با تلفن همراهش تماس گرفتم که جواب نداد و بعد به مدرسه رفتم اما وقتی مدیر گفت که شهین اصلاً به مدرسه نرفته احتمال دادم حادثه بدی برایش پیش آمده باشد، به خاطر همین تصمیم گرفتم شکایت کنم.
تو فکر یک شغلم
خوب حرف بزند و امتحاناتشان به صورت کتبی و 4گزینه ای بودبا چشم و با سرعتی خیلی پایین تر از بچه های عادی جواب امتحانات را می داد و درنهایت هم دبستان را با موفقیت پشت سر گذاشت. تلاش برای ادامه تحصیل داروهایی که در دوران نوزادی و کودکی به مهرشاد تزریق شده بود پیامدهای بدی داشت و باعث شد تا پسر نوجوان از هر دو گوش کم شنوا شود؛ هر دو گوش پسرم 50درصد شنوا بود و با سختی های فراوان
عبدالنبی هرچه داشت از امام حسین(ع) داشت
برداشته شود. پدر شهید بازگوکننده این اتفاقات می شود: روی قبر عبدالنبی یک تابلو گذاشته بودیم که مثل خیلی از مزار شهدا در آن یادگاری هایی قرار می دادیم. چون این تابلو در محکمی نداشت، گاهی بچه ها یا رهگذرها به وسایلش دست می زدند. من تصمیم گرفتم برای این تابلو در قفل دار بگذارم. سال 71 بود. یک روز به مزار پسرم رفتم و تابلو را درست کردم. اما دیدم سنگ قبر تکان خورده و احتمال درآمدنش هست. گفتم
قتل میانجی بعد از خوردن مشروب
به گزارش پارس به نقل از جوان عصر روز بیستم آبان ماه سال 93 مأموران پلیس از قتل مردی 27 ساله به نام بهروز در خیابان بعثت باخبر و در محل حاضر شدند. بررسی ها نشان داد بهروز به ضرب چاقوی دوستش الیاس 28 ساله به کام مرگ رفته و جسدش کنار خیابان رها شده است. همزمان با انتقال جسد به پزشکی قانونی، الیاس بازداشت شد و در بازجویی ها به جرم خودش اقرار کرد. او توضیح داد: روز حادثه همراه پنج نفر از دوستانم