بود و الان به نام رادیو ایران شناخته می شود. اداره رادیو در زمان جنگ با مدیریت بحران امکان پذیر بود چون مجبور بودیم هم برنامه های عادی داشته باشیم و هم برنامه های اطلاع رسانی مرتبط با جنگ را پوشش دهیم. مردم هیجان زده و ملتهب با رادیو تماس می گرفتند و جویای وضعیت بودند. خودمان هم در رادیو خبر خاصی نداشتیم. بعد از تعدادی تماس با بعضی منابع خبری مثل شورای انقلاب، خودمان یک گزارش خبری تنظیم
مردم سیستان برای اولین بار فریاد خود را به دولتمردان نشان دادند به طوری که سبد آراء دولت در سیستان کمتر از 30 درصد بود و معنای این پیام این بود که دولت در طول چهار سال علی رغم اقدامات انجام شده، نتوانسته انتظارات مردم را براورده کند و امید مردم به ناامیدی مبدل شده است . حجت الاسلام پارسا همچنین گفت: رییس جمهور، مردم ما از شما مطالبات اقتصادی و معیشتی داشتند نه کنسرت و شادی چرا که مردم ما
روزنامه شهروند نوشت: روستای سمیده 200 خانوار، روستای فردوس 111 خانوار، روستای قمر بیش از 10 خانوار و روستای ملیحه کوت سعد نیز حدود 100 خانوار داشت. از 202 بیماری که در طرح شرکت و مورد معاینه قرار گرفتند، 50 درصد آنها مشکوک به سرطان بودند و جهت سی تی اسکن و آزمایش های تکمیلی تر به مراجع پزشکی ارجاع داده شدند تا درباره آنها تصمیم گیری شود. بیمارانی که سال ها از عود و پیشرفت بیماری خود بی
ما را نمی بیند. تن صدایش بالا می رود و صورتش کبود می شود: ما توی هشت سال دفاع مقدس جنگیدیم؛ این همه شهید دادیم؛ حقمون باید این باشه؟ من به گوش خودم از کسایی که با راهیان نور اومده بودن خرمشهر شنیدم که می گفتن اینجا خرمشهره؟! اینجا که بیابونه... مرد دیگری وسط حرفش می پرد و می گوید: این فاضلاب توی خیابان را نگاه کنید؛ سال هاست که همینطوره؛ این مال یکی دو روز نیست؛ از بس مانده خزه بسته ولی
می کند. با دیوار خانه اش سلفی می گیرد. ***محمد پورحمزاوی هم متولد 1315 در خرمشهر است. می گوید: “قبل از جنگ نگهبان پالایشگاه بودم، جنگ که شد مجبور شدیم فرار کنیم. رفتیم بوشهر. 15 سال آنجا بودیم، بعد برگشتیم.” دوچرخه اش را تکیه داده به جدول، یک تکه موکت انداخته وسط راه باریکی که از این سر کوی آریا به آن سر می رود، نشسته زیر آفتاب ظهر خرمشهر با رفقا گپ می زند. با ما
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛رضاخدری خبرنگار و عکاس هشت سال جنگ تحمیلی و نویسنده چند عنوان کتاب درباره خرمشهر در گفت وگو با خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس درخصوص نقش زنان خرمشهری در دروان استقامت خونین شهر گفت: به عنوان خبرنگار جبهه و جنگ و رزمنده؛ شاهد شهادت عزیزترین فرزندان این آب و خاک بر روی سنگفرش ها و آسفالت داغ کوچه پس کوچه های این شهر بودم، از نزدیک می دیدم که زنان خرمشهری
نترسی که داشت با نفوذ به هسته ها اقدام به شناسایی مواضع و نفرات گروههای جدایی طلب و گزارش آن به تهران کرد که مسولیت مبارزه با آنها به خود او واگذار شد که در مرحله اول در نزدیکی سنندج منطقه ای را مورد حمله برق آسا قرار داده و به علت کمبود مهمات در محاصره افتاد که با هلیکوپتر تغذیه شده و محاصره را در هم شکست که معاندین به سمت باشگاه افسران سنندج هجوم برده و باشگاه را محاصره می کنند و حسین با تاکتیکی
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا ؛ به نقل از صبح مغان ، به مناسبت فرا رسیدن سالروز آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد سال 61 پایگاه خبری صبح مغان گفتگویی را یکی از رزمندگان بیله سواری که شاهد فتح خرمشهر بود را ترتیب داده است که خواندن آن خالی از لطف نیست. علی شاکرپور: متولد بیله سوار که در حال حاضر در مرکز فوریت های پزشکی 115 بیمارستان امام این شهر مشغول به فعالیت و خدمت رسانی به مردم