سایر خبرها
چرا تویوتا هایلوکس گران است؟
! از همه بدتر قیمت های کذایی خودروهای خوش کیفیت داخلی که کافی است یک سفر کوتاهی به هر کشوری که دلتان می خواهد داشته باشید (به جز سومالی و کره شمالی!) تا متوجه شوید چه خودروهای مدرنی را در داخل با چه قیمت های درخشانی خریداری می کنیم! بازار دست دوم هم که قوانین خاص نانوشته خود را دارد، خودروی کارکرده چند سال پیش فقط به دلیل عدم ورود خودروهای بالای 2500 سی سی (ملاک منطقی خودروهای لوکس منظورمان است
انگلیس رهایم کرد اما ایران ناجی ام شد
ارتباط من با ایران دوباره برقرار شود. دو بار آخری که به ایران آمده بودم با خاطرات تلخی همراه بود. همیشه احساس می کردم شاید دیگر به ایران باز نگردم و اگر هم بازگردم به این زودی نخواهد بود. وزارت امور خارجه کاری را برای من انجام داد که برای بازگشت به ایران ثانیه شماری می کردم. چرا خود شما زودتر برای گرفتن کمک به سرکنسولگری ایران مراجعه نکردید؟ با توجه به اینکه پاسپورت انگلیسی
زوجی عاشق که 60 سال پیش ارتباط ماهواره ای داشتند
از من خواسته بود، اطاعت کردم که با همسرم پیش آنها برویم. علیخانی: این عشق عجیب غریب شما باعث شد که زندگی مشترکتان بالاخره پس از سه سال به طور رسمی شروع شود. می گویند شیداییِ عشق آرام آرام کم رنگ می شود. عشق شما هم رنگ باخت؟ زن: دو پسر پشت سر هم به زندگیمان آمد. مرد: روز به روز بیشتر همدیگر را دوست داریم. همین الان لحظه ای از همسرم جدا نمی شوم. ماموریت رفته بودم، 24
بولتن سینما و تلویزیون: ماه عسل پرچمدار تلویزیون در رمضان/ ویلایی ها ماندگار شد
تبدیل به گفتمان کنیم. محیط زیست موضوع مورد علاقه همه مردم است و به راحتی می تواند جای خوبی باز کند. در ادامه حجت الله ایوبی نیز گفت: سال گذشته جشنواره فیلم سبز به خوبی برگزار شد و فرهاد توحیدی تلاش های زیادی برای هرچه بهتر برگزاری این جشنواره کرد ضمن اینکه حضور محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه هم کمک های زیادی به گفتمان سبز این جشنواره کرد. مرضیه برومند عضو شورای سیاست گذاری جشنواره فیلم
مجید مظفری: بعضی بدشان نمی آمد، نتوانیم اجرا برویم
/> و در مورد نقش سوکولیچ، با توجه به این تخصص تان نمایش عروسکی است چطور به نقش این ژاندارمِ دو دوزه باز رسیدید؟ لقمانیان: جالب است که همان طور که نیکی مظفری در مورد نقش خودش اشاره کرد، من نیز در طول تمرینات از سوکولیچ دور بودم و رسیدن به آن برایم سخت بود چون نمی توانستم ما به ازای بیرونی اش را در ذهنم پیدا کنم و بیشتر به عنوان تیپ می شناختمش تا شخصیت اما تبدیل شدنش به تیپ هم بسیار
ناگفته های برادر کمترشناخته شده آیت الله هاشمی
به همین دلیل هم سن و سال های ایشان مجبور بودند نظرات ایشان را قبول کنند. آن زمان در بهرمان مدرسه نبود لذا ابوی ما به شیخ اکبر گفتند که بهتر است به قم بروید و طلبه شوید. ایشان از 13 سالگی به منزل آقای مرعشی یکی از اقوام نسبتا دور ما در قم رفتند. خانه آقای مرعشی نزدیک منزل امام خمینی بود و از زمان طلبگی آشنایی شیخ اکبر با امام خمینی شروع شد. شیخ اکبر پس از 3 سال و در واقع در سن 15 سالگی
چگونه بانک ها "دولتی" شدند؟
اداره کشور به شورای انقلاب سپرده شد، به عنوان وزیر خارجه و وزیر اقتصاد و دارایی انتخاب شد. عمر حضور او در وزارت خارجه چند روزی بیشتر نبود اما وزارت اقتصاد و دارایی فرصتی در اختیار او قرار داد تا ایده های اقتصاد توحیدی خود را دنبال کند. از این رو دست به دو اقدام بسیار پرسر و صدا زد. یکی بخشیدن جرایم دیرکرد و بخش هایی از بهره بانک ها که به سرعت اعمال شد و دیگری فراهم کردن شرایط اعطای وام مسکن 300
آیا پول خام فروشی نفت به کشور باز می گردد؟/ گره ای تازه در مبادلات مالی!
های خود در خارج استفاده کنیم . سیف در مصاحبه با المانیتور این را هم گفت که ایران انتظار دارد دولت آمریکا امکان دسترسی محدود کشورش به دلار را برای تسهیل مبادلات مالی با کشورهای دیگر فراهم کند و به اجرای کامل توافق هسته ای پایبند باشد . ان قلت های برجامی! پس از سیف، مجید تخت روانچی معاون اروپا و آمریکای شمالی وزارت امور خارجه و از مذاکره کنندگان ارشد کشورمان در فرآیند
استاد فاطمی نیا: خواطر نفسانی با انقطاع تام به سوی خدا، درمان می شود
/> یک نکته قرآنی بگویم که در تفاسیر نیست: وَبَرًّا بِوَالِدَتِی وَلَمْ یَجْعَلْنِی جَبَّارًا شَقِیًّا 3 ؛ خدا مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده و مرا جبار شقی قرار نداده؛ این دو مگر با هم جمع می شود؟ بله جمع می شود ممکن است شخص هم مهربان باشد و هم جبار شقی. مثلا نسخه ی مادرش را خریده و به او میگوید: دواهایت را خوردی؟ پیرزن می افتی و می میری! او جبار شقی است دواهایش را خریده ولی سر مادر مریضش
شرمنده مادران و همسران شهدا شدم/ زیباترین دوران زندگیم دهه 60 بود/ قرار نیست از فیلم جنگی نان دربیاورم
ما بگویند که هفته سوم اکران فیلم از روی پرده سینماها پایین خواهد آمد. به این جاها فکر نکرده بودم. از زمان ساخت فیلم تا الآن...، اصلاً با آن همه حواشی فکر نمی کردم که فیلم اکران شود و بعد... . تسنیم: زمانی که انصراف دادید فکر می کردید چنین تبعاتی خواهد داشت و تصور چنین اتفاقاتی را داشتید؟ قیدی: بالاخره نامه ای که نوشتم نامه تندی بود و توقع این را داشتم که بازتاب وسیعی داشته باشد، اما
پرستو صالحی داستان ناتمام اش را تمام کرد
خود در ماه عسل سال گذشته را با بیان صحبت هایی تکمیل کرد و همچنین عکس و دستخطی از پدرش را منتشر کرد. صالحی نوشت: " نیومدم که بگم پدرم بد است آمدم بگم که اعتیاد پدرم را از من گرفت. خطِ پدرِ! پارسال وقتِ برنامه ماه عسل مجال نداد همه شو بگم شاید امسال وقتش بود درست بعد از دیدن صحنه ی بخشش پدر توسط خواهران منصوریان، تو کپشن جا نمیشه تو کامنت اولم مابقی رو می نویسم و کانال
طلبه ای که برای بچه ها قصه می خواند
ها به لحن کلامش که با اشتیاق برایشان قصه می خواند آشنا هستند، می گوید: پدر و مادرم بی سواد بودند، اما شوهرعمه ام در کتابخوان شدن من تاثیر زیادی داشت.من دانش آموز راهنمایی بودم و ایشان معلمی با بیست سال سابقه تدریس،هرگاه خانه ما می آمد از یک کتابی که خوانده بود حرف می زد و برای من هم کتابی می آورد، فرد دیگری که در کتابخوان شدنم تاثیر داشت آقای محمدرضا محبی فر بود که فامیل و هم محله ای بودیم، جوانی
به نام جماران به کام منافقان و دشمنان امام/ خسارت های هنگفت وزیر اشتباهی نفت
/> اشتباه انتخاباتی محسن رضایی در تلویزیون محسن رضایی در یک گفت وگوی تلویزیونی، مدعی شد فرح پهلوی و سلطنت طلب ها در انتخابات رأی دادند. به گزارش ایران وی در گفت وگوی ویژه خبری شبکه دو، مدعی شد که امریکایی ها می خواهند از طریق دموکراسی وارد ایران شوند و همه ضدانقلاب ها که آدم کشتند یا فراری شدند، صف های طولانی در سفارت خانه های ایران تشکیل می دهند، از فرح پهلوی گرفته تا سلطنت طلب ها
گفتگو با هیو جکمن درباره لوگان
ساده بودم. اصلا نمی دانستم. فیلم های کامیک بوک آن موقع واقعا وجود نداشتند. بله، ایکس من واقعا در همان زمان به وجود آمد و ما حالا اینجاییم. بهترین فسمت بازی نقش ولورین به نظر خودت کدام بود؟ - این فیلم، برای من بیشتر از همه شخصی بود. به نظرم سه یا چهار سال پیش نمی توانستم این فیلم را بازی کنم. عقیده دارم این به دلیل قسمتی از تکامل و رشد من است. درک کردن شخصیت، احساس اعتماد به نفس
پسر طیب: پدرم به عَلَم گفت جرأت داری عکس خمینی را بردار
به پارک ببرد، باید بگویم که پدرم هیچوقت ما را نبرد. از اینکه بخواهد قلم و خودکار دست ما بدهد، هیچ موقع این کار را نکرد ولی در طول همان مدت زمانی که با هم بودیم چون مادر ما وسواس عجیبی داشت که همه ما درس خوان شویم و به قول ایشان خودکار به دست شویم، پدرم در این زمینه تربیتی دخالتی نمی کرد. مادرم همیشه به پدرم می گفت آمدن تو با خودت است و رفتنت با خداست. تو از این خانه که رفتی، معلوم نیست