این کتاب را 6 سال پس از اصلاحات ارضی چاپ کرد و نخستین اثری بود که به این قضیه پرداخت.در بخشی از کتاب می خوانیم: اکبر به گریه افتاد .و باز من فریاد زدم :-خفه می شوی یا بزنم تو سرت ؟ و آمد م بیرون .و اقعا تحمل این یکی را نداشتم .اما مگر می شد فراموش کنی که با چه کله خری عجیبی سراغ مرگ رفته بود ؟ زانو ها را به بغل گرفته و سر را در چهار گوش وسط بازوها فرو کرده .درست یک بسته بود ، آماده برای صدور.می
پایگاه تحلیلی خبری هم اندیشی : وقتی وارد محوطه ی حیاط بیت شدم فضا آرام بود و چند نفری نشسته بودند روی زیلوهای پهن شده در حیاط. هوا دم داشت، معلوم بود قبل از آمدن شعرا زمین را آب زده اند. همه داشتند خوش و بش می کردند. بعضی نشسته بودند در صف دوم و سوم نماز، لابد به هوای نزدیک تر بودن به آقا. غافل از اینکه موقع آمدن ایشان تغییر و تحولات زیادی رخ می دهد. بین آنها که عقب نشسته بودند
، دیدم برایم آشناست! یعنی کجا دیده بودمش؟ کجا؟ کی؟ هر چه زور زدم، آخرش، نفهمیدم که نفهمیدم! حدود نیم ساعت بعد، به علت تغییر خط، از واگن پیاده شدم اما با آنکه توقع داشتم پیرمرد برود روی صندلی ام بنشیند، جوانکی زرنگی کرد و مثل فرفره رفت نشست روی صندلی ام! فی الحال که مشغول نوشتن این قصه واره واقعی هستم، یعنی ساعت 23 شب شنبه، سیزدهم تیرماه 94 فکر می کنم من و این جوانک، هر دو با هم، عملی انجام دادیم
خودتان، حاجات مسلمانان، حاجات کشورتان، حاجات برادران مؤمنتان؛ به مریض ها، به مریض دارها، به جانبازان، به غمدیده ها، به دل های غمگین، به چشم های نگران، به نیازهای فراوان انسان هایی که حول و حوش شما، زیر سقف شما و در کشور شما هستند، در دنیای اسلام هستند، روی کره خاک هستند. همه این حاجات را در این شب های قدر، یکی یکی از خدای متعال بخواهید. اینها توصیه های حضرت آیت الله خامنه ای است درباره اینکه چه
هایمان را خانه تکانی کنیم. براستی ملتی که علی (ع) را به عنوان الگوی خویش بر می گزیند می بایست تفاوتی با دیگر ملل دنیا داشته باشد. آن جا که امام شافعی درباره ی ایشان می گوید: اگر علی مرتضی خود را آن طور که بود نشان می داد، همه ی مردم جهان در برابرش سجده بر زمین می گذاشتند و چه زیبا شهریار می سراید: علی ای همای رحمت،تو چه آیتی خدا را/ که به ما سوا فکندی همه سایه ی هما را دل اگر خدا
می نشینم. یکی می گوید: تو شعر می گن شمشاد قدان، اما اینها که تا زانوی آدم بیشتر نیستند. 6. شاعرانی که کنار هم نشسته اند برای هم شعرهایشان را می خوانند. بعضی هم که از شهرستان های دور آمده اند فرصت را غنیمت می شمارند و کنار دوستان و اساتید می نشینند و بازهم شعر و شعر و شعر. 7. حضرت آقا که تشریف می آورند همه صلوات می فرستند و از جا بلند می شوند. چند ثانیه بعد کسانی که کتاب