پنجشنبه ۲۸ خردادساعت ۱۸:۵۴Jun 2026 18
جستجوی پیشرفته
ترنم دشتی ۱۳۹۶/۰۳/۲۷ - ۱۰:۱۷

خلّصنا من النّار!!

به گزارش ترنم دشتی به نقل از؛وبلاگ حکایات حکیمانه، لباس مشکی تنم کردم و رفتم سمت مسجد برای مراسم احیا... نیم ساعتی بود از مراسم گذشته بود.... آنقدر شلوغ بود که حتی تو حیاط مسجدم نشسته بودن... صدای الهی العفو،الهی العفو مردم،صدای خلّصنا من النّار شون تو کل محل پیچیده بود... اومدم برم توی مسجد دیدم، یه دختر بچه جلوی در مسجد نشسته،به دیوار تکیه داده و یه بسته آدامس و چند تا فال دستشه.... یه چند دقیقه ای وایسادم و نگاهش کردم. هیچکی ازش حتی یه فالم نمی خرید ... ... ... ادامه خبر

جستجوگر خبر فارسی، بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است (قانون تجارت الکترونیک). برای مشاهده متن خبری که جستجو کرده‌اید، "ادامه خبر" را زده، وارد سایت منتشر کننده شوید (بیشتر بدانید ...)

برچسب خبرهای مرتبط