مِن بَطنِها و همچنین مَن جأَکُم یریدُ أن یفَرٍّقَ الجَماعَهَ وَیعصِبَ أمرَ ها وَیتَوَلی مِن غَیرِ مَشوَرَه، فَاقتُلُوهُ، فَاِن اللهَ قَد اَذِنَ ذالِکَکه مشوق شورا و مبین منزلت این سنت در اسلام است، می داند. وی به نصوص فوق چنین استدلال می کند: 1- واژه ی امر در آیات و روایات، منصرف به حکومت است،یا قدر متیقن از آن حکومت است. 2- آیات و روایات نیز، امت را در باب امر به شورا تحریص
گوید: مقصود از عجله، خواستن چیزی است که هنوز موعدش فرا نرسیده است. (قاموس قرآن، ، چ اول، ص548٫) در مسابقه و پیشی گرفتن چنان که از خود واژه ظاهر است، نوعی نسبت در آن نهفته است. از این رو ارتباط نزدیکی با مسایل اجتماعی پیدا می کند. به این معنا که هر کسی می بایست خود را با دیگری مقایسه کرده و بسنجد و در کار های نیک و پسندیده بکوشد تا از دیگری سبقت گیرد. به دیگر سخن اگر دو تن می توانند کاری
) کلمه حدیث در آیه 34 سوره طور به معنای سخن است (ر.ک؛ مصباح یزدی، 1387: 41). و) در نتیجه، بر اساس دیدگاه ما، راز تحدّی های گوناگون قرآن بر پایه ترتیب نزول آیات تحدّی طبق دیدگاه مشهور از اشد به اخف می باشد، با این توضیح که در نخستین آیه (یونس/38) و مرحله تحدّی، از منکران قرآن خواسته شده تا با مدد گرفتن از هر کسی غیر از الله، یک سوره با همه ویژگی های قرآن بیاورند. در دومین آیه (هود/13) و
قوی تر از ایمانی است که بر اساس استدلال های عقلی بنا نهاده شده است (همان: 149). * قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اَللّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اَللّهُ...: بگو اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد (آل عمران/ 31). حضرت امام باقر(ع) می فرمایند: الدِّینُ هُوَ الْحُبُّ وَ الْحُبُّ هُوَ الدِّینُ: دین همان محبّت و عاطفه است و محبّت
تا ما مطلق ظلم را خشونت بگوییم. لذا باید واژگان مشابه را پیدا کرد و کلیدواژه هایی که در آن دوران است، مشابه کنیم، والا خود واژه خشونت در قرآن کریم نیست، اگرچه ما درباره حضرت امیر داریم خَشِنٌ فِی ذَاتِ اللَّه به این معنا که ایشان در اجرای دین الهی و تعصب نسبت به خود خدا هم خشن هستند؛ یعنی اهل تسامح و تساهل نیستند. واژه های مختلفی که بخشی از آن ها را هم ذکر کردیم، می تواند در طرفین خشن یا ضد آن طرح
دارد: أَمَا وَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّةَ وَ بَرَأَ النَّسَمَةَ لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِیَامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَی الْعُلَمَاءِ أن لا یُقَارُّوا عَلَی کِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَی غَارِبِهَا وَ لَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِکَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَیْتُمْ دُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِی مِنْ عَفْطَةِ عَنْزٍ؛