سایر خبرها
بار دگر تو در بگشایی...
/> از این بانوی بزرگوار علاوه بر شرح شش جلدی مثنوی معنوی که دو مجلد آن تحت عنوان “سیری در گلزار مثنوی” به چاپ رسیده است، مجموعه هایی از اشعار و کتابی با نام “خاطرات من با پدرم”به چاپ رسیده است. اثر ماندگار دیگر ایشان منظومه بلند “کربلا وادی عشق” است که در شرح وقایع عاشورا سروده شده است. بانو مهدیه با عشق وافری که به اهل بیت عصمت و طهارت به ویژه مقتدایش حضرت زینب کبری (س) داشت، این منظومه را به توصیه
زن باش و زنانگی کن!
به گزارش راه ساجده، زن" ظرافت ، مهربانی صداقت و ایثار را در ذهنمان تداعی می کند. گویی خداوند تمام مهرش را ارزانی زن داشته تا بتواند عشق بورزد و پرورش دهد . قدرت زن، نه در موقعیت اجتماعی بلکه در میزان مهرورزی اوست. روان زن هنگامی سالم است که با زن بودن و اصالت وجودی خویش ارتباط عمیقی برقرار کند. هنگامی که دختربچه ایم میزان رسیدگی و توجه مادر به نیازهای فیزیکی و روانی مان ، سلامت روانی
بانوی همیشه خندان شعر و ادب
موسیقی این روزگار چون استاد حسن کسایی و استاد ذوالفنون اغلب به بداهه در محفل و اجرای موسیقی سروده است که وصف هر نوازنده صاحبدل و خوش پنجه ای است. این اشعار از مضامین لطیف و روانی و سلامت کلام برخوردار است. بدین سان مجموعه اشعار او وامی است که از معارف اسلامی و سنت شاعران بزرگ و سیر عاشقانه او در میخانه فارسی گرفته شده است و رایحه ای است که از این شراب به مشام او رسیده است . بهار عشق این
سخنرانی فروتن در همایش چهره های ماندگار
محمدرضا فروتن که به تازگی آلبوم می فهممت را در راستای سلامت روان، منتشر کرده است با حضور در اولین همایش تقدیر از چهره های ماندگار و کارآفرینان بر تر حوزه راه و شهرسازی (جایزه دادمان)، به سخنرانی حول محور سلامت روان و تأثیر عملکرد انسان سالم در شکل گیری شهر سالم پرداخت. محمدرضا فروتن عنوان کرد: فکر و ذهن سالم است که سبب می شود انسان، سلامت روان داشته باشد و شهرهای ما هم، زمانی سلامت
آزادی قانونی تمام حرف من است
است یا حتی از آنچه کابوسی است تکرارشدنی که حتی علم روان شناسی هم هیچ توضیح روشنی درباره اش ندارد و نتیجه اش می شود رمان کلنل که حالا چند سال است در انتظار دریافت مجوز انتشار باقی مانده است و این تنها کتابی نیست از این قلم که در انتظار ورود به قفسه کتاب فروشی ها، بی صبر و قرار است که هستند آثار دیگری همچون طریق بسمل شدن که آنها نیز در همین انتظار به سر می برند. اما محمود دولت آبادی از پای نمی نشیند
چوب ها با این مرد حرف می زنند!
محصول را. این شد که اروپا به آرامش رسید و برای هنر بیش از پیش ارزش قائل شد چون مردم از نیازهای اولیه خودشان فارغ شده بودند. اروپا مرحله جسم زیستی کارگری را سپری کرد و به ذهن زیستی و پس از آن به زندگی روان زیستی رسید. در این مرحله آخر بود که هنر شکوفا شد اما در کشور ما هنر چندان نتوانسته به جایگاه واقعی اش برسد. چون اول این که همچنان دغدغه های معیشتی بسیاری از مردم حل نشده و درگیر امورات
وقف مال دستاورد ازخودگذشتگی است/ تاثیر وقف در حل مشکلات اقتصادی جامعه/ مهاجرپذیربودن البرز موجب کاستی در ...
بود و علاوه بر رضایت خاطر وآرامشی که ایشان داشتند و به تبع آن این آرامش در زندگی، همه ما را زیرسایه گرفته بود سلامت جسم وروح و موفقیت تحصیلی و اجتماعی تک تک فرزندان پدرم ثمره کارهای خیر و اعتقاد ایشان بود. تاثیر وقف برحل مشکلات اقتصادی جامعه مدیرکل اوقاف وامورخیریه استان البرز با بیان اینکه وقف سنت وسفارش پیامبر است که بار آرامش و تزکیه نفس به همراه دارد می گوید:نیکوکاری از
محمود دولت آبادی : آزادی قانونی تمام حرف من است/ آقای روحانی؛ آرای انبوه مردم بسیارسنگین اند!
در تمام مدتی که کتاب این گفت و سخن ها را می خواندم، حسرتی همراهم بود و مدام به این فکر می کردم که ای کاش شما زندگی نامه تان را می نوشتید. در همین کتاب اشاره هایی هم در همین مورد دیدم. مثلا در جایی می گویید اگر حوصله کنم و زندگی ام را بنویسم... و حالا پرسش من این است شما که حوصله دارید برای نوشتن رمان هایتان ده، پانزده سال زمان بگذارید، چگونه است که برای نوشتن زندگی نامه خودتان حوصله ندارید؟ واقعا اگر جواب درست را بدهم، نه شما باور می کنید و نه خوانندگان. برای نوشتن درباره هر کسی فرقی نمی کند من باشم یا دیگری نیاز است که آدم دوستدار آن شخصیت باشد. در آثار و مواردی که نوشته ام، دوستدار شخصیت های آثارم بوده ام ولی در مورد خودم، نه تنها عاشق خودم نیستم، بلکه آنقدر از دست خودم خسته و عصبی هستم که هیچ رغبتی به بازنویسی خودم ندارم. بعید است دیگران باور کنند شخصی خودش را دوست نداشته باشد ولی به واقع خودم را در معانی معرفی کردن به دیگران دوست ندارم. چرا از دست خودتان خسته و عصبی هستید؟ کلی گفتم از باب قیاس. آخر من همیشه با دیگران و به عشق دیگران زندگی کرده ام و لازمه اش همین بوده که بتوانم سلامت و تندرست و بدون روان پریشی باقی بمانم که بتوانم کاری انجام دهم اما هر بار که سراغ نوشتن اتوبیوگرافی خودم رفته ام حس کرده ام چه اهمیتی دارد؟! باور کنید چند بار به این سمت رفته ام و صفحاتی هم نوشته ام ولی زود پشیمان شده ام. ببینید! داشتم چنین چیزی می نوشتم که ناگهان داستان اول بنی آدم پیدا شد! اولش این بود که بعد از ساعت سه صبح این آدم قوزی ناگهان پیدایش شد و به محض اینکه پیدا شد، هر کاری که داشتم، رها کردم و فکر کردم اصل این است. شاید یک علتش هم این باشد که من در نوشتن تخیل را مهم می دانم تا مستند ساختن را. حتی در آثار مستندی هم که نوشته ام، اگر توجه کنید، داستان گونه است و با تخیل توام شده . در دیدار بلوچ عناصری پیدا کردم که داستان گونه است؛ دو زنی که ازآن سوی کشور می آیند دنبال مردهای خود که برای کار آمده اند و آن ها را نمی یابند ؛ وقتی به ناداری محض دچار و ناچار می شوند برای کرایه بازگشت پولی تهیه کنند به طرف کسانی دست دراز می کنند که بالای چهل سال ...