اشک مریز که خدا مادر را کعبه احساس قرار داده ولی خواهش می کنم در خفا گریه کن و در پیش مردم همچون کوه استوار باش، هر وقت به یاد من افتادی به قرآن و نماز و دعا توسل بجو و از درگاه خدا برایم طلب آمرزش کن که دعای تو مستجاب می شود. ای برادران و خواهران عزیزم! شما را به رعایت بیشتر احکام اسلام و قرآن فرا می خوانم ای برادران! و ای خواهران عزیزم! شما را به رعایت بیشتر احکام اسلام و
کنند که ارتش اسلامی به این زودی ها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد. آقای نخست وزیر از قول وزرای اقتصاد و بودجه وضع مالی نظام را زیر صفر اعلام کرده اند. مسئولین سیاسی می گویند از آنجا که مردم فهمیده اند پیروزی سریعی به دست نمی آید شوق رفتن به جبهه در آن ها کم شده است. شما عزیزان از هر کس بهتر می دانید که این تصمیم برای من چون زهر کشنده است. ولی راضی به رضای خداوند متعال هستم و برای صیانت از دین او و
ندیدند؛ ازاین رو در دام حکمیت پا نهادند. 2. بهره برداری از مقدس مآبی نیرنگ معاویه برای ایجاد دشمنی در جامعه علوی با حکمیت تحقق یافت. او ضمن بهره برداری از روحیه گروهی مقدس مآب به منظور خویش رسید. به این ترتیب خوارج فراهم آمدند تا نقشی را ایفا کنند و بار شُبهه را در میان توده مردم توزیع نمایند. هرچند حکمیت به فرمایش امیر مؤمنان(علیه السلام) تنها یک احیا و یک إماته بود و حضرتش
دشمن داخلی اسلام همین ها هستند، همچنانکه معاویه ها و عمرو عاص ها نیز همواره وجود داشته و وجود دارند و از وجود نهروانی ها- که دشمن آن ها شمرده می شوند- به موقع استفاده می کنند. خطر جهالت این گونه افراد و جمعیتها بیشتر از این ناحیه است که ابزار و آلت دست زیرکها قرار می گیرند و سد راه مصالح عالیه اسلامی واقع می شوند. علاوه بر این حالت این خشکه مقدسان به مثابه کَلَب (به فتح کاف و لام) هستند
دست می یابند. (جزائری، بی تا: 3 / 127) اخباریان معتقدند عقل فطری مخالفتی با شرع ندارد، بلکه این عقل همان شرع درونی است که اوهام بر آن چیره نگشته و اموری چون حب جاه و تعصب آن را فاسد نمی کند. (بحرانی، 1405: 1 / 131) احکام بدیهی و بی نیاز از استدلال عقل، مصداق عقل فطری اند. پیروی آنها ضروری است و هرگز متعارض با دین نخواهند شد. اما احکام غیر بدیهی و استدلالی عقل، تنها هنگامی که با دین و یا حکم عقلی
مدینه با آن جمیعت وجود ندارد، مردم خوب آن پراکنده شده اند و فتنه و آشوب برگرد محور آن می گردد. پس شما با رسیدن نامه من به سوی فرمانده خود بشتابید و در جهاد با دشمن خود پیش دستی کنید. حضرت در آخرین نامه نوشت: برای من کافی است که شما برادران من هستید، و برای دین، یاوران خوبی. بنابراین سبک و سنگین حرکت کنید و با اموال و جان هایتان در راه خدا جهاد نمایید که برای شما بهتر است اگر بدانید. همان
آید و نه تنها موقعیت بلکه جانش را نیز از دست بدهد. از این همه گذشته نوعی بی فرهنگی و بدویت بر بسیاری از مردم آن ایام حاکم بود. مشکل حضرت تنها با خشونت و جهالت خوارج و دورویی منافقان نبود، افراد عادی هم فاقد حداقلی از تربیت و اخلاق بودند. در اوج القاء خطبه شقشقیه مردی برخاست و نامه ای به امام داد به ناچار امام شروع به قرائت آن کرد و سخنانش قطع گردید. ابن عباس در مجلس حضور داشت و گفت به کلام
بر شناخت، نیاز به طبقه بندی منحرفین هم بود. امیرالمؤمنین(ع) از مردم می خواستند که بین بنی امیه، ناکثین و خوارج فرق بگذارند. به همین علت، مدارایی که ایشان با خوارج می کردند، بیشتر از مدارایی بود که در مقابل بنی امیه به خرج می دادند. درک این مسئله، خود نیازمند بصیرت بالایی بود که بسیاری آن را نداشتند. از سویی نسل دوم و سوم اسلام به وجود آمده بودند که نمی بایست به انحرافات آلوده می شدند و از سوی دیگر