به گزارش خبرگزاری شبستان ، مجموعه رخصت مرشد شامل قصه های برگرفته از آئین و زندگی و مسلک پهلوانان ایرانی به تفکیک استان محل زیست آنها در یک سال گذشته به کوشش خسرو آقایاری از سوی انتشارات کتاب نیستان منتشر شده است. در مجلد یازدهم از این مجموعه با عنوان رخصت مرشد 11. طهرون آقایاری برای نقل قصه خود به سراغ پهلوانان نامی شهر تهران رفته است و از دل تاریخ نگاری ها و مستند نگاری ها و بیان شفاهی
رسیده اند. او به ناشناخته ماندن داستان های قدیمی در کشور با وجود شنیده شدن مداوم نام پهلوانان داستان ها مانند امیرارسلان نامدار اشاره کرد و گفت: موزه ها قرار است محل تذکری به این ارزش ها باشند و نشان دهند این تجربه، دستاورد، خیال و خاطره ی مشترک جمعی ما چه بوده است؟ باید قبول کنیم قصه های به این مهمی خاطره های مشترک ما هستند که تبدیل به میراث های ما شده اند. وی اضافه کرد: زمانی
غلام بودن درگاه اهل بیت (علیهم السلام) برایش اهمیت داشت. - پدر شاعر بودند؟ نه، پدرم ارتشی بود ولی ارتشی که قرآن را کاملاً حفظ بود. قاری قرآن بود و به دیگران هم قرآن تعلیم می داد این اواخر هم با توجه به اینکه ملبّس و معمم هم نبود امام جماعت مسجد محل بود. - خانه شما در کدام ناحیه مشهد قرار داشت؟ در خیابان تهران،خیابان امام رضای فعلی. * آن موسیقی
به گزارش نه صبح ، بوف نه چندان کور اولین تجربه محمدعلی سجادی در تئاتر بود؛ اثری که از صادق هدایت و بوف کور او وام گرفته بود و سجادی می گوید بازتاب خوبی گرفته است. سجادی می گوید؛ بیش از 16 سال درباره بوف کور و صادق هدایت تحقیق و جستجو کرده و ماحصل این کنکاش درباره هدایت و اثر شاخص اش، نمایشگاهی نقاشی، نمایشنامه بوف نه چندان کور و فیلمنامه ای است که قرار است تبدیل به یک فیلم سینمایی شود. به بهانه اجرای این نمایش و تحقیق و مطالعه ای که سجادی از آن حرف می زند با این فیلمساز به
گفت: ورزش پهلوانی در شهرستان فردوس قدمتی 200 ساله دارد که پس از سالها تعطیلی در سال 88 مجدداً فعال شد. سیدمهدی علیپرست تصریح کرد: در حال حاضر در شهرستان فردوس 200 ورزشکار باستانی کار داریم و با توجه به اینکه گود ذوالفقار شهرداری فردوس ظرفیت لازم برای مراسم های مختلف این ورزش را ندارد تصمیم گرفته شد گود زورخانه ای به نام مبارک امام رضا(ع) احداث شود. 300 میلیون تومان اعتبار
این طریق، او این آدم ها و مکان های تازه را از راه آثار خود وارد ذهنیت و زندگی ما می کند و ما با این شخصیت ها، به خصوص با شخصیت های جای خالی سلوچ، که به نظر من بهترین کار دولت آبادی است و یکی از بهترین آثار ادب معاصر است ، زندگی می کنیم. ؛ ولی در نقد این رمان می گوید: استفاده از آداب و اصول نقالی و نقل قصه رها نشدن از ته مانده ذهنیت قرون وسطایی و الگوگیری از زبان و ذهنیت نقالان، زبانی ضربی و فخیم و