نیز رخ داده است. 1- سوییت : معادل آن را کلمه سراچه قرارداده اند. این کلمه از ترکیب اسم و چه تصغیر ساخته شده است. کلمه سرا و سرای به معنای خانه در متون قدیم به کارمی رفته است اما این کلمه در زبان امروز چندان بین عامه مردم به کارنمی رود. البته کلمه سراچه را می توان در گلستان سعدی مشاهده کرد. سنگ سراچه دل به الماس آب دیده می سفتم البته این معادل در زبان فارسی به
در زبان امروز به کارمی رود. اما این مسئله به معنای به کار نرفتن کلمه لاتین نیست و کلمه لاتین نیز درزبان امروز کاربرد بیشتری دارد. کلمه موضوع در زبان فارسی رایج است، هرچند این کلمه را در متون قدیم نمی توان مشاهده کرد. 2- فریز کردن : معادل آن را منجمد کردن وضع کرده اند. این معادل فعلی مرکب محسوب می شود و جزء اسمی آن کلمه ای عربی است و در این زبان به عنوان اسم مفعول باب انفعال به کارمی رود
سینما نامید، خودتان چه اسمی برای آن انتخاب کرده اید؟ اسماعیلی: اسم عمومی نمایش را روی این کار گذاشته ایم. گرچه کلمه نمایش الکن بود و ما پسوند بزرگ را برای آن قرار دادیم، با این حال فضای کار ما بیشتر به تئاتر نزدیک است تا سینما. *اگر این کار را به تئاتر نزدیک بدانیم، در آثار صحنه ای نیز نمایش هایی اجرا می شود که راوی دارد و متنی را می خواند که جزو نمایشنامه است. به اعتقاد من
کرد: بهتر است که ابتدا از نام فیلم شروع کنیم؛ فکر می کنم که اسم فیلم بسیار درست انتخاب شده است؛ روحانی که سوژه اصلی فیلم هست، در آتش می سوزد و به شهادت می رسد! در پایان 7 هزار نفری را که مشاهده می کنیم برای اعتراض آمده اند، گویا از تفکر این شهید پیروی می کنند. وی ادامه داد: ما با یک مستند پرتره روبرو هستیم که محور اصلی فیلم قرار دارد و با افراد دیگر متفاوت است. دلایل این تفاوت عبارت
است که دام اختیار بشر است. (قنبری، 1388: 32) شبهه و پاسخ آن ممکن است برای خواننده این سؤال ایجاد شود که آنچه در مقاله به عنوان عوامل مؤثر بر دامنه اختیار بیان شده، خود محصول اختیار انسان است و ما گرفتار دور شده ایم. مثلاً ظلم محصول اختیار آدمی و نشانه ای از مختار بودن اوست، چگونه ممکن است حاصل و ثمره اختیار انسان، دایره و دامنه آن را دستخوش تغییر و تحول قرار دهد؟
کلمه عربی به های غیرملفوظ در زبان فارسی تبدیل شده است. به دلیل رواج پیدا کردن این کلمه در زبان فارسی، به عربی بودن آن کمتر مورد توجه می شود. این معادل در زبان فارسی به کار می رود و کمتر می توان کاربرد معادل لاتین آن را مشاهده کرد. 2- فاکس : معادل دور نگار را برای آن ساخته اند. این معادل از ترکیب دو اسم ساخته شده است. هردو جزء این معادل در زبان امروز به کار می رود. کلمه نگار را می توان