اتریش بودیم ظاهراً یکی به بلاژویچ آمار داده بود امروز تولد علی کریمی است صبح دیدیم بلاژ خوشحال و خندون اومد سر تمرین و همه رو جمع کرد و علی رو جلوی ما بغل کرد و کلی ماچش کرد و گفت همتون واسه من عزیزید امروزم تمرین بعدازظهر رو به خاطر تولد علی جون تعطیل می کنیم. جاتون خالی بعدازظهر چه تولدی واسه پسرش گرفت و هزار دلارم بهش کادو داد و کلی قربون صدقه اش رفت. 10 روز بعد ظاهراً تولد پژمان جمشیدی
ظاهرا یکی به بلازویچ امار داده بود امروز تولد علیه اقا صبح دیدیم بلاز خوشحال و خندون اومد سر تمرین و همه رو جمع کردو علیرو جلوی ما بغل کردو کلی ماچش کرد و گفت همتون واسه من عزیزید امروزم تمرین بعدالظهر رو بخاطر تولد علی جون تعطیل میکنیم جاتون خالی بعداظهر جه تولدی واسه پسرش گرفتو هزار دلارم بهش کادو دادو کلیم قربون صدقش رفت کات ده روز بعد ظاهرا تولد پژمان جمشیدی بود و به گوش بلازویچ رسونده بودن
به ما گفت من می خوام برم دوره نونوایی ببینم. دوره نون و صنعته که یه زمینی بخره و یه کارخونه ای و تشکیلاتی درست کنه. تو همین گیر و دار بود که یه نفر بهش همین کارخونه ای که قسمتش شده رو معرفی کرد. زنگ زد به من گفت بیا اینو ببین. رفتیم دیدیم عجب کارخونه ای! من خیلی کارخونه رفتم نه واسه خریدن، والیبال بازی می کردم. هر جا بگی رفتم. همه ایران برای بازی والیبال تو کارخونه ها رفتم. اینقدر این