سایر منابع:
سایر خبرها
تصادف عجیبی که زندگی راننده را زیرورو کرد!
زمان روس ها پنج - شش ساله بودم که داخل حرم توپ انداختند. خاطرم هست شش - هفت ساله بودم که با تعدادی از هم سن وسالان می رفتیم مارک های سربی که کنار نرده های بیمارستان امام رضا(ع) می زدند را با سنگ می شکستیم و می ریختیم داخل پیراهنمان و به ریخته گرها می فروختیم. هر وقت این سرب ها را جمع می کردیم همه تنمان زخم می شد. جوانی شما چطور گذشت؟ من پسر بزرگ بودم و به همراه برادرم
عامل قتل پزشک اردبیلی شناسایی شد
خبرگزاری فارس: ناصر عتباتی دادستان عمومی و انقلاب اردبیل در گفت و گویی اظهار کرد: مسئله قتل پزشک اردبیلی مربوط به رابطه پزشک و بیمار نیست بلکه قاتل دانشجوی پسر 23 ساله ای است که به خاطر ارتباط نزدیک با این پزشک حاذق با دعوت از او در منزلش درگیر شدند که این جوان 23 ساله پزشک را با ضربات چاقو به قتل رسانده است. وی تصریح کرد: دادستان با تسلیت به جامعه پزشکی مسئولیت پیگیری این پرونده را
برنامه های آخر هفته تلویزیون
این قرار است که گربۀ کوچک در حین فرار از دست سگ، وارد خانه ای می شود که همه چیز برایش عجیب است. او در آنجا با شعبده باز پیری آشنا می شود و... سینمایی ماداگاسکار1 به کارگردانی اریک دارنل و تام مک گرت، جمعه 2مرداد ماه ساعت 21 از شبکه پویا پخش می شود. ماداگاسکار داستان حیواناتی است که در باغ وحش شهر نیویورک زندگی می کنند. آنها چهار دوست هستند: شیر، گور خر، زرافه و یک اسب آبی. با گم شدن یکی
قتل پزشک فوق تخصص بر بالین بیمار با ضربات چاقو!
قتل یک پزشک فوق تخصص به دست همراه بیماری که گفته می شود تنها 15 سال سن داشته، موجب شده که وزیر بهداشت برای بررسی اوضاع از نزدیک راهی محل وقوع جنایت شود. به گزارش تابناک ، صبح امروز در حادثه ای خونین، دکتر اصغر پیرزاده، یکی از پزشکان سرشناس اردبیل به ضرب چاقو مجروح شد ولی تلاش ها برای نجات جانش بی ثمر بود و در نهایت جان باخت تا اعتراض پزشکان این شهر را به همراه داشته باشد چراکه قاتل
کمیته ای برای ترور آزادیخواهان
نوشته است و این همان زمان تهدید محدث قمی در مشهد توسط حزب دموکرات چند سال بعد بوده است. میسیون امریکائی در آن موقع در مشهد تبلیغات وسیع تبشیری داشته اند و مبلغان آنها سعی در گمراه ساختن افراد و مسیحی کردن آنها داشته اند. همین معنی موجب می شود که محدث قمی در منبر علناً از آنها نام ببرد و خطر وجود آنها را از نظر سیاسی و دینی در مشهد و جاهای دیگر، و راهی که پیش گرفته بودند به مردم گوشزد کند. این تهدید
مردانی که برای خوشبختی زنانشان در زندان آب خنک می خورند/ مهریه بهانه ای برای تجارت
خواسته اش پافشاری کند، مرد بیچاره باید کار و زندگی اش را ول کند و در کوه و دشت به شکار آهو برود. عشق دریایی عاشق هم شده بودیم. هر دو خانواده برای تفریح به شمال رفته بودیم و من در ساحل داریوش را دیدم. پسر خیلی خوبی بود. در آن چند روز مفصل با هم صحبت کردیم و وقتی به تهران آمدیم قرار ازدواج گذاشتیم. پدر و مادرهایمان مخالفتی نکردند وقتی از من درباره مهریه پرسیدند چون من و داریوش کنار
قتل پزشک اردبیلی در خانه یکی از بیمارانش / متهم اقرار کرد
دکتر اصغر پیرزاده فوق تخصص خون و انکولوژی روز پنج شنبه در اردبیل درحالی که بر بستر یک بیمار سرطانی در منزل مسکونی وی حاضر شده بود به قتل رسید. منابع خبری در اردبیل گفتند که دکتر پیرزاده با ضربات چاقو و آلات قتاله مورد هجوم قرار گرفته و ضربات متعددی به بدن وی وارد شده است. به گفته این منابع، پیکر نیمه جان این دکتر اردبیلی توسط اعضای خانواده بیمار به بیمارستان منتقل شده اما
گفتگوی چالشی سفیر ترکیه در ایران
به گزارش عرش نیوز گفت و گو با سفیر ترکیه روز سه شنبه هفته گذشته و در ساعت اعلام توافق جامع بین ایران و گروه 1+5 انجام شد. آقای سفیر همانطور که به سوال ها پاسخ می داد، نیم نگاهی هم به صفحه تلویزیونی داشت و با حساسیت اخبار مربوط به توافق را دنبال می کرد. با این وجود، گفت وگوی ما با رضا هاکان تکین بسیار صریح بود. این مصاحبه تقریبا یک هفته پس از مصاحبه ای که با سفیر سوریه در تهران داشتیم
بنفش خواری بی بی سی به سلامتی توافق!/ واکنش سردار سلیمانی به توافقنامه هسته ای
سازمان ملل پرداخته که می تواند صنعت دفاعی و موشکی ایران را مورد محدودیت جدی قرار دهد: قطعنامه 2231 مصوبه دوشنبه گذشته شورای امنیت سازمان ملل را می توان یکی از مهم ترین اتفاقات پرونده 12 ساله هسته ای کشورمان به شمار آورد که اثرات آن می تواند تا سال ها گریبانگیر کشور شود و آسیب های فراوانی را با خود به همراه داشته باشد. حال در شرایطی که جمع بندی مذاکرات وین هنوز به تأیید مجلس شورای اسلامی و شورای عالی
قتل داماد در دفاع از خواهر
شهدای ایران : پرونده پسری جوان که دامادش را برای دفاع از خواهرش با چاقو به قتل رسانده بود با درخواست قصاص اولیای دم در آستانه صدور اعدام قرار گرفت. بیستم شهریور پارسال ماموران پلیس آگاهی شهرستان اسلامشهر از وقوع یک فقره نزاع منجر به قتل در خیابان شهید مطهری مطلع شده و به سرعت خود را به محل رساندند. با حضور ماموران در صحنه جرم مشخص شد جوانی 28ساله به نام مهدی با ضربه چاقو داماد خود به
چطور اختلافات با خانواده همسر را حل کنیم؟
عمل کرده و باعث کدورت، ناراحتی و دل چرکینی می شود. انتقادی که امیدی به پذیرش و برخورد مناسب و درست با آن نیست مطرح شدنش چه سودی دارد؟! حرف های خیرخواهانه بی موقع یا از سر دلخوری و کینه همیشه آسیب زاست مگر آن که به قصد تلنگر زدن به دیگری مورد استفاده قرار گیرد که آن هم زمان و مکان خاصی برای بیان دارد. کینه های پنهان 12 از شب عروسی کینه ای به دل گرفته ام که نگو! راست است که می
اعدام 9 مجرم در زندان رجایی شهر کرج
گروه استانی تیتریک ، نخستین اعدامی که دیروز پای چوبه دار قرار گرفت، محمود 30 ساله بود. او 13 دی سال 86 راننده 52 ساله خودروی نیسان را به قصد سرقت خودرو به قتل رسانده است. مرد قاتل در جلسه دادگاه که در شعبه 74 دادگاه کیفری برگزار شد، در مورد روز قتل گفت: آن روز مرد راننده تنها بود. او را به بومهن کشاندم و با ضربات چاقو به قتل رساندم. سپس جسدش را در حاشیه جاده رها کردم و با سرقت خودرو به تهران
سالروز تولد سام درخشانی یک ماه پس از ازدواجش!
سام درخشانی یک برادر بزرگتر به نام شهریار و یک خواهر کوچکتر با نام پانته آ دارد و مادرش فهیمه کولاتج خانه دار است. مراسم عقد سام درخشانی او در آموزشگاه بازیگری سمندریان یک دوره بازیگری گذرانده است و با مجموعه شب زدگان به دنیای بازیگری پا گذاشت. سام درخشانی را خیلی ها به خاطر بازی در چند فیلم اخیرش مانند آوای باران و همه چیز آنجاست می شناسند. اما اگر بخواهیم
برای نجات پسرم از اعدام فقط 2هفته مهلت دارم
پسر جوانی که به اتهام قتل به قصاص محکوم شده در زندان در انتظار است تا خانواده اش بتوانند مبلغ درخواستی اولیای دم مقتول را فراهم کنند و وی را از چوبه دار نجات بدهند.این جوان که رسول نام دارد چهارسال قبل در اصفهان با یکی از دوستانش درگیر شد. در این درگیری چاقوی مقتول در بدن خودش فرو رفت و وی جان باخت.پس از آن رسول تحت بازجویی قرار گرفت و گفت: دوستم را هل دادم. او به دیوار خورد و چاقو در کتفش فرو
ناگفته های قاتل خلبان تهرانی و همسرش
منصور شهرکی 39ساله، از خلبانان با سابقه ایران ایر و همسر 38ساله اش به نام سارا که وکیل دادگستری بود با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیده اند. شروع تحقیقات کارآگاهان جنایی با بررسی محل جنایت دریافتند که از خانه قربانیان سرقت شده است بنابراین بررسی های خود را روی این انگیزه متمرکز کردند.کارآگاهان که به صورت شبانه روزی سرگرم رسیدگی به این پرونده بودند در ادامه به اطلاعاتی دست یافتند که نشان می داد مردی به
تازه ترین فتاوی رهبری درباره اینترنت، ماهواره، تحصیل در دانشگاه مختلط، خلوت با نامحرم، جادوگری، قمه زنی ...
از بلوغ به دست آورده اند و تا زمان بلوغ بر ملک ایشان باقی مانده است، بپردازند. سپرده حج 199٫ اصل سپرده اگر از درآمد کسب بوده و خمس آن داده نشده، خمس دارد اما سود حاصله اگر پیش از سال عزیمت به سفر حج قابل وصول نبوده، جزو درآمد سال وصول محسوب می شود که اگر در همان سال، هزینه سفر حج شود، خمس ندارد. حقوق دریافتی نزدیک سال خمسی 200٫ اگر کارمندی چند روز زودتر از سال خمسی
پنج قاره
اش را با مشت و لگد مورد ضرب وجرح قرار داد و پنکه را به سمت او پرتاب کرد. همسر بیتی که دید دعوای بین این دو دوست بالا گرفت تلاش خود را برای پایان دادن به این کشمکش کرد. درنهایت پلیس بیتی را دستگیر کرد و ساعت ها بعد وقتی همسرش به او گفت بهترین دوستش از جراحت هایی که او مسئول آنهاست در حال دست وپنجه نرم کردن با مرگ است، شوکه شد. سرانجام برین درگذشت و بیتی که آن زمان آزاد بود خود را به پلیس تحویل داد و خواستار مجازات خودش شد.
باند مهدی هاشمی/ اعترافی که اگر صورت نمی گرفت چه می شد؟ /کالبد شکافی باند مهدی هاشمی
اقدام سریع زندان را کنترل و بسیاری از زندانیان فراری را با لباس زندان از خیابان جمع کردیم. لیکن مهدی هاشمی خود را به روستای خیرآباد رساند و از آنجا به قهدریجان رفت. در همان ایام شهید محمد منتظری که با گروه فلسطینی ها مرتبط و عده ای از آن مربیان را به تهران آورده بود، در تهران سپاهی را ایجاد کرد و مهدی هاشمی با ایجاد ارتباط با محمد در واقع همه کاره آموزش نیروهای جوان در تهران شد. چندی بعد
آخرین وصیت نامه معلم شهید محمد علی رجایی وبهاماتی در مورد حادثه شهادتش
بازجویی در حال انجام بود و به مرحله محاکمه نرسیده بود، متهمین از زندان آزاد شدند. زمستان 1364، اندکی پس از نشستن سید محمد موسوی خوئینی ها بر کرسی دادستانی کل در حالی که مدتی از شهادت ربانی املشی می گذشت و لاجوردی نیز یک سال بود که بر اثر فشارهای برخی اعضای شورای عالی قضایی استعفا نموده بود، دادستان کل با ارسال دو نامه به دادستان انقلاب اسلامی تهران و ریاست دادگاه های انقلاب اسلامی تهران ، خواستار
بررسی آسیب شناسانه معضلی به نام آقازادگی / آقازاده ها
شد صحت دارد. آقای لاجوردی دادستان انقلاب تهران گفت آقای لاهوتی اتهامی نداشته اند، برای توضیح مدارک مربوط به وحید آمده بودند که به محض ورود به زندان دچار سکته قلبی شده و معالجات بی اثر مانده است. قرار شد پزشکی قانونی نظر بدهد. * رشید حسنی در کتاب خاطرات آیت الله حسنی که طی سال های اخیر منتشر شده می خوانیم: او (رشید، پسر بزرگ آیت الله حسنی) پس از پیروزی انقلاب ناگهان به گروه سیاسی سازمان
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
آیت الله شهید مرتضی مطهری ، از تولد تا شهادت
) در سال 1325 به قم مهاجرت کرد و در قم گوشه انزوا طلبیده و تنها به بحث مختصری در زمینه فلسفه اکتفا کرده بود. در این زمان مطهری نیز در طبقه فوقانی مدرسه فیضیه مطول تفتازانی را که از استادش ، شهید صدوقی فرا گرفته بود تدریس می کرد و چون ادبیاتش مورد ستایش بود، درسش نیز مورد استقبال قرار گرفت . و بعدها شرح مطالع در منطق و شرح تجرید در علم کلام و رسایل و کفایه در علم اصول و مکاسب در فقه و شرح منظومه و
قاضای مردم یک استان برای نجات یک اعدامی
بودند گوش کرد. ناگهان بغضش شکست اما نه تنها چشم های او گریست بلکه همه اهل خانه و میهمانان اشک ریختند. این مرد میانسال درباره بخشش در این پرونده گفت: شما معلولان مورد لطف و مرحمت خداوند قرار گرفته اید. یکی از الطافی که خداوند به شما داده همین حس انسان دوستی است. شما همدرد من هستید. اگر می دانستم شما قرار است به خانه ام بیایید من پیش دستی می کردم و به دیدار شما می آمدم. در این مسأله بارها از خدا
خودشیفتگی به جای مردم شیفتگی!
شوم. (پسر از خود راضی ناصرالدین شاه و حکمران اصفهان) منشی خیلی ادب به جا آورد و رفت و بی درنگ ما را به حضور حضرت شهردار که دبدبه و کبکبه و اتاق کار و اتاق رئیس دفتر و اتاق منشی اول و دوم و بادیگاردش، باور کنید مفصل تر از شهردار لندن بود برد. وارد شدم. دیدم جلسه رسمی نیست. مجلس دوستانه ای است. عده ای دل داده اند و قلوه گرفته اند و خنده و شوخی و چای و شیرینی دانمارکی و ناپلئونی است و بیچاره مردم که
اعتراف دروغین به قتل برای فرار از بیمارستان روانی
بیمار روانی برای فرار از بیمارستان روانی با مراجعه به پلیس ادعا کرد 10 سال قبل مردی را کشته است. به گزارش جام جم،27 تیر امسال پسر جوانی با مراجعه به کلانتری قائم تهران خود را قاتل معرفی وادعا کرد 10 سال قبل در پی اختلاف مالی مردی را به قتل رسانده و جسدش را در مسیل باختر در شرق تهران رها کرده است. با اعلام موضوع به بازپرس ویژه قتل، پسر جوان بازداشت و به پلیس آگاهی منتقل شد.
صدام چگونه سخن گفت؟
جنگ دلیلی نداشت. اعترافات صدام به گفته ی امریکایی ها بدون شکنجه صورت گرفته و قهرمان این داستان بازجوی امریکایی و جوانی است زاده ی لبنان. مستر جورج خالی صدام هر روز در زندان مردی امریکایی را می دید که او را با نام مستر جرج می شناخت. از سیزده هزار کارمند اف بی آی فقط سیزده نفر عربی حرف می زدند. شب کریسمس 2004 بود که از اف بی آی با جرج پیرو تماس گرفتند و فهمید برای بازجویی
انهدام باند سارقان به عنف در البرز
طناب به گردن راننده و وارد کردن ضربات چاقو و تهدید و آزار و اذیت، اموال راننده را به سرقت برده و وجوه موجود در کارت های بانکی آنها را تخلیه کرده و سپس با بستن چشم و دست و پای رانندگان آنها را در مناطق خلوت شهر رها کرده و متواری می شدند و به شکل مسافربر نیز با طی کردن مسیری کوتاه تغییر مسیر داده و با توسل به زور و تهدید اقدام به سرقت اموال و وجه نقد مسافران کرده و فرار می کردند. فرمانده
دستگیری قاتل فراری پس از 4 ماه در تویسرکان
در بازجویی فنی و تخصصی توسط مأموران پلیس آگاهی در زمان های مختلف سرانجام با ارائه دلایل محکم و قانونی به یک فقره قتل اعتراف کرد. وی درباره دلیل قتل براساس اظهارات قاتل گفت: این شخص به دلیل اختلاف حساب در خرید و فروش کبوتر با مقتول درگیر شده و در حین درگیری با چاقو چندین ضربه به مقتول وارد کرده که منجر به قتل آن شده است. فرمانده نیروی انتظامی تویسرکان افزود: مأموران به همراه بازپرس ویژه قتل دادسرای تویسرکان در روستای بوجان محل وقوع جرم حاضر شده و با بازسازی صحنه جرم و مستدل سازی از محل، قاتل با قرار بازداشت روانه زندان شد. انتهای پیام/89010/ج20/ ...
قاتل بخشیده شده دوباره آدم کشت! + عکس
اتوبان شهید دوران قرار گرفتند. با حضور ماموران مشخص شد، جوانی به نام مجید 31 ساله در جریان درگیری با ضربه چاقو بشدت مجروح شده است. مجید به بیمارستان منتقل شد و دو ساعت بعد بر اثر شدت جراحات جان باخت. تحقیقات در محل درگیری نشان داد، ضاربان دو پسر جوان بوده که خود نیز مجروح شده بودند. در ادامه هویت متهمان به نام های حمید و خسرو شناسایی شد. دو متهم سال 90 دوست خود را در خانه ای در شرق تهران
سه روایت از زندگی سه قربانی اسیدپاشی
. قرار است پلک چشمش را 24 مرداد برای بیستمین بار جراحی کنند. معصومه همچنین مجبور شد چندی قبل، از قصاص پدرشوهرش بگذرد، چون قصد داشتند حضانت تنها فرزندش، آرین، را از او بگیرند: من در شرایطی قرار گرفته بودم که ترجیح دادم بچه ام را نگه دارم تا این پیرمرد 70 ساله را قصاص کنم؛ اما بخششم از سر اجبار بود، نه رضایت. دوست داشتم دست کم این پیرمرد بقیه سال های عمرش را در زندان می ماند. او زندگی مرا