ایران و عراق اتفاق افتاد. امام خمینی در یکی از سخنرانی های خود با استقبال از مهاجرت افغان ها گفتند: “آواره هایی که از افغانستان الان در ایران هستند و مشکلات زیادی دارند... البته ملت خیلی کمک می کند در همه این امور، لکن این طور نیست که کمک ملت کافی باشد... دولت است که متکفل این امور است و مسئول این امور است... و همین طور مهمان هایی که داریم، خوب افغانستانی هستند، مسلمان هستند یا فرض کنید که عراقی
بخوان. هنگامی که اذان به پایان رسید دیدم که همه متاثر و متحیر شده اند. پرسیدم: چه اتفاقی افتاده است که شیخ ممد شِمر، تعزیه خوان معروف، به من گفت که چطور توانستی این گونه اذان را بخوانی؟ گفتم کار خاصی نکردم جز اینکه در سراسر لحظه های اذان، مادرم پیشِ روی چشمانم بود. وقتی این اتفاق پدید آمد، متوجه شدم که در خوانندگی استعداد دارم. پس از آنکه به استعداد خود علم پیدا کردم، به مدرسه نظام رفتم. در مدرسه
روال زندگی من خواهد بود. اگر کسی می خواهد مکتب من را ادامه دهد، باید با شیوه و امضای خودش این مسیر را طی کندبه آقای فردین ظلم بزرگی شد. حق او این نبود. مسئولان هیچ گاه دلسوز فرهنگ و هنر این مملکت نبوده و همیشه در کار هنرمندان دخالت کرده اند. شایسته سالاری و تخصص گرایی در ایران مرده است و بسیاری از مدیران وزارت ارشاد، افراد بی سوادی اند. همه شاگردان من، متولدان دهه 60 هستند و من
هفته اظهارداشت: وقایع میانمار که با دست های پشت پرده غربی ها جهت تصاحب ثروت های هنگفت این کشور است، و جنایاتی که در این کشور اتفاق افتاده، همه نشان از این دارد که دموکراسی غربی به رغم آن که در ایران نیز ساده لوحان و نوچه های غربی نیز از آن حمایت می کنند، ظرفیت تأمین خواسته های واقعی مردم را ندارد. و این همان چیزی است که بارها بنده عرض کرده ام که دموکراسی غربی استبدادی مدرن و البته زیرکانه و مکارانه