سایر خبرها
داریوش طلایی: شهنازی دنیای دیگری به سمت من گشود
تار ایرانی در طول این سال ها بزرگانی همچون استادان جلیل شهناز، محمدرضا لطفی و فریدون حافظی را از دست داد. با این وجود اساتید بنامی همچون داریوش طلایی، حسین علیزاده و دیگران در حوزه تدریس و اجرا کارهایی را انجام داده اند که موسیقی ایرانی را سرپا نگه داشته است. داریوش طلایی برخلاف علیزاده اما در صحنه اجرای فعالیت چندانی ندارد و بیشتر وقت خود را روی کارهای پژوهشی، تدریس و تالیف گذاشته است. شهروند در
سلنا گومز، از خوانندگی تا فعالیت های خیرخواهانه
تاریخ هفتم آوریل سال 2013 ترانه ای با نام بیا و آن را بگیر، جدا از گروه موسیقی "سلنا گومز و صحنه" خوانده است. این اولین بار بود که آهنگی از او جزو 10 آهنگ برتر 100 آهنگ داغ بیلبورد قرار داشت و توسط انجمن صنعت ضبط موسیقی ایالات متحده آمریکا گواهینامهٔ طلا گرفت. دومین تک آهنگ او با نام کاهش سرعت در ماه ژوئن سال 2013 منتشر شد. همچنین آلبوم خود با نام رقص ستاره ها را در تاریخ 23 ژوئیه 2013 منتشر خواهد
رونق صحنه در روزهای داغ
تئاتر از اجراهای چهار ماه اخیر و مقایسه آن با چند سال اخیر، نشان دهنده رشد استقبال از این هنر در میان جامعه و هنردوستان است. در ادامه پویایی گروه های تئاتری در سال تئاتر، در هفته جاری نیز اجراهای متعددی روی صحنه رفته یا می رود تا همزمان با پایان ماه مبارک رمضان و آغاز دومین ماه تابستان، موج تازه تئاترهای تابستانه بر صحنه های تئاتر آغاز شود. آغاز موج تازه اجراهای تئاتر در تابستان، با حضور
کنسرت تولد سیروان و آغاز تور کنسرت های محسن یگانه و مازیار فلاحی
بعد از استراحت یک ماه به مناسبت ماه مبارک رمضان حوزه موسیقی با قدم گذاشتن در ماه پنجم سال، رنگ تابستانی به خود گرفته و پا به یک ماراتن یک ماه خواهد گذاشت. مردادماه امسال شاهد کنسرت های مختلف و متفاوتی در بخش پاپ خواهیم بود که در ادامه این گزارش به آن ها اشاره خواهیم کرد: سعید شهروز با گروه غزلک روی صحنه می رود سعید شهروز با همراهی گروه غزلک اول مردادماه در نمایشگاه بین
برگزیدگان موسیقی ایران در سال 93 را انتخاب کنید
بندی رسید که نوازندگان برگزیده سال 93 در مشورت باتعدادی سرپرست و رهبر ارکستر فعال موسیقی انتخاب شوند و این بخش به جای ماهیت رقابتی، جنبه تقدیری از نوازندگان فعال و توانمند موسیقی پیدا کند. به این ترتیب، از تعدادی سرپرست و رهبر ارکستر فعال مشاوره گرفته می شود و در نهایت چند نوازنده سازهای ایرانی و غیرایرانی در سومین جشن موسیقی ما مورد تقدیر قرار خواهند گرفت. تبصره 3: رأی کارشناسان گرامی
روانشناسی شخصیت محمدرضا پهلوی /محمد رضا پهلوی در سفر ی که هر گز بازنگشت!!!
بازخوانی تاریخ جزییات آخرین لحظه های شاه در ایران فرح در خاطرات خود آخرین لحظات شاه در ایران را اینگونه روایت می کند : عزیمت اشک آلوده محمدرضا و من در 26 دی ماه 1357 انجام شد. دخالت امریکا در امور داخلی ایران به اندازه ای رسیده بود که دیگر حتی ما را هم در جریان امور قرار نمی دادند، مثلا ژنرال رابرت هایزر مدتها بود به ایران آمده و فعالیت می کرد در حالی که ما اصلا اطلاع نداشتیم . وقتی محمدرضا فهمید ژنرال هایزر در تهران است بیشتر مشکوک شد و به من گفت: به محض اخذ رای اعتماد توسط بختیار کشور را ترک خواهیم کرد. ما در روزی که بختیار به مجلس رفته بود در فرودگاه بودیم و جریان مجلس را از طریق تلفن بی سیم گوش می کردیم. محمدرضا بیم آن را داشت که ما به سرنوشت ژنرال داوود خان رئیس دولت افغانستان که به اتفاق تمام اعضای خانواده اش اعدام شد دچار شویم. خوشبختانه محمدرضا با پیش بینی درست از ماه ها قبل همه اعضای خانواده دیبا و پهلوی را به خارج فرستاده بود فرزندانم در امریکا بودند بیشتر اعضای خانواده محمدرضا هم به جز والاحضرت شمس و شوهرش در امریکا بودند و جایشان امن بود. اما من و محمدرضا ماهها بود از وحشت این که به دست انقلابیون بیفتیم خواب راحت نداشتیم. روزی که برای خروج از کشور به فرودگاه رفتیم (26دیماه57) ارتشبد قره باغی آمد جلوی هلی کوپتر و احترام کرد .بعد سپهبد بدره ای جلو آمد و من و محمدرضا را بوسید. محمدرضا به قره باغی و بدره ای ، خسرو داد ، ربیعی و اسیر افسران عالی رتبه حاضر در پاویون سلطنتی گفت: ما برای مدت کوتاهی استراحت می کنیم تا ببینیم چه می شود؟ افسران حاضر مثل بچه های کوچک گریه می کردند. سپهبد ربیعی فرمانده نیروهای هوایی دست محمدرضا را گرفته بود و رها نمی کرد. عده ای خود را روی پای محمدرضا انداخته بودند. محمدرضا به عنوان آخرین دستورات به آنها گفت: ما در این شرایط احتیاج به نهایت میهمن پرستی شما داریم. قره باغی با صدای نسبتا بلند گفت: اعلیحضرت چه دستور می دهند؟محمدرضا گفت: ابتکار عمل به دست خود شما است همان که گفتم احتیاج به میهن پرستی در نهایت معنی آن داریم امیدواریم خودتان را نشان بدهید. محمدرضا از آن که مجبور به ترک وطن شده بود به شدت متاثر و ناراحت بود ساعت از یک بعد از ظهر گذشته بود که ما در میان بدرقه دکتر شاهپور بختیار (نخست وزیر) دکتر جواد سعید (رئیس مجلس شورای ملی) دکتر علی قلی اردلان (وزیر دربار) و فرماندهان عالی رتبه ارتش و گروهی از رجال و شخصیت های مملکتی فرودگاه مهر آباد تهران را ترک گفتیم. محمدرضا در گفتگوی کوتاهی که پای پلکان هواپیما با خبرنگاران انجام داد گفت: برای چند روز استراحت به اسوان (مصر) می رود او اضافه کرد همان طور که در موقع تشکیل این دولت گفته بودم مدتی است که احساس خستگی می کنم و احتیاج به استراحت دارم ضمنا گفته بودم بعد از این که خیال ما راحت شود و دولت مستقر شود به مسافرت خواهم رفت و این سفر اکنون آغاز می شود. امروز با رای مجلس شورای ملی که پس از سنا داده شد امیدوارم که دولت بتواند هم در جبران گذشته و هم در قانون گذاری آینده موفق شود و برای این کار ما مدتی به همکاری و حسن وطن پرستی به معنای اشد کلمه احتیاج داریم سخن دیگری غیر از حفظ مملکت و انجام وظیفه بر اساس میهن پرستی ندارم... محمدرضا همین اندازه گفت که خسته است و برای معالجه کشور را ترک می کند و از پاسخ به این پرسش که کی باز خواهد گشت خودداری نمود و گفت که این به وضع مزاجی اش بستگی خواهد داشت. محمدرضا در حالی که از پلکان هواپیما بالا می رفتیم گریه می کرد. در هواپیما خودش به کابین خلبان رفت و هدایت هواپیما را به عهده گرفت و تا فرودگاه اسوان بدون استفاده از خلبان اتوماتیک شخصا هواپیما را هدایت کرد. ما پنج روز در مصر بودیم اما امریکایی ها به ما دستور دادند تا خاک مصر را ترک کنیم در روز پنجم سفیر امریکا به دیدار محمدرضا در اسوان آمد و بدون مقدمه چینی ها تشریفاتی به صراحت گفت شما باید فردا صبح خاک مصر را ترک کنید. تاریخ اساطیر سرزمین آموزش آواز در باب ققنوس مرغ مشهور می گویند که موسیقی دانان هندی چندی از دستگاه های موسیقی خود را مدعی هستند که از ققنوس آموخته اند . مجمل احوال این حیوان آنکه ققنوس مرغی است در یکی از جزایر هندوستان ، طاق است ، او را جفت نباشد و هزار سال عمر می کند و چون نزدیک به مردن رسد ، سه روز قبل از موت ، هیزم بسیار جمع کرده ، بر سر هیمه نشیند ، و نزدیک هزار سوراخ در منقار اوست ، شروع به خواندن می کند ، و هر گونه آواز از منقار او بیرون آید ، و جمیع وحوش و طیور آن صحرا نزد آن مرغ جمع شوند ، بعضی از آواز او مدهوش شوند و برخی بمیرند . و چون وقت فوتش در رسد ، بال و پر بر هم زند ، و آتشی از بال او بجهد و به هیزم افتد و آن مرغ را بسوزاند و خاک و خاکستر گرداند ، آنگاه بادی بوزد و از زیر خاکستر ققنوسی دیگر پیدا شود . برهمن های هند و ریاضت کشان آن دیار به آن جزیره رفته و علم موسیقی را از آن مرغ فرا گرفته اند به نقل از کتاب ریاض السیاحه مستعلی شاه تلخک شیخ عطار و طنازی موقع شهادت نقل است که شیخ عطار در زمان فترت چنگیز خان به دست لکشر مغول اسیر شد و در قتل و عام شهید گشت و سسب شهادت او آن بود که طوطی روح مبارکش از زندان قفس بدن ملول شده ، می خواست که به شکرستان وصال رسد . گویند که مغولی می خواست که شیخ را به قتل برساند و مغول دیگر گفت : این پیر را مکش که خونبهای او هزار درهم بدهم . مغول خواست که ترک قتل شیخ نماید . شیخ گفت : مفروش که بهتر از این خواهندم خرید. شخصی دیگر گفت که این پیر را نکش که به خونبهای او یک توبره کاه می دهم . شیخ گفت : بفروش که به از این نمی ارزم ... سرباز مغول از این شوخی و حرکات شیخ خشمگین شده شمشیر کشید و شیخ شربت شهادت نوشید . به نقل از تذکره دولتشاه شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت... از 26 دی 1357 که محمدرضا پهلوی در بحبوحه انقلاب اسلامی از ایران گریخت تا 5 مرداد 1359 که در بیمارستان رمادی قاهره درگذشت، در سرگردانی و آوارگی بود. او در اولین مرحله از سفر بدون بازگشت خود وارد آسوان مصر شد و به هنگام ورود به مصر مورد استقبال رسمی و تشریفاتی انورسادات رئیس جمهور این کشور قرار گرفت. سادات، میهمانان را به هتلی در یک جزیره مصنوعی در وسط رود نیل انتقال داد. شاه یک هفته در این هتل اقامت کرد. سپس در دوم بهمن 1357 با بدرقه رسمی سادات، مصر را به قصد مراکش ترک کرد. گرچه شاه به دعوت پادشاه مراکش به آن کشور رفت ولی در رباط از آن تشریفات رسمی که در مصر به عمل آمد خبری نبود. ملک حسن پس از دیداری کوتاه و رسمی با شاه، ترتیب انتقال وی و همراهانش را به کاخ جنانالکبیر در حومه پایتخت داد. شاه 67 روز در این کاخ که در وسط باغ بزرگی بنا شده بود، ماند. در طول این مدت از یکسو امامخمینی از نوفللو شاتو به تهران آمد و 10 روز بعد انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 به پیروزی رسید و از سوی دیگر در مدت زمان دو ماهه اقامت شاه در مراکش، اکثر درباریان و اطرافیان شاه که وی را در خروج از ایران به مصر و از آنجا تا مراکش همراهی کرده بودند، به تدریج او را رها کرده و رهسپار اروپا و امریکا شدند. تنها جمعی از خدمه بودند که شاه را هنگام ترک مراکش همراهی کردند. از سوی دیگر دولت مراکش نیز به دلیل آنکه تصمیم گرفته بود روابط سیاسی با جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند مایل نبود اقامت شاه طولانی شود. این موضوع را خود شاه و اطرافیانش نیز از فحوای مقالات مطبوعات مراکش فهمیده بودند. شاه تصمیم داشت رهسپار آمریکا شود اما مقامات آمریکائی به دلیل اوجگیری بحران سیاسی در روابط تهران و واشنگتن، مایل به پذیرائی از وی نبودند. اردشیر زاهدی از جمله کسانی بود که در آن روزها دائماً در تلاش برای یافتن جائی جهت اقامت شاه بود. او که در سنموریتس سوئیس و همچنین در کنار دریاچه ژنو، 2 خانه ویلائی داشت تصمیم گرفته بود شاه را به آنجا انتقال دهد اما دولتمردان سوئیس مایل نبودند روابطشان با دولت جدید ایران به خاطر وفاداری به رئیس یک دولت سرنگون شده به خطر بیفتد. محمدرضا پهلوی در شرائطی که نتوانسته بود کشوری را به عنوان پناهگاه بیابد، به پیشنهاد مشترک راکفلرو کیسینجر مجبور شد به باهاما در آمریکای مرکزی،1 برود. این سفر با هواپیمای اختصاصی شاه حسن مراکشی صورت گرفت زیرا خلبان معزی چند روز پس از آنکه شاه و همراهانش را به رباط رساند، با موافقت شاه، مراکش را به مقصد تهران ترک کرد. 2 هواپیما صبح روز 10 فروردین 1358 فرودگاه رباط را به مقصد جزایر باهاما ترک کرد. در فرودگاه باهاما هیچ یک از مقامات دولتی برای پذیرائی از شاه حضور نیافتند و شاه و همراهان توسط رابرت آرمائو عضو ارشد سیا و دوست اشرف پهلوی به مقصد از پیش برنامهریزی شده هدایت شدند. شاه، همسرش و یک پیشخدمت به یکی از جزایر و بقیه همراهان به جزیره دیگر برده شدند. به شاه و فرح اجازه خروج از جزیره داده نشد. شاه 70 روز در این جزیره به سر برد. انتشار خبرهای مربوط به برقراری نظام جمهوری اسلامی در 12 فروردین 1358، شناسائی جهانی جمهوری اسلامی ایران، اعدام هویدا و امرای ارتش شاه در ایران، ورود عرفات به تهران، تبدیل سفارت اسرائیل به سفارت فلسطین، تعقیب بینالمللی شاه و تشدید بیسابقه مراقبتهای امنیتی برای حفظ جان شاه و ممانعت از ربوده شدن وی، بدترین خبرها و رویدادهائی بود که شاه طی 7 هفته اقامت خود در باهاما با آنها مواجه شده بود. علاوه بر این، در همین مجمعالجزایر بود که شاه توسط پزشکان اعزامی از فرانسه، از بیماران سرطان لنفاویش مطلع شد. 3 شاه و باقیمانده همراهان روز 20 خرداد 1358 با یک هواپیمای کرایهای از باهاما راهی مکزیک شدند و در یک خانه ویلائی که قبلاً برای اقامت آنان در نظر گرفته شده بود، مستقر شدند. گفته میشود وزارت خارجه مکزیک مایل به ورود شاه نبود اما خوزه لوپز پورتیلو رئیسجمهور آن کشور تحت فشار آمریکا مجبور شده بود، وی را در حومه مکزیکوسیتی برای مدتی اقامت دهد. شاه و معدود همراهان وی مدت 4 ماه در این اقامتگاه ماندند. در دوازدهمین روز اقامت آنان در مکزیک دوم تیر 1358 انورسادات از پارلمان مصر تقاضا کرد قطعنامهای تصویب کند و به شاه اجازه دهد تا به عنوان پناهنده سیاسی برای همیشه در مصر بماند. در پارلمان مصر از این پیشنهاد با کفزدنهای بسیار، استقبال شد. 4 هفته پس از ورود شاه به مکزیک بیماری وی تشدید شد. او یک تومور سرطانی بدخیم در ناحیه گردن داشت و از یرقان شدید نیز رنج میبرد. پس از 4 ماه اقامت در مکزیک وی مطلع شد که دولت کارتر با سفر او به آمریکا صرفاً با هدف معالجه بیماریش موافقت کرده است. از این رو در 30 مهر، مکزیکوسیتی را به مقصد بیمارستان نیویورک همان بیمارستانی که 17 ماه پیش امیراسدالله علم وزیر پیشین دربار به بیماری مشابهی در آن درگذشت 4 تر ک کرد و به مدت 54 روز در آنجا بستری شد در این مدت دو بار تحت عمل جراحی طحال و کیسه صفرا قرار گرفت. کمتر از دو هفته پس از ورود شاه به این بیمارستان، سفارت آمریکا در تهران به تصرف دانشجویان مسلمان پیرو خط امام در آمد و این امر بیش از پیش کارتر را به صحت دیدگاههایش که مایل نبود شاه به آمریکا بیاید، متقاعد کرد. دستور مسدود ساختن دارائیهای ایران در بانکهای آمریکائی 22 آبان 1358 واقعه دیگری بود که اوضاع را پیچیدهتر کرد. مشاهده خشم ضد آمریکائی مردم ایران و اصرار آنان برای تحویل گرفتن شاه، از تلویزیون اتاق بیمارستان نیویورک از جمله مهمترین نگرانیهای شاه بود. علاوه بر این خبر آزاردهنده دیگر این بود که به شاه اطلاع داده شد به محض بهبودی نسبی باید خاک آمریکا را ترک کند. در همین حال سفیر مکزیک نیز به همراهان شاه اطلاع داد که بعد از تصرف سفارت امریکا در تهران، دولت مکزیکوسیتی به خاطر حفظ روابط سیاسی خود با حکومت تهران مایل به میزبانی مجدد شاه نمیباشد. بدترین لحظه شاه و همسرش زمانی بود که در 11 آذر 58 از بیمارستان نیویورک مرخص شدند ولی هنوز مقصدی برای سفر نداشتند. در نتیجه آنان با یک هواپیمای نیروی هوائی آمریکا به مقصد تکزاس پرواز کردند تا 2 هفته باقی مانده از روادید خود را در آنجا در داخل آپارتمانی کوچک بگذرانند. اما در حین راه به همراهان آمریکائی خبر رسید که آپارتمان مزبور هنور آماده نیست. در نتیجه شاه و همسرش به مکانی که بعداً معلوم شد، تیمارستانی برای نگهداری بیماران روانی است برده شدند. با ورود به این مکان همسر شاه برای نخستین بار با داد و فریاد به همراهان آمریکائی خود اعتراض کرد و گفت: آیا ما در اینجا زندانی هستیم؟ آیا کارتر ما را زندانی کرده است؟ ما در این جا دیوانه خواهیم شد؟ باید بیرون برویم و .......... 5 برای فرونشاندن اعتراضات همسر شاه تلفن در اختیار وی گذاردند و او توانست بستگان خود را در جریان قرار دهد. پس از چند ساعت آنان به آپارتمان مورد نظر در پایگاههای نظامی لک لند تکزاس برده شدند. مقامات آمریکائی با پایان مهلت اقامت شاه در آمریکا به وی اطلاع دادند که به دلیل عواقب ناشی از تصرف سفارت آمریکا در تهران امکان تمدید روادید وی وجود ندارد و به همین دلیل در پاناما جائی مناسب برای اقامت وی و همسرش در نظر گرفته شده است. شاه که غیر از پذیرفتن، چاره دیگری نداشت به اتفاق همسرش در 24 آذر 1358 با هواپیمای نیروی هوائی آمریکا از فرودگاه تکزاس به پاناما در آمریکائی مرکزی برده شدند. وقتی شاه و همسرش در فرودگاه پایگاه هوائی هوارد در پاناما سیتی از هواپیما خارج میشدند جز جمعی از سربازان گارد ملی پاناما، افسران امنیتی ، دستیاران عمر توریخوس 6 و سفیر آمریکا کسی در فرودگاه نبود. شاه، همسرش و پزشک مخصوص آنها با هلیکوپتر از فرودگاه به یک پایگاه در جزیرهای به نام کونتا دورا متعلق به پاناما انتقال داده شدند. توریخوس روز 25 آذر به ملاقات شاه آمد. او در پایان این ملاقات به یکی از مشاورینش گفت شاه مانند پرتقالی است که تا آخرین قطره آبش را گرفتهاند و تفالهاش حتی به درد غذای خوکها هم نمیخورد. این سرانجام کسی است که کشورهای بزرگ او را چلاندهاند، شیرهاش را کشیدهاند و تفالهاش را دور انداختهاند. 7 شاه و همسرش در پاناما با دو دردسر عمده مواجه شدند. نخست شدت گرفتن بیماری شاه که وی مایل نبود پزشکان پانامائی بدون اطلاع از ماهیت و عمق بیماریش معالجات را از صفر شروع کنند؛ او بویژه از نگرانی پزشکان پانامائی از عواقب جراحی خبر داشت. دیگری اطلاعاتی بود که براساس آن مقامات وزارت خارجه دولت ایران در تماس مداوم با مقامات پانامائی بودند تا بتوانند راهی برای استرداد شاه بیابند.8 راه رهائی از این دو دردسر، خروج شاه و همسرش از پاناما بود. با همه این مشکلات، شاه و همسرش 100 روز در پاناما ماندند و سپس به اصرار رئیس جمهور مصر و همسرش، روز سوم فروردین 1359 با یک هواپیمای پانامائی رهسپار قاهره شدند. این بار نیز در فرودگاه مصر انورسادات و همسرش استقبال رسمی از شاه به عمل آوردند. شاه روز 8 فروردین در بیمارستان معادی قاهره تحت عمل جراحی طحال و کبد قرار گرفت. آزمایشهای انجام شده بر روی بافتها نشان میداد سرطان بدخیم تمامی سیستم خون و کبد وی را فرا گرفته است. با ورود شاه به مصر مجلس نمایندگان این کشور نیز دستور رئیسجمهور در مورد تصویب طرح اعطای پناهندگی به شاه را به اجرا در آورد. ورود شاه همچنین از یکسو خشم مردم ایران علیه آمریکا و حکومت مصر را برانگیخت و از جانب دیگر سبب رنجش خاطر گروههای اسلامی مصر گردید و تظاهراتی را در قاهره و چند شهر دیگر با هدف واداشتن دولت به اخراج شاه براه انداخت. تشخیصهای گروهای مختلف پزشکی راجع به درمان شاه و تجویز راهحلهای مختلف، خود یکی از عوامل نگران کننده برای شاه بود. شاه در مصر دو بار مورد عمل جراحی قرار گرفت و بهبود نیافت. او در کاخ قبه که معمولا در اختیار سران کشورهای بازدید کننده از مصر قرار میگیرد برده شد. آخرین مصاحبه شاه قبل از مرگش، در خرداد 1359 در همین کاخ صورت گرفت. وی در این مصاحبه که با کاترین گراهام مدیر مؤسسه مطبوعاتی واشنگتن پست انجام داد، از بیمهری رهبران دولتها که مایل به پذیرفتن وی نبودند، از فرصتطلبی دولتمردان آمریکائی و انگلیسی و از اینکه در برابر انقلاب ایران دست به کشتار بیشتر و بیرحمانه تر نزد اظهار تاسف کرده است. حال عمومی شاه در اقامت دومش در مصر هفته به هفته و ماه به ماه وخیمتر شد. آزمایشات انجام شده در ماههای خرداد و تیر 1359 نشان میداد که عفونت تمامی بدن وی را احاطه کرده است. در اولین روزهای مرداد تیم پزشکی اعزامی از فرانسه نسبت به نجات جان شاه اظهار ناامیدی کرد و محمدرضا پهلوی 4 ماه پس از سفر دوم خود به مصر در 5 مرداد 1359 درگذشت .جسد شاه در مسجد زیدالرفاعی، جائی که معمولاً اجساد پادشاهان مصر در آن دفن میشد، به خاک سپرده شد. جنازه رضاخان پدر شاه نیز که در 1323 در آفریقای جنوبی درگذشت برای مدت 6 سال در مصر و در همین مسجد نگهداری میشد.9 شاه در حالی درگذشت که 9 ماه از گروگانگیری دیپلماتهای آمریکائی در تهران میگذشت و استرداد شاه به ایران از جمله شرائط آزاد کردن دیپلماتها اعلام شده بود. از این رو هیچ یک از کشورها حاضر به پذیرفتن شاه نبود. ...
چکناواریان: می خواهم آزاد باشم
این آهنگساز پیشکسوت و رهبر ارکستر که قرار است آثارش به زودی توسط ارکستر سمفونیک البرز اجرا شود، در سخنانی گفت: من از دست اندرکاران این ارکستر تشکر می کنم که می خواهند آثارم را اجرا کنند. به هر حال هر آهنگسازی دوست دارد که کارهایش دیده شود. او ادامه داد: هر اثری که نوشته ام تحت تأثیر این مردم و همین فرهنگ بوده است و من دلم می خواهد مردم این کارها را بشنوند. چکناوریان در پاسخ
فیسبوک عضو هفتم گروه بمرانی بود
.... بعد او این کار را کرد و مشکل نویز صدابرداری حل شد! (همه می خندند) انتشار آلبوم جدید مهدی یراحی به روزهای پایانی خردادماه 1394 موکول شد . آلبوم از عشق حمید عسکری فردا (5 خرداد) منتشر می شود محمدجواد وزیر امور خارجه ایران در کنسرت ارکستر سمفونیک البرز با اجرای آثاری از هوشنگ کامکار حاضر شد. این اجرا در دومین شب از خرداد ماه در حالی روی صحنه رفت که جواد ظریف، وزیر امور خارجه محبوب ملت ایران در این برنامه به عنوان مهمان ویژه حضور داشت. مهران دوستی گوینده سرشناس رادیو درگذشت آلبوم های جدید حمید عسکری و علی عبدالمالکی روز 5 خرداد منتشر می شوند ...
چکناواریان: امیدوارم باز هم چوب رهبری را به دست بگیرم
موسیقی ما - ارکستر سمفونیک البرز با رهبری سهراب کاشف که پیش از این در اولین کنسرت خود قطعاتی از هوشنگ کامکار را اجرا کرده بود، حالا این بار در دومین پروژه از شب آهنگسازان ایرانی ، آثاری از لوریس چکناواریان را روی صحنه خواهد برد. در این برنامه اپراها و سمفونی های چکناواریان همچون بخش هایی از عاشقانه های این آهنگساز و بخش هایی از قطعات پرویز و پریسا ، رستم و سهراب ، آرارات و کوروش کبیر به رهبری
یادمان جهان پهلوان تختی در نت های چکناواریان
با اجرای ارکستر بزرگ کومیتاس ارمنستان اجرا کرد که در سال 1390 توسط انتشارات آوای باربد با نام کنسرت شهرام ناظری و لوریس چکناوریان منتشر شد. کنسرت شب آهنگسازان ایرانی توسط ارکستر سمفونیک البرز ساعت 21:30 جمعه (8 مرداد) در برج میلاد برگزار می شود و قرار است که سهراب کاشف اجرای قطعاتی از چکناواریان را رهبری کند. ارسلان کامکار نیز دستیار رهبر ارکستر(کنسرت مایستر) این اجرا است . وی
سوگ شهلا را به سمفونی تختی اضافه کردم
مختلف موسیقی چه تشکل های صنفی موسیقی و چه ارگان های دولتی بخش موسیقی بازار موسیقی را آشفته کرده است، بیش از 2 هفته است که به دفتر موسیقی درخواست مجوز داده ایم ولی هنوز از اماکن مجوز نگرفته ایم. وی خاطر نشان کرد: استعلام هنرمندان برای چیست؟ چرا نوازندگان ارکستر 30، 40 نفره که روی صحنه می روند باید تمام مشخصاتش ارایه و بررسی شود. وقتی نوازنده ای در تالار وحدت می نوازد و در ارکستر صدا و
شهردار کرج: امدادرسانی تیم های عملیاتی و امدادی مدیریت شهری به سیل زدگان بی وقفه ادامه دارد
به گزارش خبرآنلاین البرز و به نقل از پایگاه خبری مدیریت شهری کرج، یکشنبه مورخ 28 تیر ماه سال جاری بود که به یکباره هوای شهر کرج و روستاهای جاده چالوس تیره و تار شد و بارندگی شدیدی آغاز گردید که در عرض چند ساعت تبدیل به سیلاب در معابر شهر و از همه مهمتر روانه شدن سیل ویرانگر در برخی روستاهای جاده چالوس از جمله سیجان شد. به دنبال وقوع این بلای طبیعی و وارد آمدن خسارت های شدید مالی و جانی
خودم را زندانی کردم تا آهنگسازی کنم/ با هیچ قدرتی نمی توان هنرمند را خرید
چکناوریان را اجرا می کنم از کودکی آثار ایشان را گوش می دادم و از اینکه قرار است تفسیر شخصی خودم را از آثار چکناوریان ارائه دهم بسیار هیجان دارم. محمدحسین تفرشی در خصوص نوازندگان ارکستر البرز گفت: اساسا اعتقاد دارم دست هیچ هنرمندی را نمی توان بست سابقه فعالیت ارکستر ما به زمانی که ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی تعطیل بود برمی گردد ما در این ایام تعطیلی ارکسترها کارمان را ادامه دادیم و
شهیار قنبری: اول آرتیست شوید، بعد ترانه بنویسید
کرده و گفته ریشه ی تمام کارهای من، همان کوردهایی است که آن پسر یادم داد. روز چهارم هم که زنگ می زند به شماره ای که پسر داده بوده تا قرار بگذارند، کسی گوشی را برمی دارد و می گوید این پسر مُرد! و کوهن تعریف می کند که قضیه به همین شکل عجیب و غریب و اسرارآمیز برای من باقی ماند. چون حتا اسم آن پسر را نمی دانستم و هنوز هم نمی دانم. اما پسری آمد با موی بلند و ساز خوب که من را مسحور کرد و به من چند کورد یاد
یک تجربه جدید با خالق نه فرشته ام، نه شیطان
عنوان مخاطب در این سال ها با آن مواجه بوده ایم، قرار می گیرد؟ شاید هیچ کجا. این کار حتی برای خودم هم، کاملا فضای متفاوتی دارد و صرفا گریزی برای انجام تجربه ای جدید است. اینکه نتیجه اش چه خواهد شد و چه اتفاقی خواهد افتاد را نمی دانم؛ تنها با قطعیت می توانم بگویم روند کار به لحاظ ساختار موسیقایی، ادامه کارهای قبلی ام نیست و درواقع در حال تجربه چیزهای دیگر چه به لحاظ ترکیبِ سازی و چه به لحاظ
هدیه یک ایرانی از فرانکفورت برای شهدا
معصومه رامهرمزی نویسنده دفاع مقدس از جمله نویسندگانی بود که سال گذشته در نمایشگاه کتاب فرانکفورت 2014 حاضر شد و در مراسم رونمایی از ترجمه انگلیسی کتابش یکشنبه آخر شرکت کرد. رامهرمزی سفرنامه ای از حضور در کشور آلمان نوشته است. تاکنون چهار بخش از این سفرنامه منتشر شده و اکنون قسمت پنجم آن منتشر می شود: روز پنجم: از پشت شیشه جوان هایی را می بینم که در گروه های چند نفره و با سر
اعتراف صابر ابر به یک نداشته هنری
اما به دلیل طولانی شدن پروسه مجوز که هم باید از مرکز هنرهای نمایشی و هم دفتر موسیقی اخذ می شد، تصمیم گرفتیم تا در این اجرا بیشتر به فضای موسیقایی اثر توجه کنیم. این آهنگساز ادامه داد: ذهنیت اول این کار از اپرا شکل گرفته که به نوعی برداشتی آزاد از داستان شیخ صنعان عطار نیشابوری است که ما بیشتر بخش های عاشقانه آن را مدنظر قرار دادیم و طبق مطالعاتی که داشتیم، قسمت طلب هفت شهر عشق این
آلبوم هزارتوی قفقاز به آهنگسازی افشار نامور منتشر شد
خارجه ایران در کنسرت ارکستر سمفونیک البرز با اجرای آثاری از هوشنگ کامکار حاضر شد. این اجرا در دومین شب از خرداد ماه در حالی روی صحنه رفت که جواد ظریف، وزیر امور خارجه محبوب ملت ایران در این برنامه به عنوان مهمان ویژه حضور داشت. مهران دوستی گوینده سرشناس رادیو درگذشت آلبوم های جدید حمید عسکری و علی عبدالمالکی روز 5 خرداد منتشر می شوند
روایت مهیار علیزاده و صابر ابر از هفت شهر عشق
آوریم. متاسفانه صدور مجوز این برنامه اندکی به طول انجامید و اطلاع رسانی فروش بلیط دیر آغاز شد اما خوشبختانه تا این لحظه با فروش خوبی روبه رو بوده ایم. مهیار علیزاده ، آهنگساز و مدیر پروژه در شعله با تو رقصان در ادامه با توضیح در مورد این نوع اجرا و بیان اینکه ذهنیت اولیه آن از اپرا نشات گرفته شده گفت: این برنامه در واقع نوع خاصی از اجرا است که به شخصه تا به حال شاهد روی صحنه رفتن چنین اثری