چیزی که در قصه ها دیدید، خوشبخت تر بود و بی مسئله تر. و برای شما مواجهه با بغرنجی هایی که در سرنوشت نوبر همچنان ادامه داشت، سخت نبود؟ چرا. شاید اگر می خواستم به تنهایی به آینده او فکر کنم و آن را نشان بدهم، ماجرا برایم شکل دیگری داشت. چون فکر می کنم رنج های بشری بالاخره یک جا پایان می پذیرند و من ترجیح می دادم بخشِ پایان یافته این رنج ها را در زندگی نوبر نشان دهم.
1394/5/6 - 15:13 475415 به گزارش خبرنگار فرهنگی شبستان، شب گذشته کتاب یک نفس تازه با حضور شهرام ناظری، بابک دربیکی، شکیبا٬ حمید اسفندیاری٬ رامسری٬ محسنی٬ حمید باستانی پاریزی٬ فاطمه دانشور٬ درستکار٬ اشکان طاهری و جمعی دیگر از فعالان و دوستداران فرهنگ و هنر در محل تالار گوشه فرهنگسرای نیاوران، رونمایی شد. دربیکی: نفس تازه نوید بخش یک نفس تازه در حوزه نشر است دربیکی
شده بودم. وقتی به خانه می رسیدم کسی منتظر من بود و برایم غذا پخته بود و به من محبت می کرد. سال 1374 خداوند محمد را به ما داد. وی با بیان اینکه "از اینکه صاحب فرزند پسر شده بودم و نامم زنده می ماند خیلی خوشحال بودم"، گفت: شب ها وقتی از چوپانی بازمی گشتم سعی می کردم به همسرم کمک کنم و محمد را داخل گهواره قرار می دادم و برایش لالایی می خواندم. سال بعد خدا فاطمه را به ما داد. خوشبختی ما کامل
است و در کنار آن بعنوان سرمربی تیم فوتبال دامش تهران فعالیت می کند. او هنوز هم در کنار مستطیل سبز ایستاده و به فکر تربیت جوانان فوتبالیست است. اخلاق در زندگی و ورزش بهانه ای شد تا از نیما نکیسا دعوت کنیم که با حضور در خبرگزاری شبستان، به سوالات ما پاسخ دهد؛ در ادامه ماحصل این فتو از نظر می گذرد. فوتبال را از کجا شروع کردید؟ فوتبال را از 14 سالگی و با تیم پاس تهران شروع کرد
ساعتی هم منتظر شدم. - آهان، تو اومده بودی دنبالم؟ بچه ها گفتن یه آدم غریبه دنبالم می گشته. حالا چیکار داری؟ دنبال چی هستی؟ مواد و اینا که نمی خوای؟ لبخند پرسش گرانه ... - معلومه که نه فریبا خانوم! می خواستم اگه اجازه بدید با بعضی از مشتریاتون صحبت کنم. مثل اون موقعی که توی شلتر باهاتون صحبت کردم. می خوام زندگیشون رو بهم بگن و اینکه چی شد که مصرف کننده شدن.
تأثیر می گذارد. *تو با مشتقت وسختی بازیگر شدی اما در ایام جشنواره برخی همکارانت می گفتند تو در سینما جای خیلی ها را تنگ کرده ای؟ می گویند فلانی را برادرش آورده سینما ...... بازیگر نیست. تو خودت از این قبیل حرفها به گوشت نمی رسد؟ این برچسب ها همیشه هست که من به واسطه برادرم وارد سینما شدم. من می گویم اصلا اشکالی ندارد! من به این موضوع افتخار می کنم. به یک چیز دیگر هم افتخار می کنم و