از رباعی ها و دوبیتی هایش و مخلوط اینها را می گفت رباتی. یک رباعی هم داشت که این طور شروع می شد: من بیژن ارژنم شما کی هستین؟ چه جالب! ان شاءالله که این رباعی ها با نفس گرم روح پیدا کند و قوام بگیرد. مثل پرنده ای که دم مسیحایی بر آن دمیده شد و پرواز کرد. امروز حتی به نظر می رسد با حوصله ای که بر ساخته از عادت حضور در شبکه های اجتماعی است، کوتاه بودن قالب رباعی، مورد پسند سلیقه
این دیار به بیخ مشهور است، در آب خیسانده و پس از چند بار جوشاندن، در ظرف بزرگ سفالی به نام تغار می ریزند. مردان و جوانان فامیل با دسته ای از چوب های نازک درخت انار به نام دسته گز مایع مزبور را آنقدر هم می زنند تا به صورت کف درآید و این کار باید در محیط سرد صورت گیرد تا مایع مزبور کف کند. کف آماده شده با مخلوط کردن شیره شکر آماده خوردن شده و پس از تزیین با مغز گردو و پسته برای پذیرایی مهمانان برده می
بازار شعر طنز نیز گرم هست و شاعران فکاهه گو، غالبا بازتولید شاعری همچون نسیم شمال اند اگر چه بعضی از ایشان در دستیابی به عناصر شهودی و بهره مندی از تخیل، زیاد موفق ترند مثل محمدعلی افراشته که چندسالی اسمش بر سر زبان هاست اما زمان نشان می دهد که در شعر گیلکی موفق تر هست تا در شعر فارسی. این گروه از شاعران، همچون نسیم شمال، زیادتر روزنامه نگاری می کنند تا شاعری و نام شان با روزنامه ها و هفته نامه
رحیمی، دوست و همبازی صمیمی یادگار امام (ره) و همچنین زنده یاد حمید شیرزادگان هم در خاطرات خود به دستگیری اش زمانی که از امریکا به تهران برگشت، اشاره می کرد. شیرزادگان همچنین گواهی می داد یک بار مانوک خدابخشیان، گزارشگر سرشناس آن زمان تنها به این دلیل که در تلویزیون گفته بود حشمت مهاجرانی مربی خصوصی پسر محمدرضا پهلوی است و هر چقدر هم که با تیم ملی بد نتیجه بگیرد، برکنار نمی شود، تحت