سایر منابع:
سایر خبرها
بیوگرافی بهرام بیضایی؛ هنرمند سرشناس ایرانی
آشوری، محمدعلی سپانلو و مجید ارفعی همکلاس بود. وی نویسندگی را هم در همین سن شروع کرد و در سال های آخر دبیرستان، دو نمایشنامه نوشت. وی تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتهٔ ادبیات را ناتمام رها کرد و در سال 1328 به استخدام اداره ثبت اسناد و املاک شهر دماوند درآمد. در همین سال ها بود که در روستای گیلیارد یک تعزیه دید و پژوهش هایش را درزمینهٔ تعزیه شروع کرد. وی در سال 1341 به اداره هنرهای دراماتیک منتقل
نصف روز دخترم و نصف روز پسر
از انگ زدن برداریم و تلاش کنیم واقعیت وجودشان را درک کنیم. مجال یک ساعته تئاتر آنقدر نیست که بشود تمام حرف های خانواده را شنید. باقی سؤال ها موکول می شود به بعد از نمایش؛ همان وقتی که بازیگرها و بچه های ترنس دور هم جمع شده اند تا گپی بزنند و بار رنج روزها را کنار هم سبک کنند. شاهین خوش شانس بوده که خانواده ای دارد که حمایتش می کنند. پدرش، مصطفی رازانی می گوید: من سواد آنچنانی ندارم اما
هر روز با ستارگان مجازی (10)
اینو گفتیم که شما از نوادگان حضرت سلیمانین و زبان حیواناتو بلدین. دوست داریم به غیر از گنجشک ها، نظر سایر حیواناتو راجع به بارندگی برامون بگین. پوریا جان تا به حال کتک خوردی؟ پیشنهاد می کنیم به روزبه چشمی که شُل کنه. کاکو ما خیلی سِفتیم سالار جان تقصیر خودته خب. هرجا دعوتت می کنن بلند می شی میری نتیجه ش می شه همین! تولد و بزرگداشت دوست و هنرمند
قصه قدیمی کودکانه، زنان کوچک
یادم بیفتد که مثل بت، نباید خودخواه باشم. خانم مارچ گفت: بله، اما من به نمازخانة کوچک و عبادت بیشتر اعتقاد دارم. همان شب وقتی مگ برای پدرش نامه می نوشت تا خبر سلامتی مادرش را بدهد، جوزفین یواشکی به مادرش گفت: می دانید، تابستانِ ِ سال پیش مگ یک جفت دستکش در خانة آقای لارنس جا گذاشت ولی فقط یک لنگة آن برگشت. بعداً لاری به من گفت یک لنگة دیگر دستکش را در جیب ِ جلیقة آقای بروک دیده است و آقای
رضایت مادر شرط دفاع از حرم
سه نفر باشیم که می گفت یکی هم من، قبول نیست؟ که گفتم قبول است سه نفره جماعت می خواندیم. بعد از مدتی پدرش گفت حالا که این طور است، نماز خواندن را یاد بدهیم. که خیلی خوب یاد گرفت و نماز می خواند. چه سالی و کجا دنیا آمد؟ دی ماه سال 76 در قم و لحظه اذان صبح به دنیا آمد. لحظه تولد، پزشکم گفت لحظه اذان صبح است و فقط برای فرج امام زمان دعا کن. وقتی بچه دنیا آمد، او را در آغوش گرفت و گفت خدایا
سرود ملی - سر زد از افق - را چه کسی سرود؟
که در زمان خود به لحاظ امکانات و مسائل فرهنگی، فقیر بود. هر چند که عبدالملکیان اولین شعر خود را در سنین نوجوانی سرود. با این حال به خاطره عشق و علاقه به طبیعت که درشعرهایش نیز نمود دارد، به رشته کشاورزی رفت و در این رشته به تحصیل پرداخت. عبدالملکیان از همان ابتدا جزو حلقه شاعران حوزه هنری بود و اثار زیادی از او منتشر شده. جالب اینجاست، فرزندش گروس عبدالملکیان نیز در حال حاضر یکی از چهره های شناخته
مردی شبیه باران
بار از زمان گفتگو اشک، گوشه چشمش را خیس می کند. حرف را نیمه کاره رها می کند. دوباره به آشپزخانه می رود. متانت و کلامش برایم پررنگ تر می شود. نمی گذارد اشک هایش را ببینم. صدای شیر آب که قطع می شود برمی گردد. در نقطه ای از تاریخ ایستاده ایم که اسرا برگشته اند، اما از مفقود الاثرها خبری نیست. می گوید: پدرش همان سال فوت کرد و من هم از برگشتن مسعود دل کندم. دیگر همان قبر خالی و شب های جمعه بود. سعید به
از قهرمانی آسیا تا ترشی فروشی!
شوید خشک می کردم و می فروختم اما این کار دشوار بود و نتوانستم ادامه بدهم. چه مدت است به ترشی فروشی روی آورده اید؟ حدود چهار سال است این کار را می کنم. گاهی به قشم می روم و لباس می آورم تا به دوستان و آشنایان بفروشم. اما به هر حال این کار نیز مشکلاتی دارد. به عنوان مثال جای ثابتی ندارم که آنها را بفروشم. در خانه چقدر می توان به غریبه ها جنس فروخت؟ با این حال چون خودم دوست دارم که
تبعیض تابعیت
بازگردند. پدر من هم سن وسال کمی داشته و خیلی دوست داشته که بیاید ایران و امام روح الله را ببیند. آن زمان فضای ایران متأثر از انقلاب بوده و از مهاجران افغانستانی استقبال می کردند. خانواده پدربزرگم در مشهد ساکن می شوند. بعد که جنگ شروع شد، پدر من با انگیزه مذهبی تصمیم می گیرد که برود جنگ. اما چون سنش کم بوده نمی گذاشتند اعزام بشود، بالاخره با هزار ترفند پس از گذراندن آموزش های لازم نظامی عازم جبهه می
منصور بهرامی در گفت وگو با تنیسفا: وقتی من بازی می کنم همه برنده می شوند/ آرزویی جز سربلندی مردم کشورم ...
اجازه بازی هم نداشت و سهمش تنها یک تکه چوب بود که از آن به عنوان راکت استفاده می کرد و دیواری که یار تمرینی اش به حساب می آمد. در سال های ابتدایی دهه 50 اما بهرامی آرام آرام نام خود را بر سر زبان ها انداخت. در 16 سالگی به تیم ملی دعوت شد و بازی های درخشانی را برای ایران در کنار رفیق دیرینش زنده یاد درفشی جوان انجام داد. اما دقیقا در همین دوران، انقلاب اسلامی رخ داد و شرایط به کلی عوض شد. ورزش
دی ماه گرم تئاتری ها
نادر از سیمین ) و ماندانا کریمی (عروسک گردان) است. نصرت کریمی یکی از هنرمندان اصیل و فرهیخته کشور است که فعالیت هنری خود را سال 1321 در تئاترهای فردوسی، سعدی و جامعه باربد، به عنوان گریمور، بازیگر و گاهی کارگردان آغاز کرد. او فارغ التحصیل از هنرستان هنرپیشگی تهران و دانشکده سینمایی پراگ در رشته کارگردانی سینما و تلویزیون است. کریمی سال 1331 عازم اروپا شد و در ایتالیا به مطالعه تئاتر سینما
کنایه غیرمستقیم مدیری به سخنگوی قوه قضائیه
شب یلدا، گفت: یک جوری می گویند، شب یلدا یک دقیقه بیشتر از همه ایام سال است، که انگار ما برای ثانیه به ثانیه زندگیمان برنامه داریم. ما آدم هایی هستیم که 5 ساعت از روز خود را در ترافیک سپری می کنیم و وقت تلف شده در زندگی زیاد داریم. من اهل قضاوت نیستم و به داوری ها کاری ندارم؛ 35 دقیقه زلزله آمده و هیچ کس حرفی نزده است، اما در عوض داور ما بلد است سوت بلبلی بزند! در ادامه برنامه، مدیری با