به گزارش خبرنگار ایرنا، به درازای عمر دیکتاتورهای عراق از جمله صدام تکریتی، همیشه یک معادله تلخ که البته یک سر آن کرمانشاه بوده، برای مردم عراق از جمله کردها و عرب های شیعه رقم خورده و آن هم حمله و تعدی از طرف ارتش بعث و ویرانی خانه و کشتار مردم بی دفاع از یکسو و کمی این طرف تر، آغوش باز مردمانی مهمان نواز به نام کرمانشاه. تایید گر این ادعا، سخنان امروز نماینده اقلیم کردستان عراق در همایش
به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا به نقل از باوی نیوز ؛ حضور به موقع کادر مرکز بهداشت شهرستان باوی جان مادر باردار و نوزاد را از مرگ نجات داد. طی پیگیریهای پرسنل مرکز بهداشتی درمانی شهرستان باوی از عدم مراجعه یک مادر باردار به مرکز بهداشت باخبر می شوند که تیم سلامت همزمان متوجه وضعیت نامناسب مادر گردیده که سریعاً این تیم بصورت کامل و مجهز با مراجعه فوری به درب منزل بیمار زایمان را در
محوطه ی تئاتر شهر و خانه ی هنرمندان و..به یمن جشنواره ی تئاتر فجر مهمان تماشاچیان و علاقه مندان تئاتر است از دست ندهید ،از جمله اجراهای جالب توجه امسال نمایش (قصه نقش) به کارگردانی سعید کاظمیان از شهرستان گنبد کاووس می باشد که تلفیق دلنشینی از اجرا و موزیک دست یافته و به خوبی مظلومیت هنرمندان به طور خاص هنر قالی بافی را به اجرا در آورده است. کیوسک: (24) ماهنامه ی سینمایی موسسه همشهری، در
رفتی یادت هست در فلان منزل خسته بودی، نماز مغرب و عشایت را خواندی، شام خوردی و خوابیدی و زمانی بیدار شدی که آفتاب طلوع کرده و نماز صبح تو قضا شده بود؟ عرض کرد: آری، ای فرزند رسول خدا. حضرت فرمود: اگر خدا دنیا و آنچه را که در دنیاست به تو داده بود جبران آن خسارت ( قضا شدن نماز) نمی شد. (کتاب هزار و یک نکته درباره ی نماز) به نمازهای صبحمان بها دهیم نواز صبح مشهود
ناصح پور ثمره آن بود. بانوان هم آمدند از این پس بود که هر ساله جشنواره موسیقی فجر میزبان گروه های موسیقی از کشورهای مختلف دنیا بود و این روند ادامه داشت تا اینکه در سال 1376 جشنواره سیزدهم موسیقی فجر برای اولین بار بخشی تحت عنوان ویژه بانوان به آن اضافه شد که پس از انقلاب 57 در نوع خود بی نظیر بود در سالهای بعد هم در ادوار مختلف جشنواره موسیقی فجر شاهد ایجاد بخش هایی
مجروح شد و به بیمارستان بابل انتقال یافت، بعد از اصرار زیاد، مرا به سردخانه بردند، در که باز شد، دو جنازه را بیرون کشیدند، ملحفه ای که روی جنازه اولی بود را کشیدم، دیدم طاهره است، پیشانی اش را بوسیدم، یک تیر به گلویش و تیری دیگر به قلبش خورده بود. مریم براتی نیا در ادامه می گوید: تعدادی از ما، در خانه ماندیم و مشغول درست کردن ناهار و پذیرایی از مهمان ها شدیم، توی اتاق بودم که گوشی تلفن