برای همه و اجرای برنامه های طرح تعالی مدیریت مدرسه در 286 مدرسه دولتی استان در مهر 93 را حاصل تلاش همکاران اش در طول دو سال دولت پازدهم عنوان کرد. به گفته پاشایی، اجرای جشنواره انتخاب شورای معلمان برتر، همکاری با بنیاد شهید، کمیته امداد و بهزیستی در رسیدگی به دانش آموزان فرزند شاهد، ایثارگر، بی سرپرست و بدسرپرست، برگزاری مسابقات علمی و عملی هنرستان های فنی و حرفه ای، افتتاح و از سرگیری فعالیت
52ساله مصاحبه کردند. مصاحبه به شکل نیمه ساختاری و یک هفته پیش از آزادی و حدود 6 هفته پس از آن، انجام شد. یافته های مصاحبه نشان داد که زندگی شخصی بیشتر زندانیان مملو از مشکلات است. تاریخچه زندگی بسیاری از این افراد نشان دهنده فروپاشی روابط خانوادگی، رهاشدن در کودکی، سوء استفاده جسمی یا غفلت و سوء مصرف بیش از حد مواد مخدر و الکل در خانواده بوده است. همه مصاحبه شوندگان از
تصویب لایحه تأمین امنیت زنان در برابر خشونت) - ارائه نظرات کارشناسی درخصوص پیش نویس نهایی سند ماده 227 قانون برنامه پنجم (امنیت زنان و کودکان در روابط اجتماعی) - پیشنهادات اصلاحی در خصوص منشور حقوق شهروندی و جایگاه و حقوق زنان، کودکان و خانواده در آن و ارائه مشکلات اجرایی آن به معاونت حقوقی ریاست جمهوری ب) انجام اقدامات مشترک با همکاری دستگاههای متولی با هدف کنترل و کاهش آسیب
بیماران از محیط فیزیکی مراکز درمانی دانشگاهی وابسته به وزارت بهداشت را در پی داشته است. حضور پزشکان مقیم در بیمارستان های زیر پوشش وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی برای افزایش افزایش پاسخگویی 24 ساعته این بیمارستان ها و تضمین دریافت خدمات درمانی مناسب در ساعات عصر و شب و روزهای تعطیل و در همه نقاط کشور به ویژه در موارد اورژانس یکی دیگر از برنامه های طرح تحول است؛ در 15 ماهی که از اجرای
. جمله ها همه جا به نسبت بلند است و یک نفس خواندن آن دشوار: ماهیت طرح داستانی این قطعه های شبه فیلمنامه نویسی روشن نیست. در ظاهر آش در هم جوشی از ادراک های جزئی و فردی است: گفته بودم که حرف هایم از پشت خودم به این ایستگاه می رسد/ و مردن بیخ گوشت - گوشواره می کنی / چی ؟ / مادر تا ادب اش نکرده از سبیل خودش تاب می سازد که ... همه می گویند لک دارش فانتزی تر است / و من هنوز به حال
مضطرب و باشانه هایی افتاده به سمت تخت مادرم حرکت می کنم. این کلمات و جملات برایم غریب و ناآشنا نیست. بارها و بارها در یکسال و نیم گذشته که مشغول مداوای مادر سرطانیم بوده ام از این عبارات-خصوصا در بیمارستانهای دولتی- شنیده ام: نمی توانیم! اجازه نداریم!و... و من هم بارها چارت سازمانی و سلسله مراتب درمانی بیمارستان را دور زده ام پریشان و مضطرب از این بخش به آن بخش به دنبال استاد و رزیدنت ارشد دویده ام تا سوال و خواسته ام را برای درمان مادر رنجورم مطرح کنم یا آنان را با التماس بر بالینش بیاورم. روابط انسانی بویژه در بخش درمانِ بیمارستانهای دولتی روابطی پا ...