مهم نیست؛ اصلا مهم نیست. چگونه گفتن مهم است. درباره موضوع های بزرگ حرف زدن، ما را بزرگ نمی کند و اثرمان را حرف کوچک می شود زد اما عمیق. حرف بزرگ می شود زد و سطحی و حتی خواب آور. اندازه دهان حرف زدن اصل است و بلد بودن. یخبندان، به قول خودش و سازنده اش خیلی حرف های ملتهب اجتماعی می زند. حتی هشدار می دهد. البته فکر می کند که حرف زده و هشداری داده! که نه زده و نه داده. این نوع گفتن نان
بزنند. در اینجا هم بارانا خانم خسته و کوفته نشسته است. یاس، اولین خواننده رپ مجاز در کشورمان. مطمئناً حق شخص دیگری جز یاس نبود که این عنوان را تصاحب کند. با صدای خاص و اشعار تتاثیرگذارش. در اینجا هم در حال پرتاب کلمات به سمت میکروفن است. مریم امیرجلالی در کنار مقبره یکی از عزیزان و انتقادی عجیب از شهردار تهران. الآن مشکل کجاست مریم خانم؟! این که چراغ های بالای مزار را دله
روزنامه هفت صبح: هر نوشته ای نویسنده ای دارد. هر نویسنده ای حق دارد اسمش را پای مطلبش ببیند. نوشته هایی که در این صفحه می خوانید، Status های کپی پیست شده ای است که در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخیده و صاحبش را گم کرده. اگر شما نویسنده این آثار هستید، لطفا عصبانی نشوید. لبخند بزنید و به خواننده هایی فکر کنید که با خواندن نوشته هایتان لبخند می زنند و در دل تحسین تان می کنند. 1- بعضی
موضوع بود که من به طور خصوصی تذکر دادم، بعد ایشان خداحافظی کرد و رفت. وقتی مرحوم مطهری برگشت، به دیدن ایشان رفتم؛ آن هم در وقتی که کسی نبود، تقریباً اول شب بود، موضوعاتی را که گفته بودم، ایشان به امام گفته بودند و جواب هم گرفته بودند. دیدم آقای مطهری می گوید: آقا! من مبهوت هستم، گفتم: چرا؟ گفت: با وجود این همه نظامی های تا بن دندان مسلح، با آن همه حمایت های آمریکا و انگلستان و فرانسه نتیجه چه خواهد شد
. البته او هر از چندگاهی هم برای خواندن متن ترانه هایش به تلفن همراه خود نگاه می کرد که در همین حین علیرضا میرآقا با نگاهی طنز آمیز به او اشاره می کرد که باید از حفظ ترانه ها را بخواند. بنیامین بعد از پایان تمرین این قطعه است که به ما اشاره می کند این مکان استودیوی شخصی نیما وارسته است که بچه ها امروز به این بهانه دور هم جمع شدند تا علاوه بر تمرین، جشن تولد او را در کنار خانواده اش جشن
به گزارش پارسینه روزنامه اعتماد در مطلب طنزی به قلم شهرام شهیدی به ماجرای پیاده روی وزرای امور خارجه ایران و آمریکا توجه نشان داده و نوشته است: این روزها محمد جواد ظریف زیر تندترین انتقادها قرار گرفته. چرا؟ چون با جان کری قدم زده و یادآور ترانه آن خواننده غربت نشین شده که می خواند: با من قدم بزن... حالاکه با منی... ما دیدیم حالاکه منتقدان اَه اَه می کنند و موافقان بَه بَه ما هم از نماینده هر طیف
پیش از آنکه خواننده محترم پیش تر رود، ذکر این نکته لازم است که مطلب زیر، که نقدی است بر مقدمه محسن رنانی بر ترجمه کتاب سرمایه در قرن بیست و یکم ، بر اساس نسخه ای از مقدمه به رشته تحریر درآمده که پیش از چاپ کتاب برای نویسنده این سطور ارسال شده بوده است. باوجود اصرار نویسنده، دسترسی به متن نهایی مقدمه، یعنی متنی که خوانندگان نسخه کاغذی منتشرشده کتاب آن را خواهند خواند، به دلایل فنی و فشردگی زمانی
ادبیات شفاهی می رسد. چند ضرب المثل چند ترانه عاشقانه و یا بچگانه و چند لالایی و قصه ای از مادربزرگ و…و بعدها با پیدایش نمونه ها و سرمشق های تازه ای از ایرانیان و خارجیان، دامنه کار از این دو موضوع کمی فراتر رفت و برخی آداب پر سر و صدا و در دسترس همچون مراسم عقد و عروسی که خوشبختانه هم خرافه دارد و هم توصیفات شب زفاف نیز به آن افزوده شد. در نهایت با چند مطلب جسته و گریخته دیگر، چند بازی محلی و مراسم
مخاطبمان قرار گیرد. برنامه ویژه در سالروز ازدواج حضرت علی (ع) و حضرت زهرا (س) این خواننده درباره انتخاب عنوان هفته عشق ایرانی بیان کرد: این فضای یک موضوع اجتماعی است که شاید برای خیلی ها به عنوان خط قرمز به حساب آید اما ما دوست داریم در عین احترام تمام و کمالی که به روز عشق غربی می گذاریم به مردم دنیا و کشورمام ثابت کنیم روز سپندارمزگان قدمت 5 هزار ساله دارد که به نوعی تجلیل