منظورم هستید دیگه؟ خب جالب نیست دیگه. البته این طرح ها که شما کار کردید جالبه ها. دژاگه- مرسی. کمیته- بله من خودم از بچگی عاشق اژدها و اینجور چیزها بودم اصلا. یادمه تا خانم والده حواسش نبود، می رفتم سمت آشپزخونه و درواقع داوطلبانه فلفل می ریختم تو دهنم تا بلکه آتیش از دهنم بیاد بیرون. ها ها ها! دورانی بودها. اژدها موجود اساطیری زیباییه واقعا. دژاگه- مرسی. کمیته- می خواستم
/> پیتر بیلیش که به او قول همکاری داده خیانت می کند تا ادارد دستگیر شود. سرسی که از عاقبت کشتن مرد شجاعی که پدر زن پسرش جافری هم هست هراس دارد، به او پیشنهاد می دهد که با اعتراف به خیانت می تواند جان خود را نجات دهد و به نگهبانان شب بپیوندد، ادارد اول زیر بار نمی رود ولی بعد به خاطر دخترش این پیشنهاد را قبول می کند. او در مقابل همگان، اقراری دروغین می کند اما جافری که حالا پادشاه شده
. عبایش را هم می دهد به آن خانم و می گوید خودت را بپوشان. زن و مرد گریه شان می گیرد و به دست و پایش می افتند می گویند می خواهیم توبه کنیم. از این قصه ها زیاد است. بعضی از داستان های مرحوم قوام را اصلا نمی توان جایی نقل کرد یا درباره خود شهید بهشتی این قصه معروف است که در مناظره آیه قرآن را روی یک کاغذ تصحیح می کند و به کیانوری می دهد، بعد از مناظره کیانوری می گوید چرا این کار را کردی. تو
این ابتهاج برای این زن ناز می کند. نظرم این است که ترتیب وصلت شان را بدهم! . گفتم ابتهاج زن دارد، گفت: آنکه هیچ!!! گفتم: آذر هم شوهر دارد!!! گفت: این هم که هیچ!!! سپس اشرف به ابتهاج گفت: حالا شما دو نفر را تنها می گذارم اشرف و من از اتاق خارج شدیم و آن دو تنها ماندند. بعداً ابتهاج مرتب به خانه آذر می رفت و روابط پنهانی داشتند. ابتهاج ساعاتی به خانه آذر می رفت که می دانست شوهرش در سازمان برنامه کار
/> علاوه بر آن اصل 142 زمانی نوشته شده که به نظر می رسید؛ مسئولان همیشه مرد هستند و تصور مسئولیتی در این سطح بالا به خانم ها کمتر وجود داشت. حالا وقتی خانمی مسئولیت دارد، موضوع دارایی ها با یک پیچیدگی خاص روبرو می شود. مردان وظیفه تامین معیشت و نان آوری خانواده را بر عهده دارند و ممکن است؛ طی مسئولیت خانم شان از محل تلاش های خودشان اموالشان افزایش یابد و این ربطی به دارایی قبل و بعد مسئولیت
می شدند. ماموریت این ها بلند کردن دختر و پسر برای دربار بود. هر قدر هم که دختر و پسر محجوب تر و خجالتی تر بودند، خوراک این ها بود. برای چنین پسر یا دختری ضیافت های آنچنانی دربار مثل یک رویا بود. قرار بود با این پسر چه کنند؟ پنج تا خانم سناتور یا خانم وکلای مجلس با این پسر دوست می شدند و سر این قضیه بین زن ها دعوا راه می افتاد. واقعاً اینطور بود؟ بله، در مورد خود من، فیلم دایره می نا