شاه زبان فرانسه را آموخت وبرای پیشرفت وآموختن بیشترفنون نقاشی به ایتالیا وسپس فرانسه و درپاریس اقامت گزید.او پس از بازگشت به ایران پیشنهاد تاسیس مدرسه صنایع مستظرفه رابه دولت داد وشاگردان بسیاری را تربیت نمود.با اینحال زندگی او بسیار ساده وفقیرانه بود در زمان رضاشاه هرچه شاه اصرار کرد که تصویری از او بکشد هر بار بهانه ای آورد و انجام نداد.کمال الملک براثر حادثه ای یک چشمش را ازدست داد.او در
مشروطیت و بیست و پنج سال بعد از جنگ در ما شکل گرفته است که نمی توانیم آنها را تغییر دهیم. برای مثال امروز ما بالاترین مصرف سرانه شکر و تریاک، یکی از بالاترین مصرف های سرانه برق و به طور کلی انواع انرژی ها و از بالاترین مصرف های سرانه دارو را در دنیا داریم. بخش زیادی از هدررفت هزینه های امروز نتیجه ی رسوخ این بی ضابطگی های رفتاری در همه حوزه های زندگی ماست و امروز که نفت تمام شده است ما متوجه این
اینجا به طور عموم مرد و زن را در اکتساب فواید مساوی دانسته. در تفسیر مجمع البیان طبرسی رحمه الله در شأن نزول آیه گوید: نماینده زنان حضور رسول خدا (ص) آمد و عرض کرد: آیا پروردگار مردان و زنان یکی نیست و تو بر ما همه از زن و مرد فرستاده او نیستی؟ ما را چه رسیده که خداوند در قرآن نام مردان را می برد و نام ما را نمی برد. ما می ترسیم که خیری نداشته باشیم و نیازی به ما نباشد و این آیه نازل شد
می شوند و به هر بهانه ای، ماشه شان را می چکانند؛ گاه برای اعلام سرمستی جشن ازدواج، گاه به بهانه اعلام بزرگی فردی که رخت از جهان بسته و گاه به وقت نزاع! با این حساب عجیب نیست که ببینم نزاعی که چند صد تن در آن حضور داشته اند و حدود نیمی شان به اتهام ایجاد جراحت و مرگ یازده دوازده تن دستگیر شده اند، موضوع هیچ بحث ویژه خبری ای در رسانه ملی نمی شود و هیچ واکنش درخوری نمی گیرد؛ گویی همه می دانند که اگر قرار به محاکمه باشد، پیش از نزاع کنندگان دو طایفه در باغملک که عامل اختلافشان زمین است، خیلی های دیگر را باید به جرم قصور، محاکمه، یا دست کم توبیخ و تنبیه کرد! * تابناک ...
جدیدش مطلع می شود بچه را با زور و دعوا می گیرد و به دست زنش می دهد اما فریبا را ترک نمی کند. عوض آن، بساط قمارش را این بار در خانه او علم می کند. پسر فریبا حالا 17 ساله است و نزد نامادری و برادرهای ناتنی اش بزرگ می شود. هیچ اطلاعی هم از وجود فریبا ندارد. اینجای داستان، فریبا گریه اش می گیرد ... دیگر وقت رفتن است. این را از اشاره های معصومه می فهمم. دیدار کوتاهی بود اما برای من همین دیدار
اگر تجمل گرایی می کردند باز آن را تئوریزه می کردند در حالی که دولت آقای خاتمی اگر هم راه دیگران را می رفت، سعی در تئوریزه کردن خطا نداشت. یک نکته را اشاره کنم. ما از تجمل گرایی برای مردم حرف نمی زنیم، اما دولتی ها نباید تجمل گرا باشند، چون دست شان در جیب مردم است. در ضمن آقای خاتمی رفتار متفاوتی با منتقدان داشت. وقتی نامه ای به ایشان نوشتیم و ضعف های سیاست تعدیل را گوشزد کردیم، ایشان برخوردی
همه فقیرند؟ این برای کشور و جمهوری اسلامی آبروریزی است. باید دولت رسما وارد عمل شود و یارانه کسی را که نیازی ندارد حذف کند. چرا می گویند شناسایی برخورداران سخت است؟ وقتی می توان حساب و کتاب افراد را از رصد گردش مالی شان به دست بیاوریم چرا این کار را نکنیم؟ بعد عده ای مخالفت می کنند و اسمش را می گذارند سرک کشیدن. کدام سرک کشیدن ؟ سرک یواشکی است اما کار ما قانونی است. رصد گردش مالی افراد در قانون