در را محکم می بندد و می رود داخل اتاقش. وسط راه حرصش را سر بالش وسط هال هم خالی می کند و با لگد پرتش می کند آن طرف. در که بسته می شود بقیه سر تکان می دهند یعنی که باز شروع شد. پیش خودشان می گویند کمی که بگذرد از خر شیطان پایین می آید و او آن طرف در با خودش می گوید: کاری می کنم که راضی بشن، مگه دست خودشونه؟ ... ادامه خبر