منشی تحمل کرده بودند، شروع به کار کردم. اوایل ماه سپتامبر بود که تنش ها در مرز با صربستان صورت گرفته بود، بنابراین آتیلا کیسبندک عکاس خبرگزاری فرانسه و من تصمیم گرقتیم برویم. از اینکه در کنار آتیلا کار می کردم خوشحال بودم زیرا او به عنوان یک مجاری همه جا را مثل کف دست می شناخت و می توانست به راحتی با مردم محلی و پلیس ارتباط برقرار کند. در طی این ماموریت مرزهای شخصی و حرفه ای به
عمل درمی آورد و به مفهوم حقیقی آن دست پیدا می کند . سفر اول؛ بهترین خاطره از حج سفر اول مجری مذهبی صدا و سیما، زمانی اتفاق افتاد که او تقریبا 27ساله بود. او به عنوان خدمه حاجیان به حج مشرف و حاجی شد و این اتفاق تقریبا 10بار برای او تکرار شد. خودش در این باره می گوید: سال 1365بود و اوضاع و شرایط اقتصادی خانواده ام آنقدر خوب نبود که برای سفر حج مستطیع باشم. یک روز در یکی از
، جایی که در طول سال ها از دید همه پنهان مانده بود، و انگار دقیقا برای اصغر آقا اختصاص داده شده بود. 31 سال پیش که خبر شهادت ایشان را گرفتیم عکس اصغر آقا را به داخل امام زاده بردیم و دقیقا در همان مکان به دیوار زدیم، آن زمان مادربزرگ شهید، گفته بودند که اگر اصغرم برگشت اینجا دفنش کنید، که بعد از 31 سال به وصیت ایشان هم عمل شد. ما همه این ها را نشانه می بینیم. پدر شهدا چند روز بعد از مراسم
عجله خود را به قتلگاه برسانند. از ساعت چهار صبح تا به حال بی وقفه زیر آتش شدید گیر افتاده ایم. جهنمی به پا شده است. خمپاره ها و توپ و تیرهای کالیبر و تیربار قدم به قدم به زمین می نشینند و مدام صدای یا مهدی، یا فاطمه و یا حسین به گوش می رسد و خاموش می گردد. خاک و دود همه جا را فرا گرفته است. در هر گوشه ای یکی افتاده و می نالد. هیچ راهی نیست. در یک متری ما آب است که در داخل آن پر از سیم