جنگ که شد، همه با هم همراه شدند تا یک وجب از این خاک به دست دشمن سپرده نشود. شانه به شانه جنگیدند. اگرچه اغلب در پشت جبهه ها بودند اما بعضی از آنها جنگ را از نزدیک تر و زاویه ای دیگر لمس کردند. به گزارش جماران، یکی از آنها دکتر فاطمه ناهیدی است که رفته بود تا مرهم بر زخم برادران رزمنده اش گذارد اما اسیر شد و حالا در گفت وگو با شرق از آن سال ها روایت می کند: اگر می خواهید، در
هر متر از مجنون پذیرای بیش از صد گلوله خمپاره و توپ شده بود. گاهی یک نقطه را آن قدر می کوبیدند که به عمق سه متر و مساحت 50 الی 60 متر چاله ایجاد می شد. آنقدر خاک این جزایر را بمباران می کردند که زمین زیر پایمان مثل گهواره مرتب تکان می خورد و می لرزید. در چنین شرایطی که هر انسانی تاب تحمل و مقاومت را از دست می دهد، ولایتمداری رزمنده ها باعث ماندگاری و مقاومت شان شد. رزمنده هایی که چنین
دادگستری، آدم ها می جنگند برای حقوق از دست رفته شان. گریبان هم را می فشرند تا حقانیت زندگی شان را از شیرابه آبروی همدیگر صاحب شوند. دستفروش ها، متاع ناقابل شان را روبه روی صورتت آیینه می کنند تا نان شب شان را از جیبت بیرون بکشند. ... بعد از 27 سال، کسی یادش نمی آید انتهای کوچه معراج ، واقعا معراج است. مکانی برای عروج. مکانی برای عزیمت. مثل همان سال های جنگ. کسی نمی بیند، کسی نمی داند که
چکیده نَفرِ صَدُم : تابستان 64 مردم برای دومین بار آیت الله خامنه ای را به ریاست جمهوری انتخاب می کنند. اما نارضایتی ایشان از عملکرد کابینه دولت گذشته خصوصاً شخص نخست وزیر، باعث می شود ایشان برای دوره دوم دولت تغییر نخست وزیر را در دستور کار قرار دهند. مسأله ای که با مخالفت امام از سویی و جوسازی های جناح چپ از سوی دیگر روبه رو می شود. امام در نهایت نظر شخصی شان مبنی بر به صلاح نبودن
: بچه های کلاسش را برمی داشت می آورد بیرون شعار می دادند، فکر کنم نخستین مجسمه ای هم که در کشور پایین آوردند، مجسمه شاه در شهرضا و به دست ابراهیم بود. وی افزود: همین اقدامات ابراهیم سبب شده بود تا مأموران رژیم شاه او را تحت تعقیب قرار دهند. رزمنده دفاع مقدس بیان کرد: سال ها بعد خود وی در این مورد این ماجرا گفته است: مهرماه 1357 وقتی قطعنامه پایانی راهپیمایی مردم